«بانوی گل به گونه انداخته، با لهجهٔ شیرینش گفت: باید تخیل کنیم که در مه راه میرویم».
یک شروع محکم، یک داستان کامل، گره، باز شدن گره، یک پایان منطقی و کامل. توی صفحهٔ اول کتاب و فهرست فیپایش که نگاه میکنی به جای موضوع نوشته: «نثر ادبی». هیچ چیز از یک رمان خوب کم ندارد. اما نمیدانم چرا کمتر کسی نادر ابراهیمی را داستاننویس و کتابهایش را جزء کتابهای داستان و رمان محسوب میکند.
چند دلیل بیشتر ممکن نیست باشد؛ یا به خاطر این است که نه روشنفکرها قبولش دارند و نه سنتیها و نه مذهبیها، که چراییاش بماند، یا به خاطر سبک داستانهایش است که معمولاً ریشه در واقعیت دارند و سر در خیال و یا شاید هم بهخاطر تعریف خاصِ خودِ نادر از رمان و داستان بلند است. همه فن حریف بودن نادر هم لابد بیتأثیر نبوده. نویسندهای که هم مینوشت، هم میسرود، هم مینواخت و هم شرح میداد.
قرار نیست اینجا از نویسنده حرف بزنیم. مجال هم نیست، وگرنه از نادر ابراهیمی و قلم روان و سبک شیوایش بیشتر میگفتم. اما باید کتاب را معرفی کرد!
زمانی در کتابخوانی موفقی، که کتابِ مناسب حالت را انتخاب کنی. هر کتابی زمانی دارد برای خوانده شدن و با تو بودن. یک عاشقانهٔ آرام زمانی ندارد جز وقتی میخواهی عاشق باشی یا عاشق هستی. همین! پس اگر وقتش شده باقیاش را بخوان.
«عسل، بیاَدا، سر سفرهام نشست
و من، بیهوا، دلبستهاش شدم.»
اگرچه کتاب با اینجملهها شروع نمیشود اما اینها شروع یک اتفاق هستند. اتفاقی که نویسنده واقعهاش مینامد؛ زندگی و یا شاید عشق یک مرد گیلک به زنی از تبارِ آذریهای اردبیل. عسل و معلم ادبیاتی که هرگز احساس نمیکنی ندانستن اسمش چیزی از داستان کم میکند.
یک عاشقانهٔ آرام سه فصل دارد: «پیش از آن واقعهٔ بزرگ»، «در قلب آن واقعه» و «آنسوی واقعه». واقعهای که شاید برای دیگری باشد، یا برای وطن، یا حتا برای خدا. اما عاشقانه و آرام.
شاید خیلی از اوجها و اتفاقها آنقدر رویایی و قشنگ باشند که دور از دسترس به نظر بیایند، اما ترکیب همین اتفاقات رؤیایی با زندگی روزانه و شرح حال مبازرهٔ یک معلم ادبیات در کنار بانوی آذریاش، داستانی ملموس و قابل درک را برایت آغاز میکند. داستانی از جسن خودمان: ایرانی
|
شنــــاسنامهٔ کتـاب |
|
|
عنوان کتاب: |
یک عاشقانهٔ آرام |
|
ناشر: |
|
|
گروه مخاطبان: |
همهٔ روحهای لطیفِ عاشق |
|
نویسنده: |
نادر ابراهیمی ۱۳۱۵ – ۱۳۸۶ |
|
شمارهگان: |
- |
|
نوبت چاپ: |
یازدهم / ۸۷ |
|
تعداد صفحات: |
۲۴۰ رقعی |
|
قیمت: |
۲۸۰۰ تومان |
|
شابک: |
۶ – ۱۶ – ۵۵۲۹ – ۹۶۴ |
| عنوان | یک عاشقانه آرام |
| نویسنده | نادر ابراهیمی |
| تصویرگر | - |
| مترجم | - |
| ویراستار | - |
| ناشر | روزبهان |
| گروه مخاطبان | بزرگسال |
| جنسیت مخاطبان | فرقی ندارد |
| تعداد صفحات | 240 صفحهٔ رقعی |
| نوبت چاپ | یازدهم - 87 |
| شمارگان | ؟ |
| قیمت | 2800 تومان |
| شابک | 6 - 16 - 5529 - 964 |

- فونتامارا (1.000)
- دلتنگیهای نقاش خیابان چهل و هشتم (1.000)
- مثل آب برای شکلات (1.000)
- من او (1.000)
- نامههایی به یک نویسنده جوان (1.000)
آذری, داستان, داستان عاشقانه, روزبهان, شیر مادر, عاشقانه, عشق, نادر ابراهیمی, نثر ادبی, گیلک, یک عاشقانه آرام
جستجوهای ورودی:























نتیجهٔ بداههنویسیِ نویسندگانِ
مجموعهٔ «یک اسم و چند قصه» قصههایی
کوتاه و لطیف است 
تبلیغ





