درست زمانی که ذهنمان آمادگی به خاطر سپردن تصویرها، صداها، حرفها و وقایع را پیدا میکند، خاطرهها متولد میشوند. بعد شروع میکنند به بزرگ شدن و همراه با ما رشد میکنند. خاطرهها با ورود آدمهای جدید به زندگیمان وسعت مییابند و تبدیل میشوند به جزء لاینفکی از وجودمان.
مرور خاطرات گذشته، به خصوص وقتی پر از شادی و اتفاقات خوب باشند، به روح انسان طراوت میبخشد. این احساسِ لذتبخش، فقط به مرور خاطرههای خودمان محدود نمیشود. شنیدن یا خواندن خاطرات دیگران هم برای ما پر از احساسات خوب است.
بخشی از متن کتاب:
من عاشق اتاقهای پرجمعیت بودم و لحافهای گسترده کنار هم روی قالی و میزهای انباشته از انواع خوراکیها: تنگهای شربت، کاسههای پر از دانههای انار، ظرفهای شُله زرد و پسته و سوهان و گز اصفهان و باقلوای لذیذی که مادر درست میکرد.
چه کیفی داشت وقتی هزاران بوی گیج کننده از گوشههای خانه برمیخواست و توی راهروها میپیچید؛ بوی تنباکوی قلیان مادربزرگ و بخار مطبوع جوشاندههای بیبیجان و عطر زعفران روی برنج گرم همرام با دارچین و زیره و گلاب و پیازهای برشته و کبابهای نیمه سوخته روی ذغالهای داغ.
چقدر دوست داشتم با پچ پچ آدم بزرگها و خندههای پنهانیشان که از اتاقهای مجاور میآمد به خواب روم.
«خاطرههای پراکنده» درست مثل یک دفترچهٔ خاطرات -که باعث میشود چند لحظهای از حال کنده شویم به دنیای پر از صمیمیت گذشته سفر کنیم- شیرین و سرگرمکننده است. نویسنده در بیان این خاطرات بسیار خوب عمل کرده و در لابهلای آنها افکار و عقاید خود را هم نشانده است. او در خاطراتش، از رؤیاها و آرزوها، از صمیمیتی که بر زندگی گذشتگان حاکم بود، از دوستیهای پاک و زلال دوران کودکی و از خوبی و بدیِ آدمهایی که حالا، زیر تلی از خاک آرام گرفتهاند، سخن میگوید. میگوید که چقدر همه چیز ناپایدار است و هر چیزی -هر قدر هم محکم و مقاوم- روزی از بین خواهد رفت.
قدرت بیان نویسنده، در سطر سطر این کتاب احساس میشود و استفاده از استعارهها و تشبیهها و کنایهها، در بیانِ این خاطرات، طعم دلنشینترین به آنها بخشیده است.
زبان داستانها ساده و صمیمی است و همین امر موجب میشود تا هنگام خواندنشان، خودمان را هم جزئی از آنها احساس کنیم.
گلى ترقى متولد ۱۳۱۸ تهران است. او دختر لطف الله ترقی است، همان نویسندهای که مجلهٔ «ترقی» را منتشر میکرد. البته پدرش هیچ وقت نویسنده قهاری نشد و هرچه داستان چاپ کرد، پاورقی بود. البته رمانی هم نوشت، اما هرگز چاپ نشد. گلی ترقى تا سیکل متوسطه را در تهران خواند. بعدها به آمریکا رفت و فلسفه خواند. مدتی بعد به ایران بازگشت و در دورهای ۶ ساله، در دانشکدهٔ هنرهای زیبای دانشگاه تهران، رشتهٔ «شناخت اساطیر و نمادهای آغازین» خواند. سالها است که ترقی از ایران رفته و در فرانسه زندگی میکند.
| عنوان | خاطرههای پراکنده |
| نویسنده | گلی ترقی |
| تصویرگر | - |
| مترجم | - |
| ویراستار | - |
| ناشر | نیلوفر |
| گروه مخاطبان | خاطرهبازها |
| جنسیت مخاطبان | فرقی ندارد |
| تعداد صفحات | 239 صفحه – رقعی |
| نوبت چاپ | ششم - تابستان 1387 |
| شمارگان | 3300 نسخه |
| قیمت | 3600 تومان |
| شابک | 964-448-162-3 |

- راز (1.000)
- لافکادیو (0.694)
- شرلوک هلمز در محلول هفت درصدی (0.694)
- شازده کوچولو (0.694)
- آنا هنوز میخندد (0.694)
انتشارات نیلوفر, خاطرات, خاطره هاي پراكنده, خاطرههای پراکنده, دراژه شکلاتی, گذشته, گلي ترقي, گلی ترقی























چارلی و لولا هدیهٔ خوبی برایِ خودتان و
کوچولویتان است 
تبلیغ






چه شروع خوبی داره این یادداشت :)
باید دید کتابی که معرفی شده هم عین این متن دلچسبه یا نه…