یکشنبه، ۱۳ تیر ۱۳۸۹ | داستان و رمان  
فاطمه روان‌گرد

«اگر شما شانس داشته باشید، فقط یک شانس، تا به گذشته برگردید و اشتباهی را که در زندگی مرتکب شده‌اید جبران کنید، از این فرصت استفاده می‌کنید؟ و اگر این کار را کردید، آن قدر بزرگ هستید که تاب تحملش را داشته باشید؟»*
این جملات را نوشتم، تا شما هم حسی که پس از خواندن «یک روز دیگر»، در کتابفروشی به من دست داد را درک کنید. هما‌ن‌جا، در حالی که ایستاده بودم به فکر فرو رفتم. واقعاً چه طور از این فرصت استفاده می‌کنم؟ اصلاً طاقتش را دارم؟ برای پاسخ دادن به این سؤالات وقت زیادی لازم داریم. در همین زمانی که ما برای فکر کردن داریم، می‌توانیم سرنوشت مردی را بخوانیم که این فرصت به او داده شده تا اندکی از بدرفتاری‌هایی را که در گذشته با مادرش داشته را جبران کند.

نام او چالز چیک بنه تو است. شاید تمام اتفاقات بدی که او از آن‌ها رنج می‌برد برمی‌گردد به انتخابی که در کودکی مجبور به انجام آن شده بود. پدرش در کودکی به او گفت: «تو فقط می‌توانی پسر مامان باشی یا پسر بابا، اما نه هر دو».

بخشی از متن کتاب:

پدرم بعد از هشت سال غیبت، در اولین بازی کالج من در بهار ۱۹۶۸، درست در ردیف صندلی‌های پشت گوشهٔ چوب زن، جایی که به بهترین شکل می‌توانست شیوهٔ بازی مرا ببیند، دوباره ظاهر شد.
هرگز آن روز را فراموش نمی‌کنم. بعد از ظهری پر باد بود با آسمانی به رنگ فلز که خبر از باران می‌داد. من به طرف محل توپ زدن رفتم. معمولاً به صندلی‌ها نگاه نمی‌کنم، اما به هر دلیلی که بود، آن دفعه این کار را کردم. و او آن‌جا بود. موهای شقیقه‌اش خاکستری شده بود، شانه‌هایش کوچک‌تر به نظر می‌رسید، کمرش اندکی پهن‌تر، انگار در خودش فرو رفته بود. اما به جز این‌ها، مثل همیشه بود. اگر هم پریشان بود، چیزی نشان نداد. به هر حال، مطمئن نیستم متوجه «پریشان» حالی پدرم شده باشم.
برایم سر تکان داد. انگار همه چیز از حرکت بازماند. هشت سال. هشت سال تمام. حس کردم لب‌هایم لرزید. یادم هست صدایی در سرم گفت: «حق نداری، چیک. گریه نکن، گریه نکن»
به پاهایم نگاه کردم. آن‌ها را به زور حرکت دادم. تمام راه تا محل قرار گرفتن توپ زن چشم‌هایم را به پاهایم دوخته بودم. و اولین توپ را از بالای دیوار سمت چپ زمین پرت کردم.

■ ■ ■

او پدرش را انتخاب کرد. نتیجهٔ این انتخاب، فقط این بود که پدرش در آستانهٔ نوجوانی او و خانواده‌اش را ترک کرد. چند دههٔ بعد، چارلی مردی شکست خورده است. او نه تنها در کار بلکه در زندگی خانوادگی‌اش هم شکست خورده است. به همین دلیل آن‌ها را ترک می‌کند و وقتی می‌فهمد به عروسی تنها دخترش دعوت نشده، به کلی دچار ناامیدی می‌شود و تصمیم می‌گیرد خودش را بکشد.

چارلی نیمه شب با ماشین به شهر کوچک زادگاهش می‌رود تا کار را همان‌جا که شروع شده بود، تمام کند. اما وقتی گیج و سرگردان به خانهٔ دوران کودکی‌اش می‌رسد، با چیزی حیرت‌انگیز مواجه می‌شود. او در کمال تعجب می‌بیند مادرش -که هشت سال قبل مرده- آنجا است و طوری به چارلی خوش‌آمد می‌گوید که انگار هیچ اتفاقی نیافتاده. در حقیقت چارلی فرصت دارد «یک روز دیگر» را با مادرش بگذراند .

این دومین کتابی‌ست که از «میچ آلبوم» خوانده‌ام. نوشته‌های این نویسنده ساده اما پربار است. او کتاب‌هایش را با جملاتی آغاز می‌کند که خواننده نتواند پیش از خواندن ِ حداقل چند صفحهٔ اول کتاب، آن را زمین بگذارد. همین ویژگی در آغاز تمام فصل‌های رمان‌هایش هم دیده می‌شود.

در این کتاب، نویسنده در خلال اتفاقاتی که در آن یک روز برای نقش اول داستان یعنی «چارلز بنه تو» می‌افتد، قسمت‌هایی را با نام‌های «دفعاتی که من از مادرم حمایت نکردم» و «دفعاتی که مادرم از من حمایت کرد» آورده که نکات کوچک اما مهمی را که ممکن است در زندگی روزمرهٔ هریک از ما رخ دهد بیان کرده است.

فصل‌بندی‌های کتاب کوتاه هستند. همین امر موجب می‌شود تا آن‌ها را با دقت و اشتیاق بیش‌تری بخوانیم.
کتاب از زبان شخصیت اصلی داستان نوشته شده است و این باعث می‌شود در تمام این یک روز، خود را در کنار او حس کنیم.

میچ البوم، نویسنده‌ای کم‌کار، اما بسیار موفق است. کتاب قبلی او، «سه‌شنبه‌ها با موری»، مدت‌ها در صدرِ کتاب‌های پرفروش قرار داشت و «اپرا وینفری» سریالی از روی آن ساخت. پس از این موفقیت درخواست‌های بسیاری از او شد تا دنبالهٔ کتابِ سه‌شنبه‌ها با موری را بنویسد. او این کار را نکرد و شش سال صبر کرد تا «در بهشت پنج نفر منتظر شما هستند» را بنویسد. خودش در این‌باره می‌گوید: «آن قدر صبر کردم تا حرف جدید و الهام‌بخش دیگری برای گفتن داشته باشم.» (نقل به مضمون) این کتاب هم مدت‌ها در میان کتاب‌های پرفروش دنیا قرار داشت.

او موضوع دشواری را برای روایتش انتخاب کرده؛ ذرّه‌ای لغزش او را به دامن و دامِ نصیحت و موعظه و عشق‌های سطحی می‌رساند. ولی او از این خطا خود را مصّون نگه داشته است و داستانی موردِ پسند ارائه می‌دهد.

* جملات داخل گیومه، از سایت ناشر کتاب نقل شده است.

شناسنامهٔ کتاب
عنوان یک روز دیگر
نویسنده میچ آلبوم
مترجم گیتا گرگانی
ناشر کاروان
مزهٔ کتاب شیر مادر
گروه مخاطبان علاقه‌مندان به رمان
جنسیت مخاطبان فرقی ندارد
تعداد صفحات ۲۲۴ صفحه
نوبت چاپ سوم/ ۸۷
شمارگان ۱۰۰۰ نسخه
قیمت ۳۲۰۰ تومان
شابک ۹۷۸-۹۶۴-۸۴۹۷-۹۵-۳

 

 

Share/Bookmark
تازه‌های نشر
القاعده از زبان مشاور سابقش!
مصطفی حامد –مشهور به ابوالولید المصری- از جمله مشاوران و نزدیکانِ سابقِ گروهِ «القاعده» در خاطراتش این گروهِ تروریستی را به مخاطبان شناسانده است.
اسناد مطبوعاتی‌های مجلس رفته در کتابی تازه
این کتاب بر اساس اسناد گواهی می‌دهد که بیش از هزار نفر از اهالی قلم به مجلس رفته‌اند. از این تعداد 240 نفر مدیرمسؤول و سردبیر بوده‌اند.
پیراهن تو پرچم کدام جمهوری است
پیراهن تو پرچمِ کدام جمهوری است نخستین دفترِ شعرِ رسول پیره است که انتشاراتِ دفترِ شعرِ جوان در سال 1390 آن را منتشر کرده است.
رویدادهای فرهنگی
همراه امام با مردم سخن می‌گوید | برگزار شد
صادق طباطبایی همراهِ امام خمینی، سخنگویِ دولتِ مهندس بازرگان، خواهرزادهٔ امام موسی صدر و از اقوامِ مدیرِ شهرِ کتاب است.
رونمایی از تصویر قدیمی‌ترین قرآن در مجلس
این دست‌نوشتهٔ نفیس مربوط به سال 484 هـ.ق است. نامِ عثمان بن حسین وراق غزنوی به عنوان کاتب و تذهیب‌کارِ این قرآن برده شده است
گفتگو درباره تازه‌ترین اثر بلخاری در شهر کتاب
کتاب "فلسفه هنر اسلامی" نوشته دکتر حسن بلخاری سه‌شنبه 27 دی‌ماه در شهر کتاب بررسی می‌شود.
بازنشر نوشته‌های اشا، با هر حجم و به هر نحو، بدون اجازه و اطلاعِ اهالی خانه، مایه‌ کدورت است!