مروری بر مجموعه کتاب‌های «چطور باید...» محصول انتشارات قطره و ایران‌بان
یکشنبه، ۶ تیر ۱۳۸۹ | نقد  
بهرام بابایی

مسئولیتِ بچه‌ها، معمولاً برای پدر و مادرها، یک چالش است. به ویژه این روزها که هر چه می‌گذرد، بچه‌هایی باهوش‌تر و توأمان گستاخ‌تر به دنیا می‌آیند. این مسئولیت، زایندهٔ نیازهای چشم‌گیری است. طبعاً به دنبال هر نیاز، ابزار و امکاناتی برای رفعِ نیاز به وجود می‌آید.

حالا دیگر زمانِ مشورت گرفتنِ از خاله‌خان‌باجی‌ها نیست. نه دیگر به آن‌ها دسترسی داریم و نه می‌توان از امثال‌شان حرفِ راه‌گشایی گرفت. دوره، دورهٔ بچه‌های تو سری خورِ سر به زیر نیست. امروز، برای تأمین تربیت فرزندان و بر آمدن از عهدهٔ این مسئولیت، مشاورانی چون برنامه‌های آموزشی تلویزیون، مقالاتِ مجلات و کتاب‌ها در دسترس‌اند. اما آیا این‌ها، بیش از خاله‌خان‌باجی‌ها به کار می‌آیند؟

جوابِ این سؤال، یک جملهٔ اسنادیِ قطعی نیست. برای یافتن این پاسخ، می‌بایست هر یک از این مشاوران را جدا جدا بررسی کرد.

تلویزیون هنوز برای مادرانِ خانه‌دار که ظهرها پای برنامه‌ٔ «سیمای خانواده»، «تصویر زندگی» یا «خانهٔ فیروزه‌ای» می‌نشینند، مهم‌ترین مرجعِ تقلید است!

در کشور ما، مجلاتِ تخصصی خانواده که مطالبِ مشاوره‌ای و روانشناسانهٔ مفید داشته باشند، چندان معتبر، جدی و شناخته شده نیستند. شاید بتوان مجله‌ای مانند «سپید دانایی» را برای این گروه مصداق دانست، اما تقریباً نشریه‌ای که جدی و مفید و پایدار باشد، کم‌یاب است. مجلات دیگر هم، مطالبی زرد، سر دستی و گردآوری شده به هر قیمتی را منتشر می‌کنند که برای مخاطبانِ علاقه‌مند به عکس بازیگران و جدول‌های سودوکو جذاب است.

در این میان، کتاب‌ها راهنمایانِ جدی‌تری به حساب می‌آیند و پدر و مادرهای اهلِ مطالعه، پیش از هر چیز، به آن‌ها رجوع می‌کنند. ممکن است بعضی از والدین که پیش از پذیرش این مسئولیت کتاب‌خوان نبوده‌اند، بعد از پدر و مادر شدن، رو به مطالعه بیاورند و برای داشتن فرزندانِ خوب، از کتاب‌ها کمک بگیرند.

آیا کتاب‌های رواشناسی کودک، صد در صد مفید است؟ جواب این سؤال قطعاً «نه» است. هیچ کتاب و مشاوره‌ای، کامل نیست. بسیاری از نسخه‌هایی که روان‌شناسان به صورت کلی می‌پیچند و در تألیفات‌شان می‌گنجانند، کاربرد عمومی ندارد. هر آدمی، طوری است. آدم‌ها اگر چه اشتراکاتی دارند، اما قابل دسته‌بندی دقیق نیستند. بنا بر این، هر کس، قلقی دارد.

آیا پدر و مادرهایی که بعد از تولد فرزندشان، رو به مطالعه آورده‌اند، به کتاب‌های خوبی دسترسی پیدا می‌کنند؟ همیشه نه. بسیاری اوقات، این پدر و مادرها، به دلیل ناآشنایی با کتاب‌های خوب، ناشران معتبر و نویسندگانِ شناخته شده، برای خرید کتاب عجله می‌کنند و هرچه گیرشان بیاید می‌خرند. این خریدهای «همین‌طوری» معمولاً در نمایشگاه‌های کتاب به وفور دیده می‌شود.

باید راهی برای دسترسی پدر و مادرها به کتاب‌های خوب یافت. به نظر نمی‌رسد، آموزش و پرورش، مثلاً در جلسات مشترک اولیاء مدارس و اولیاء دانش‌آموزان، به دنبال انتقال دانش به پدر و مادرها باشد. این جلسات، بیش‌تر صرفِ ایجاد رابطه برای بهره‌برداری‌های مالیِ آتی تشکیل می‌شود. با این وصف، حساب کردن روی سیستمِ آموزشی کشور، چندان امیدبخش نیست.

معرفیِ کتاب‌های خوب در رسانه‌ها، شاید راهِ بهتری باشد. خوب است که کارشناسانِ تلویزیون به جای ارائهٔ صد در صدی نظرات خود، والدین را به کتاب‌ها هم ارجاع دهند. این کار، می‌تواند به یک کتاب و توأمان به موضوع مطالعه، اهمیت رسانه‌ای بدهد.

برای داشتنِ امکانِ معرفیِ کتابِ خوب، باید کتاب‌های خوب در اختیار داشته باشیم. آیا این کتاب‌ها در کشورمان چاپ می‌شوند؟ جواب این سؤال هم سخت است. چیزی است میان بله و خیر. ناشرانی مانند «نشر قطره» و «ایران‌بان»، کتاب‌های روان‌شناسی چاپ می‌کنند. در بین این آثار، کتاب‌هایی که دربارهٔ کودکان است، کم نیست. مثلاً، مجموعه‌ٔ «چطور باید…» که این دو ناشر در انتشارش با هم مشارکت می‌کنند، در نگاهِ نخست، کار خوبی است. این نکته که یک ناشر، نیاز به داشتنِ چنین آثاری در میان کتاب‌های فارسی را دریافته و برای عرضهٔ آن‌ها قدم برداشته است، تحسین‌آمیز است. اما این مجموعه نقایصی دارد.

«چطور باید…» سه کتاب است. کتاب‌هایی روان‌شناسانه دربارهٔ کودکان و برای کودکان. یعنی، مؤلفان این آثار می‌کوشند به خودِ کودکان بگویند باید چه رفتاری داشته باشند و از چه کارهایی پرهیز کنند. و البته این «گفتن»‌ها، ابداً رنگ و بویِ توصیه و تأکیدهای بزرگانه را ندارد. طرح‌ها و صفحه‌آرایی خاص کتاب و نوعِ ادبیاتِ نوشته‌هایشان، به مخاطب می‌فهماند که با یک «بزرگتر» بد اَخم طرف نیست و لزومی ندارد جلوی سرزنش‌ها و نصیحت‌های او مقاومت کند. انگار، یک رفیق، کنارِ کودکِ در آستانهٔ نوجوانی‌مان نشسته و به او می‌گوید: تو فلان مشکل را داری؟ خیالی نیست، این کار رو بکن، حل میشه!

یکی از کتاب‌های این مجموعه، «چطور باید در خانواده زنده ماند؟» نام دارد. نویسندگان این کتاب، «کاترین ماتلن» و «برنادت کاستا»‌اند. ناشر دربارهٔ ایشان نوشته است: کاترین ماتلن روان‌پزشک و برنادت کاستا روزنامه‌نویس، هم بچه‌ها را خوب می‌شناسند و هم بزرگ‌ترها را. آن‌ها می‌دانند چطور مسائل را از حالت مصیبت‌بار و فاجعه‌آمیز خارج کنند…

در این کتاب (مانند دو کتاب دیگر) «نکات طلایی» و توصیه‌های داخل کادری آمده تا یک‌ نوع تأکید بر راه‌های عبور از مشکلات اعمال شود. طرح‌های کتاب هم، هم‌قدم با متن، می‌کوشند حالاتِ بچه‌ها در لحظات مختلف را جلوی چشم بیاورند. همه چیز خوب، دل‌چسب و آرامش‌بخش است.

خوب است چند سطری از این کتاب را با هم مرور کنیم:

■ «دیگه از کلاس پیانو حالت به هم می‌خوره؟ مادرت با تو مثل بچه‌ها رفتار می‌کنه؟» (پشت جلد)

■ پول پدر و مادر، پول خانواده است. تو هم از آن استفاده می‌کنی. احمقانه است که پول خودت را بدزدی. این‌طور فکر نمی‌کنی؟ (صفحهٔ ؟ – در کتاب شمارهٔ صفحات نیامده است!)

■ بهتر است این‌طور بگویی: «می‌دونی مامان، من تو رو خیلی دوست دارم. ولی بوسیدن رو زیاد دوست ندارم.» تا: «آه! بسه دیگه! میشه منو این‌قدر به خودت فشار ندی؟»

■ به پدر و مادرت قول بده که از اردو برای آن‌ها نامه خواهی نوشت، حتماً به آن‌ها بگو که دلت برای آن‌ها تنگ می‌شود. ولی تو آماده‌ای این دلتنگی را تحمل کنی.

■ اگر خودت را خیلی تنها می‌بینی، اگر حس می‌کنی خیلی تنهایی، به بچه‌های عمو و بچه‌های دایی و دوستانت نزدیک‌تر شو.

■ یکی از دوستانت یک حیوان دارد؟ یک آخر هفته حیوانش را از او قرض بگیر. در این صورت هم به پدر و مادرت نشان می‌دهی که می‌توانی به یک حیوان رسیدگی کنی و هم خودت متوجه خواهی شد که نگهداری یک حیوان کوچولو چقدر کار و مسئولیت دارد.

■ مامانم بدون در زدن وارد اتاقم می‌شود. «این مسئلهٔ مهمی است و باید بین تو و مامانت گفتگویی انجام بگیرد. اول از همه بگو ببینم: آیا تو بدون در زدن وارد اتاق بابا و مامانت می‌شوی؟ خب پدر و مادرها هم بعضی مواقع باید تربیت بشوندو  باید به آن‌ها نمونه‌های خوب نشان داد!

■ طبیعی است که آدم رازهایی داشته باشد، اما بعضی مواقع دلت می‌خواهد آن‌ها را با کسی در میان بگذاری. باید کسی را در خانواده‌ات پیدا کنی که متخصص نگهداری راز باشد، عمه، خاله، پدر بزرگ، پسر خاله یا پسردایی. در همهٔ خانواده‌ها هست! این وظیفهٔ تو است که یک آدم مورد اطمینان در دور و بر خودت پیدا کنی و با خیال راحت هرچه در دلت هست به او بگویی. و مطمئن باشی که او «راز دار» است.

■ سعی کن در دعوای آن‌ها [پدر و مادر] مداخله نکنی. هیچ‌موقع از هیچ‌کدام طرفداری نکن! فکر نکن یکی ضعیف‌تر است و تو باید دفاع کنی.

این‌ها، نمونه‌هایی از متنِ کتابِ «چطور باید در خانواده زنده ماند» است. این نمونه‌ها، به خوبی نشان دهندهٔ شیوهٔ ارائهٔ مسئله در کتاب است. نویسنده که مشکلات را می‌شناسد، تلاش می‌کند آن را از آغاز و به صورت مصداقی مطرح کند. سپس، از منظر یک کودک / نوجوان، به موضوع نگاه می‌کند و برای رفع آن، راه‌حل‌هایی پیشنهاد می‌کند. دست آخر هم، چیزی به عنوان «نکتهٔ طلایی» می‌آورد تا به خوبی در ذهن مخاطبش بماند.

در نمونه‌هایی که نویسنده آورده و مترجم بدون دخل و تصرف آن را ترجمه کرده است، تضادها یا فقدانِ اشتراکات زیاد به چشم می‌خورد. مثلاً، آن‌جایی که موضوعِ گرفتاری دربارهٔ مسئولیت داشتنِ یک «حیوان خانگی» است. همه می‌دانیم که داشتن یک حیوان خانگی (غیر از چیزهایی مثل مرغ و خروس و لاک‌پشت و ماهی و امثالهم که نجس نیستند) برای اغلب خانواده‌های ایرانی پذیرفتنی نیست. در عین حال، در صفحات مختلف کتاب، و در تصاویر، تصویر سگی که کنار کودک ایستاده، نشسته یا خوابیده را می‌بینیم. تصاویر و کلمات، موضوعی را عنوان می‌کند که ممکن است کودک ایرانی اساساً به آن مبتلا نباشد!

در نمونهٔ دیگر، موضوعِ «کلاس پیانو» است. اساساً چند نفر از کودکان سرزمین ما، تا به حال «پیانو» را از نزدیک دیده‌اند؟

این تضادهای فرهنگی و فقدان اشتراکات را در جاهای دیگر کتاب نیز می‌توان یافت. این موضوع را پیش‌تر، در تورقِ کتاب «چطور باید در مدرسه زنده ماند» دیده بودم. در آن کتاب، تصاویر و موضوعاتی که مطرح می‌شود، اغلب بر «مختلط بودن مدارس» تأکید دارد. یعنی دربارهٔ کودکی حرف می‌زند که در یک مدرسهٔ دختر-پسری، با مشکلاتی مواجه است.

علاوه بر همهٔ این‌ها، بعضی از نکات مطرح شده در این قبیل آثار، مطلقاً صحیح نیستند. البته این طبیعی است و مؤلفان «چطور باید در خانواده زنده ماند» نیز در مقدمهٔ کتاب خود، به این نکته اذعان می‌کنند.

این مجموعه، در برگیرندهٔ نکاتِ مفیدی است اما همهٔ آن‌ها برای کودک ایرانی مفید نیستند. گاهی تضادها آن‌چنان است که با چهارچوب‌های خانوادگی در ایران نیز در تضاد است. مثلاً، موضوع دعوت از دوستان هم‌مدرسه‌ای برای خوابیدن در خانه، در کشور ما مبتنی است بر پیروی از قواعد نانوشته و عجیب و غریب هر خانواده و حتی مذاقِ هر پدر و مادر. در واقع، در ایران، بچه‌ها در ایجاد تعامل با هم‌سالان‌شان آن‌طور که در غرب مستقل‌اند، استقلال ندارند.

در این شرایط، به نظر می‌رسد تلاش برای تولید کتاب‌های روان‌شناسانهٔ ایرانی، امری ضروری است. این تلاش را، نشر قطره مدتی قبل با تولید کتاب‌های روان‌شناسی به قلم روان‌شناسانِ ایرانی آغاز کرد و دربارهٔ این تلاش، همین دلیلِ «اقتضائات فرهنگی» را آورد. بنابراین طبیعی است اگر از این ناشر، انتظارِ تولیدِ آثاری بهتر و کارشناسانه‌تر را داشت.

 

 

Share/Bookmark
تازه‌های نشر
القاعده از زبان مشاور سابقش!
مصطفی حامد –مشهور به ابوالولید المصری- از جمله مشاوران و نزدیکانِ سابقِ گروهِ «القاعده» در خاطراتش این گروهِ تروریستی را به مخاطبان شناسانده است.
اسناد مطبوعاتی‌های مجلس رفته در کتابی تازه
این کتاب بر اساس اسناد گواهی می‌دهد که بیش از هزار نفر از اهالی قلم به مجلس رفته‌اند. از این تعداد 240 نفر مدیرمسؤول و سردبیر بوده‌اند.
پیراهن تو پرچم کدام جمهوری است
پیراهن تو پرچمِ کدام جمهوری است نخستین دفترِ شعرِ رسول پیره است که انتشاراتِ دفترِ شعرِ جوان در سال 1390 آن را منتشر کرده است.
رویدادهای فرهنگی
همراه امام با مردم سخن می‌گوید | برگزار شد
صادق طباطبایی همراهِ امام خمینی، سخنگویِ دولتِ مهندس بازرگان، خواهرزادهٔ امام موسی صدر و از اقوامِ مدیرِ شهرِ کتاب است.
رونمایی از تصویر قدیمی‌ترین قرآن در مجلس
این دست‌نوشتهٔ نفیس مربوط به سال 484 هـ.ق است. نامِ عثمان بن حسین وراق غزنوی به عنوان کاتب و تذهیب‌کارِ این قرآن برده شده است
گفتگو درباره تازه‌ترین اثر بلخاری در شهر کتاب
کتاب "فلسفه هنر اسلامی" نوشته دکتر حسن بلخاری سه‌شنبه 27 دی‌ماه در شهر کتاب بررسی می‌شود.
بازنشر نوشته‌های اشا، با هر حجم و به هر نحو، بدون اجازه و اطلاعِ اهالی خانه، مایه‌ کدورت است!