حتماً این داستان قدیمی را همه شما شنیدهاید که: «یکی بود یکی نبود… در سرزمین مردمان آریایی که در قسمت بالای منطقهٔ دریای سیاه (سیبری) زندگی میکردند، یکهو قحطی آمد و آریاییها هم که دامدار بودند و دیگر علوفهای برای اسبها و بزهایشان پیدا نمیشد تصمیم به مهاجرت! گرفتند و سه گروه شدند. دستهای از آنها به هند، دستهای دیگر به غرب (اروپا)، و دستهای هم به ایران کوچ! کردند. و این چنین مبدأ تاریخ باستان ایران، از ورود آریاییها به ایران و پیدایی سلسلهٔ هخامنشیان آغاز شد…»
آیا واقعاً این داستان «راست» و واقعی است؟ آیا مبدأ تاریخ ایران از زمان «حمله» آریاییها به سرزمینمان شروع میشود؟ اصلاً چند سال است که آریاییها به ایران وارد شدهاند؟ آیا قبل از آن ایران سرزمینی بدون سکنه بود؟…
داستان بالا داستانی است که نزدیک به ۱۰۰ سال توسط افراد مشخصی چون ادوارد بروان، حسن پیرنیا (مشیرالدوله)، گیریشمن (باستان شناس فرانسوی) و جناب شاپور شهبازی و تقی زاده گفته شده و بعضی از نویسندگان جدیدتر هم بدون بررسی دلایل و چون و چرای اصل داستان آن را در کتابهای مختلف تاریخ از جمله کتابهای تاریخ مدارس بازگو کردهاند. اما میدانید که تاریخ ایران در زمینهٔ شهرنشینی و داشتن تمدن، بر اساس یافتههای باستانشناسی به حداقل ۱۰ هزار سال پیش میرسد. در واقع تاریخ ایران از ۱۰ هزار سال پیش متشکل از زندگی مدنی (یکجانشینی)، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی اقوام مختلف ایرانی در جای جای ایران است. تمدن کهن «سیلک» در محدودهٔ استانهای کاشان، قم، تهران و مازندران، تمدن کهن «مانایی» و قوم کرمانج (کرد) در منطقهٔ زیویه در غرب کشور، «کاسپین»ها در فلات مرکزی ایران (همان لرهای خودمان)، مردمان فرهنگ لاتزیها و موستریها (سیستان و بلوچستانیها و یزدیها و کرمانیهای امروز) و…همه و همه تاریخی با قدمت ۱۰ تا ۸ هزار سال دارند. اما ورود اولین گروه آریائیها (مادها) که بعد از جنگ با کرمانجها آنها را شکست دادند و در منطقه ایشان ساکن شدند، (یعنی بخشی از سرزمین ایران را به اشغال خود درآوردند) به ۵۹۴ سال قبل از میلاد یعنی
بخشی از متن کتاب:
در تخت جمشید است که الگوی متمرکزی از تمدن ایران پیش از هخامنشیان به دست داریم و در تخت جمشید است که با البسه، هنر، صنعت، کشاورزی و حتی خلق و خوی این همه قوم ایرانی متمدن ولی مغلوب آشنا میشویم. آنچه را که طراح صحنه بارعام داریوش در تخت جمشید باقی گذارده، به راستی که سخنگوی سرنوشت ملتهای مغلوب ایرانی و غیر ایرانی با تاریخ و با آیندگان است. آن هنرمند کم نظیر به خوبی توانسته است نظم، سکوت و آن ناگزیری را، که پیوسته در میان ملتهای مغلوب…چنان به استادی تصویر کند، که گویی آنها به اشتیاق هستی خود را تقدیم میکنند
۲۶۰۰ سال پیش بر میگردد. حالا خودتان قضاوت کنید که تاریخ ۱۰ هزار ساله کجا و تاریخ ۲۶۰۰ سال کجا؟
خلاصه این قدر برایتان مقدمه نوشتم تا بتوانم بنویسم آلان نزدیک به یک دهه میشود که مورخین و پژوهندگان تاریخ به دنبال پاسخ این سؤال میگردند که چرا مورخینی که عمدهٔ آنها هم سابقه عضویت در لژهای فراماسونری را دارند، میخواهند به من و شمای ایرانی بقبولانند که تاریخ باستان ایران از ورود آریاییها شروع میشود و به راحتی تاریخ شش هزار سال قبلش را فاکتور میگیرند. یکی از این پژوهشگران تاریخ «ناصر پورپیرار»است که در کتاب «دوازده قرن سکوت – کتاب اول: برآمدن هخامنشیان» این مسئله را مورد بررسی کامل قرار دادهاند.
نویسنده ابتدا به وضعیت آریاییها در منطقهٔ سیبری، سپس به وضعیت یهودیان پراکنده شده در جهان بعد از حملهٔ «بخت النصر» -پادشاه بابل- به فلسطین میپردازد و در مرحلهٔ بعد رابطه میان آن دسته از یهودیان کوچیده به سیبری را با آریاییها (از آریامنه تا کورش) مورد بررسی قرار میدهد. در ادامه، نویسنده مسیر حملهٔ آریاییهای سیراب شده با سکههای طلا و نقرهٔ یهودیان را به سرزمین بابل و شکست ایشان و در مرحلهٔ آخر حملهٔ کورش به سرزمین ایران و شکست اقوام ایرانی را توضیح میدهد. پورپیرار در این کتاب اسناد و گِلنبشتههای هخامنشی و تورات به ویژه رسالهٔ «استر» را مورد بررسی دقیق قرار میدهد و بر اساس همانها اثبات میکند که آریاییها درست مثل قوم مغول که به ایران تهاجم کرده بودند، به ایران حمله کردهاند. در این حمله، آریائیها، اقوام ایرانی را مغلوب کردهاند و غالبانه با آنها رفتار کردهاند؛ اما طی یک قرن بعد خود تحت تأثیر فرهنگ غنی ایرانی خوی خونریز و الههپرست خود را کنار گذاشته و یکتاپرست و متمدن شدهاند… (خوب حالا «العاقل یکفی به الاشاره». وقتی پای یهود وصهیونیسم وسط بیاید و از طرف دیگر جماعت فراماسونر و… دیگر تعجبی دارد که یهود بخواهد بگوید منجی قوم ما«کورش مسیح یهود» سرآغاز تاریخ باستان ایران است؟)
البته این بررسیها را نه فقط جناب پورپیرار که آقایان «ایرج افشار سیستانی» در چند فصل میانی کتاب «ایلام و تمدن دیرینهٔ آن» و «م.مالووان» باستانشناس فرانسوی در کتاب «ایران و تمدن بینالنهرین»، آقای «عبدالله شهبازی» در کتاب «زرسالاران یهود و پارسی»، آقای «شهریار زرشناس» در جلد اول کتاب «نگاهی کوتاه به تاریخچهٔ روشنفکری در ایران» و… انجام دادهاند.
بنابراین، پیشنهاد میکنم کتاب «دوازده قرن سکوت» را حتما بخوانید تا بدانید چطور تا قرنها، تاریخِ جعلیِ نوشته شده توسط مورخین فراماسونر به مردم ما قبولانده شده و اصلش چه بوده است.
بعدالتحریر: این را هم برایتان بنویسم که گرچه در این کتاب جناب ناصر پورپیرار کاملاً علمی و مستند مسائل مربوط به تاریخ باستان ایران را مورد بررسی قرار داده اما ایشان در کتابهای بعدیشان مثل «پلی بر گذشته» -برآمدن اسلام- ادعاهای عجیب و غریبی دربارهٔ تاریخ صدر اسلام و جمعآوری قرآن کریم مطرح میکند که بدون سند و مدرک است و دست کمی از ادعاهای حسن پیرنیا دربارهٔ تاریخ باستان به ویژه قبل از حملهٔ آریاییها به ایران ندارد. ایشان در این کتابها بعضی مسلمات را دربارهٔ رفتار و کردار حضرت علی(ع) مثل جمعآوری قرآن توسط ایشان و… را بدون علم زیر سؤال میبرد که البته این اشتباهات ایشان نباید باعث شود دلایل منطقی و حرفهای مستندشان دربارهٔ تاریخ ایران باستان مورد بیتوجهی یا رد قرار گیرد.
بخشی از متن کتاب را بشنوید:
| شناسنامه کتاب | |
| عنوان | دوازده قرن سکوت – کتاب اول:برآمدن هخامنشیان |
| نویسنده | ناصر پورپیرار |
| ناشر | کارنگ |
| مزه کتاب | آبگوشت |
| گروه مخاطبان | علاقهمندان به تاریخ |
| تعداد صفحات | ۲۶۴ صفحه / رقعی |
| نوبت چاپ | پنجم / ۸۵ |
| شمارگان | ۳۳۰۰ نسخه |
| قیمت | ۲۰۰۰ تومان |
| شابک | ۲-۳۰ -۶۷۳۰ – ۹۶۴ |
آبگوشت, آریایی, آریاییها, تاریخ ایران, حسن پیرنیا, دوازده قرن سکوت, مهاجرت آریاییها, ناصر پورپیرار, کورش, کوروش




















چارلی و لولا هدیهٔ خوبی برایِ خودتان و
کوچولویتان است 
تبلیغ





