آیا «روباه و لحظههای عربی» کتاب خوبی است؟ جواب این سؤال کمی دشوار است. برخی با خواندن این مجموعه داستان، آن را ستودهاند و برخی دیگر (که کمیتشان بیشتر است) آن را کتابی سراسر موهوم و دشوار خواندهاند. این موضوعی بود که در دومین نشست هیأت کتاب اشا در یکم بهمنماه ۸۸ بر زبان حاضران در جلسه رفت. بعضی از حاضران در نشست، معتقد بودند که دیریابی زبان و داستان کربلاییلو، نشان از قدِ بلندِ قلم و فهم او دارد و اگر مخاطبانِ عادی، جهان داستانِ این نویسندهٔ جوان را نمیفهمند، ایراد از خودشان است!
کربلاییلو، در جلسهٔ نقد کتابش در خانهٔ کتاب اشا، علناً گفت: مخاطب برای من مهم نیست. اما این جمله، بدون جواب نماند. در همان جلسه، وقتی نویسندهٔ جوان با این سؤال مواجه شد: اگر مخاطب برایت مهم نیست، پس چرا کتابت را چاپ میکنی؟
برچسب «عوامی» و «نفهمی» زدن به خوانندهٔ آثار کربلاییلو، اتفاق تازهای نیست. در طول سالها، داستاننویسان بسیاری آمدهاند و رفتهاند که وقتی مخاطب با نهایتِ صداقت میگفته: «من داستان شما را نفهمیدم»، جواب شنیده: شما عوام هستید و طبیعی است که نفهمید.
اینچنین است که شمارگانِ کتاب کربلاییلو و کتابهای مشابه آن، به زور از ۱۱۰۰ نسخه تجاوز میکند. یعنی در کل مملکت ۷۰ و اندی میلیونی ما، تنها ۱۱۰۰ نفر میتوانند (یا تصور میکنند که میتوانند) آثار او را بفهمند.
در همان جلسه، برخی از حاضران اذعان کردند که مجموعه داستان کربلاییلو، بیش از آنکه داستان باشد و خط سیر و آغاز و انجامی داشته باشد، «نوشته» است. این نکتهای است که در «اشاوه شماره ۶» قابل شنیدن است. در آن جلسه، کربلاییلو حاضران در نشست را به «نخواندن قرآن» متهم کرد. این درحالی بود که در آن نشست، حافظ بخشهایی از قرآن حضور داشت! کربلاییلو، مدعی بود تکنیکهای داستانش را از قرآن وام میگیرد. بنابراین، بینظمی در زمان، بینظمی در افعال و بینظمی در خط سیر روایت را توجیه کرد. اما او به این سؤال جواب نداد که: آیا ویژگیهای قرآن و داستانهای شما یکسان است تا شیوهٔ روایتِ یکسان در هر دو قابل استفاده باشد؟
از نگاه کسی که کتاب کربلاییلو را خوانده است باید بگویم: «روباه و لحظههای عربی» تکههای توصیفی دلنشین و زیبایی دارد، اما در واقع، داستانهای خوبی در آن نیست.
با این اوصاف، این سؤال که «آیا کتاب روباه و لحظههای عربی خوب است؟» دو پاسخ دارد:
یک: شما نمیفهمید
دو: خیر
با این همه و درحالیکه بسیاری از خوانندگان داستانهای کربلاییلو را «داستان» نمیدانند، یک جایزهٔ ادبی، کتابی را که تنها ۱۱۰۰ نسخه تیراژ دارد و هنوز –به شهادت ناشر در سایت رسمی خود- تعدادی از آن به فروش نرفته، در میان نامزدان دریافت جایزهٔ خود قرار میدهد تا بیش از پیش بر بیاعتباریِ جوایز ادبی در این مملکت ایمان بیاوریم. و ایمان بیاوریم به این نکته که ذائقهٔ داوران و برگزارکنندگان جوایز ادبی، بسیار بسیار از ذائقهٔ مردم دور است. و این، بیش از هرچیز ناشی از ندانستن دردها، زندگی، دوستداشتنها و شرایط مردم ما است.
جایزه روزی روزگاری, روباه و لحظههای عربی, مرتضی کربلاییلو, نامزدهای جایزه روزی روزگاری





















نتیجهٔ بداههنویسیِ نویسندگانِ
مجموعهٔ «یک اسم و چند قصه» قصههایی
کوتاه و لطیف است 
تبلیغ






سلام شاید کسانی قران بخوانند در بین دوستانی که میگویید اما به واقع به جان آنچه در تکنیک نوشتاری قرآن هست نمیرسند این را باید از ادیبان عرب زبان برسید
اما انچه مرتضی میسازد فهمی شخصی و درست از ساختار زبانی قرآن است و همین اثر او را غنا میبخشید
به نظر میرسد بعضی فسیل ها را باید از خاطر تاریخ ادبیات به موزه ادبیات ایران منتقل کرد تا نسل حاضر هوای تازه استشمام کند