دوشنبه، ۲۷ اردیبهشت ۱۳۸۹ | داستان و رمان  
فاطمه روان‌گرد

گاهی اوقات خواندن بعضی کتاب‌ها، آرامش خاصی به انسان می‌بخشد. و گاهی هم برعکس، تمام فکر و ذکرت متوجه وقایع کتاب می‌شود و مدام در این فکری که قرار است چه  اتفاقی بیفتد، یا نکند این بشود و نکند آن نشود!

«بازماندهٔ روز» کتابی است که از گذشته حرف می‌زند؛ طوری که از حال عقب نمی‌مانی، حسرت گذشته را نمی‌خوری و سعی می‌کنی از هرآنچه در او است -چه خوب چه بد- درس بگیری. گذشتهٔ «استیونز» شخصیت اصلی این داستان، با گذشتهٔ یک خانهٔ اشرافی گره خورده است. «استیونز» از آن گذشته به خوبی یاد می‌کند، زیرا از این‌ که روزگاری در خدمت «لرد دارلینگتن» بوده و هر آنچه که در توان داشته برای او انجام داده، احساس سربلندی می‌کند. او برای رسیدن به این جایگاه (باتلری) و داشتن رضایت قلبی از

بخشی از متن کتاب:

میس کنتن لحظه‌ای ساکت شد. بعد ادامه داد:‏
«این معنی‌اش این نیست که بعضی اوقات -بعضی اوقات خیلی سخت- با خودم نمی‌گویم که: چه اشتباه وحشتناکی با زندگی خودم کردم. آن وقت آدم به زندگی دیگری فکر می‌کند، زندگی بهتری که می‌توانسته داشته باشد. مثلا من به آن زندگی فکر می‌کنم که ممکن بود با شما داشته باشم، آقای استیونز. گمان می‌کنم در همین لحظه‌ها است که سر هیچ و پوچ عصبانی می‌شوم و از خانه‌ام می‌روم. ولی هر وقت که این کار را می‌کنم، چیزی نمی‌گذرد که متوجه می‌شوم جای من توی خانه و کنار شوهر است. بالأخره ساعت را که نمی‌شود به عقب برگرداند. آدم نمی‌تواند تا ابد در این فکر باشد که چگونه ممکن بود بشود. انسان باید بفهمد که نصیب و قسمتش مثل دیگران بوده، شاید هم بهتر از دیگران؛ آن وقت باید شکرگزار باشد.»
خیال نمی‌کنم جواب میس کنتن را فوری دادم، چون یکی دو دقیقه طول کشید تا معنای کلمات ایشان را هضم کنم. به علاوه، همان طور که لابد متوجه شده‌اید، معنای این کلمات طوری بود که می‌بایست نوعی غم و افسوس در بنده به وجود بیاورد. در واقع -چرا اذعان نکنم؟- در آن لحظه قلبم داشت می‌شکست. ولی چیزی نگذشت که به طرف او برگشتم و با لبخند گفتم :
«شما کاملاً درست می‌گوئید، خانم بن. همان طور که گفتید حالا دیگر خیلی دیر است که ساعت را به عقب برگردانیم. در واقع من اگر گمان کنم که این جور خیالات باعث ناراحتی شما و شوهرتان شده، دیگر خواب راحت نخواهم داشت. همان طور که اشاره کردید، همهٔ ما باید از بابت آن چه داریم شکرگزار باشیم. از روی حرف‌هایی که از زبان شما شنیدم، خانم بن، شما باید راضی باشید. در واقع می‌توانم بگویم با باز نشسته شدن آقای بن و متولد شدن نوه‌‌ها، شما و آقای بن باید سال‌های بسیار خوشی را در پیش داشته باشید. شما واقعاً نباید اجازه بدهید که این جور خیالات بچگانه آن خوشبختی را که در خورش هستید از شما بگیرد.«

«شما درست می‌گوئید آقای استیونز. شما خیلی لطف دارید.»

■ ■ ■

خدماتش، خیلی چیز‌ها را زیر پا گذاشته است. تلاش او برای رسیدن به این جایگاه به قدری جدی بود که غیر از آن، به چیز دیگری نمی‌پرداخت؛ حتی وقتی که بخت به صورت دختر دل‌انگیزی به اتاق کارش آمد و یا وقتی پدرش در بستر مرگ آخرین نفس‌هایش را می‌کشید.‏

«بازماندهٔ روز» روایت خیلی از انسان‌ها است. کسانی که زندگی و تمام فکرشان را مشغول کار خود کرده‌اند و در واقع در کنار کار کردن، کمی هم زندگی می‌کنند. این انسان‌ها رضایت قلبی موقتی دارند که مطمئناً بعد‌ها در تنهایی خود آرزو خواهند کرد که کاش فقط کمی بیش‌تر به زندگی و اطرافیانشان توجه می‌کردند….‏

لحن داستان «بازماندهٔ روز» جدی و خشک است و شاید در نگاه اول کمی سخت به نظر بیاید، اما وقتی جلوتر می‌رویم و بیش‌تر با محیط داستان و شخصیت اصلی داستان آشنا می‌شویم، پذیرش آن راحت‌تر می‌شود و حتی ممکن است برای خیلی‌ها (مثل من) شیرین و دوست داشتنی هم باشد!‏

کازوئو ایشی گورو دربارهٔ رمان بازمانده روز می‌گوید: استیونز همهٔ ما هستیم، همهٔ ما به دور از مرکز تصمیم‌گیری و قدرت قرار داریم، اما خود را راضی می‌کنیم به انجام وظیفه‌ای که به ما محول کرده‌اند و خود را ارضا می‌کنیم. ممکن است در توزیع قدرت سهیم نباشیم اما از این‌ که این پایین به وظایف‌مان عمل کنیم راضی هستیم.‏

از ایشی گورو تا کنون چهار رمان منتظر شده است که عبارتند از:‏
منظرهٔ کمرنگ تپه‌ها
نقاش جهان شناور
بازماندهٔ روز
تسلی ناپذیر
هرکدام از این آثار پس از انتشار برندهٔ یکی از جوایز ادبی انگلستان شده‌اند. در این میان بزرگ‌ترین جایزه و بیش‌ترین فروش به سومین اثر یعنی «بازماندهٔ روز» رسیده و در واقع با این اثر ایشی گورو مشهور شده و در ردیف نویسندگان برجستهٔ زبان
انگلیسی قرار گرفته است.‏

بخشی از متن کتاب را بشنوید:

 

شناسنامهٔ کتاب
عنوان بازماندهٔ روز
نویسنده کازوئو ایشی‌گورو
مترجم نجف دریابندری
ناشر کارنامه
مزهٔ کتاب زیتون شور
گروه مخاطبان علاقه‌مندان به رمان
جنسیت مخاطبان فرقی ندارد
تعداد صفحات ۳۵۶ صفحه / جیبی
نوبت چاپ چهارم / ۸۸
شمارگان ۳۳۰۰ نسخه
قیمت ۷۰۰۰ تومان
شابک ۹۶۴-۴۳۱-۰۶۲-۴

 

 

Share/Bookmark
تازه‌های نشر
القاعده از زبان مشاور سابقش!
مصطفی حامد –مشهور به ابوالولید المصری- از جمله مشاوران و نزدیکانِ سابقِ گروهِ «القاعده» در خاطراتش این گروهِ تروریستی را به مخاطبان شناسانده است.
اسناد مطبوعاتی‌های مجلس رفته در کتابی تازه
این کتاب بر اساس اسناد گواهی می‌دهد که بیش از هزار نفر از اهالی قلم به مجلس رفته‌اند. از این تعداد 240 نفر مدیرمسؤول و سردبیر بوده‌اند.
پیراهن تو پرچم کدام جمهوری است
پیراهن تو پرچمِ کدام جمهوری است نخستین دفترِ شعرِ رسول پیره است که انتشاراتِ دفترِ شعرِ جوان در سال 1390 آن را منتشر کرده است.
رویدادهای فرهنگی
همراه امام با مردم سخن می‌گوید | برگزار شد
صادق طباطبایی همراهِ امام خمینی، سخنگویِ دولتِ مهندس بازرگان، خواهرزادهٔ امام موسی صدر و از اقوامِ مدیرِ شهرِ کتاب است.
رونمایی از تصویر قدیمی‌ترین قرآن در مجلس
این دست‌نوشتهٔ نفیس مربوط به سال 484 هـ.ق است. نامِ عثمان بن حسین وراق غزنوی به عنوان کاتب و تذهیب‌کارِ این قرآن برده شده است
گفتگو درباره تازه‌ترین اثر بلخاری در شهر کتاب
کتاب "فلسفه هنر اسلامی" نوشته دکتر حسن بلخاری سه‌شنبه 27 دی‌ماه در شهر کتاب بررسی می‌شود.
بازنشر نوشته‌های اشا، با هر حجم و به هر نحو، بدون اجازه و اطلاعِ اهالی خانه، مایه‌ کدورت است!