خانه کتاب اشا| کتابخوانی تکان نخورد، رهبر راضی است

چهارشنبه، ۲۲ اردیبهشت ۱۳۸۹ | یادداشت
ایمان مطهری منش

طبق رسم هر ساله، صبح دیروز رهبر جمهوری اسلامی ایران راهی نمایشگاه کتاب تهران شد و برخی از بخش‌های آن را از نظر گذراند. این رسمِ جا افتاده، جدای آن‌که شوقِ یک رهبر سیاسی-مذهبی پرطرفدار را به موضوع مطالعه نشان می‌دهد، به نوعی، پیگیری مطالعه را نیز تأکید می‌کند. رهبر، هرسال به نمایشگاه می‌رود، با ناشران گپ می‌زند، چند جلد کتاب می‌خرد (بله، می‌خرد) تا به نوعی در مقامِ رسامِ راهبرد کشور، به موضوع مطالعه ضریب بدهد. و این اقدام، بسیار ستودنی است.

اما غرضِ این نوشتار، ستودنِ اقدام رهبر نیست، چرا که نه ایشان نیازمندِ ستایشِ امثالِ این قلم است، نه مدیرانِ فرهنگیِ فاقدِ فکرِ مملکت‌مان از چنین اقدامات و ستایش‌هایی تکان می‌خورند و به فکر راهبرد و فرهنگ و مطالعه می‌افتند. غرضِ این نوشتار، روایتِ مختصرِ چهارشنبه ۲۲ اردیبهشت‌ماه ۸۹ در مصلای تهران است.

حدود ۱۱ صبح، مصلای تهران، شبستان:

از آمدن رهبر بی‌خبرم. یکی-دو روز قبل، خبر گرفتم تا بدانم آیا مثل پارسال آمدن ایشان به نمایشگاه منتفی است؟ جواب «نمی‌دانیم» است. توی شبستان می‌چرخم و مشغول آماده‌سازیِ «اشاوه» ویژهٔ نمایشگاهم. به نظر می‌رسد جمعیت نسبت به روزهای قبل، چند برابر شده‌ است و این کمی غیر طبیعی است. آدم‌ها توی هم می‌لولند و مدام به هم تنه می‌زنند. گرما سرسام‌آور شده و تقریباً همه شُرشُر عرق می‌ریزند.

جلوتر که می‌روم، می‌بینم تقریباً بخش عمده‌ای از وسط نمایشگاه، به صورت سرتاسری با پارتیشن‌های نمایشگاهی مسدود شده است. این هم غیر طبیعی است. فکر می‌کنم شاید برنامهٔ خاصی در جریان است یا مثلاً اختتامیه را زودتر گرفته‌اند. به زور خودم را از میان جمعیت بیرون می‌کشم تا برسم به یکی از خروجی‌هایی که به سمتِ حیاطِ جنوبی است. چندتا از درب‌ها را قفل کرده‌اند! این هم غیر طبیعی است! و البته خطرناک. هر دم، با یک صدای بلندِ ناگهانی، ممکن است جمعیت دچار وحشت آنی شود و با سرعت به سمتِ خروجی‌های باریک بجهد. نتیجه آن‌که فضا، آبستنِ خطر است.

بالاخره به حیاط می‌رسم. دوستانی را می‌بینم و خبردار می‌شوم که: رهبر آمده است. پس دلیل این همه «غیر طبیعی» را می‌فهمم. فکری می‌شوم: آیا لازم است؟

حدود ۱۳:۳۰ عصر، مصلای تهران:

با یکی از دوستان تماس تلفنی گرفته‌ام. وسط حرف‌ها می‌گویم: رهبر آمده است. بعد می‌پرسم: این همه «غیر طبیعی» لازم است؟ جواب می‌دهد: نمی‌دانم.

شب، کمی از ۱۰ گذشته. خانه. صدا و تصویرِ اخبار شبکه سه:

«رهبر معظم انقلاب با ابراز رضایت از نمایشگاه امسال…»

با صدای بلند از خانواده می‌پرسم: «رضایت از چی؟»

کسی جوابی ندارد.

دقایقی بعد از خاتمهٔ خبر ساعت ۱۰٫ در حال نوشتن این یادداشت:

فکری شده‌ام و مدام از خودم می‌پرسم:

- آیا در ساعاتی که بخش عمدهٔ نمایشگاه قرق بود، پسرک و دخترکِ شهرستانی‌ که باید تا عصر خود را به ترمینال می‌رساند و به شهرش برمی گشت، توانسته است به ناشران مورد نظرش سر بزند و کتاب‌های مورد نیازش را بخرد؟

- آیا با در نظر گرفتن مشقاتی که شهرستانی‌ها برای آمدن به تهران و نمایشگاه کتاب متحمل می‌شوند ممکن است از نمایشگاه ابراز رضایت کرد؟

- آیا در عینِ نبود سیستم تهویهٔ مناسب و دستگاه‌های خنک‌کنندهٔ متناسب با فضای مصلا، ممکن است از نمایشگاه ابراز رضایت کرد؟

- آیا ممکن است ابراز رضایت کرد از این‌که ناشران خارجی از مزایای اقامت مناسب در ایران برخوردارند اما ناشران شهرستانی خیر؟

- آیا در این بازدید، همهٔ ناشران ملاحظه شدند و دیده شد که خیلی‌ها، با عناوین «چطور عاشق شویم»، «کرامات عرفا»، «رمانِ عشقی»، «حقایقی دربارهٔ جن» و امثالهم به نمایشگاه آمده بودند یا آن‌که تنها غرفهٔ ناشران انتخاب شده از نظر گذشت و بعد ابراز رضایت شد؟

- آیا صف‌های طولانی دانشجویان برای تحویل گرفتنِ ۲۰ هزار تومان بن کتاب در طول روزهای نمایشگاه دیده شد؟

- آیا روند افزایش قیمت…

- آیا درب‌های کوچک نمایشگاه…

- آیا طوفان دم غروب دیده شد؟ دیده شد که مردم را با عتاب از یک درب خارج می‌کردند تا مبادا سقوطِ داربست‌های کنار درب‌ها به کسی آسیب برساند؟ یعنی آن همه جمعیت و یک درب. یعنی تمسخرِ خود به خودِ پوسترهایی که رویشان نوشته: «هجوم= مساوی آسیب»…

شکر خدا، رهبری داریم که اهل مطالعه اند و در خواندن کتاب، آن‌چنان قهارند که باید از ایشان آموخت. اما نمی‌دانم ایشان در ۲۳ دوره برگزاری نمایشگاه کتاب تهران چه دیدند که جامعهٔ ما ندیده است!

اگر کسی جواب این سؤالات را می‌داند، این قلم را از ابهام برهاند.

تکمله (۲۴ اردیبهشت ۸۹):

به خاطر دارم که در ایّام بعد از انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸، گاهی پیش می‌آمد که برخی از دوستان، در رفتار و گفتار و کردار، از رهبری جلو می‌افتادند و در وبلاگ‌هایشان -در عین وفاداری- دربارهٔ اقدامات متعادل ایشان، نقد می‌نوشتند.

همان وقت‌ها، حرف ما در مواجهه با این دوستان، چنین بود: «از رهبر جلو نزنید»

طی روزهای بعد از انتشار یادداشت بالا، دوستانی خطاب به این قلم، همان جمله را گفتند. این، یعنی که ممکن است مصداق آن شده باشم. پس، این تکمله را می‌آورم تا بگویم در عین ناراحتی از وضع نمایشگاه و ماهیت آن، نهایتاً ایمان دارم که من، بیش از رهبر دلسوزِ فرهنگ نیستم.

والسلام

برچسب های مطلب:
, ,
 



لینک مطلب | بازدید: 378 بار |
  • FriendFeed
  • Google Reader
  • Delicious
  • Share/Bookmark
 
 
 
 

لطفا برای ارسال نظراتی که ارتباطی با این یادداشت نداند، از پیک اشا (کنج ستون سمت راست!) استفاده کنید :)

 
 
 
 
  • اولا که رهبر، رهبر است. قرار نیست کل نمایشگاه را ببیند. آن هم مردی با آن سن و سال. وظیفه ای هم ندارد. در همان حد کفایت می کند ما را.
    رهبر وزیر ارشاد نیست که بیاید درباره کوچک بودن درها یا سیستم تهویه و یا همه مشکلاتی که شما خط به خط نوشتید، حرف بزند. همانند این که روندش همیشه در همه جا این بوده. نقاط قوت را می گوید بیش تر. کلی حرف می زند. واقعا در شان یک رهبر هست که بیاید از کتاب های عشقی انتقاد بکند؟
    بعد احیانا شما انتظار ندارید که رهبر هم همانند دیگر مردم در ازدحام و شلوغی بیاید و برود. اگر این اتفاق می افتاد شما همین امشب، در اشا مطلبی می نوشتید و گلایه می کردید از نارضایتی مردم بابت حضور رهبر انقلاب در شلوغی و بی نظمی کامل غرفه ها!
    در ضمن؛ احتمالا نباید از یک هفته قبل با همه هماهنگ کنند که رهبر قرار است در این روز و این ساعت بیاید. نگرانند خیلی ها برای امنیت آن جا.

     
  • خبرنگار از آقا پرسید نمایشگاه چطور بود؟
    ایشان هم گفتن چند تا کتاب جدید اومده بود و خوب بود
    یعنی درباره کتابهای جدید نظر دادن.
    شما هم سعی کن وقتی عصبی هستی چیزی ننویسی
    ———————————————————————-
    ایمان مطهری منش: اسماعیل عزیز! راستش این یادداشت را در وقتِ عصبانیت ننوشته بودم، چون عصبی نبودم. فقط سؤال داشتم. اما به نظر می‌رسد شما از سؤالات من اندکی عصبی شده‌اید.
    دربارهٔ سؤال و جواب خبرنگار، توصیه می‌کنم روایتِ «مهدی قزلی» از حضور رهبر در نمایشگاه را بخوانید. به ویژه پاراگراف آخرش را که از رضایت حرف می‌زند: http://farsi.khamenei.ir/news-content?id=9380
    غیر از این، خبر رسمی این بازدید را در سایت رهبر فرهیختهٔ انقلاب ملاحظه بفرمائید. در این متن آمده است: «حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در این بازید با ابراز رضایت از نمایشگاه امسال کتاب، خاطر نشان کردند: کتابخوانی جزو کارهای اصلی زندگی است و اگر به این باور برسیم هیچ کاری، مانع کتابخوانی نخواهد شد.» لینک: http://farsi.khamenei.ir/news-content?id=9374

    همچنین می‌توانید خبر سایت رسمی دولت را مشاهده بفرمائید:
    http://dolat.ir/Nsite/FullStory/?Id=189050

     
  • سلام
    چقدر عصبانیت موج میزند در متن شما ! و البته کنایه و طعنه که فکر میکنید متوجه نمیشویم !!
    شما آمار گرفتی که کتابخوانی تکان نخورد؟؟ من نمیگم رشد خیلی بالاایی داشته، اما خیلی بهتر شده
    غیرطبیعی بودن هم طبیعی است ! البته بماند که در این فضای غیرطبیعی به قول شما ! ما موفق به دیدار رهبر معظم انقلاب شدیم….
    واضح و مبرهن است که رضایت آقا از ” آیا در این بازدید، همهٔ ناشران ملاحظه شدند و دیده شد که خیلی‌ها، با عناوین «چطور عاشق شویم»، «کرامات عرفا»، «رمانِ عشقی»، «حقایقی دربارهٔ جن» و امثالهم به نمایشگاه آمده بودند یا آن‌که تنها غرفهٔ ناشران انتخاب شده از نظر گذشت و بعد ابراز رضایت شد؟ “… نبوده !! اصلن آقا به این غرفه ها سر نمی زنند.ذضایت ایشون از چاپ بسیاری از کتبی بوده که برای بار اول چاپ شده و البته کتابهای نفیسی بوده :)
    ما هم شهرستانی هستیم و بسیاری از رفقا از شهرستان امدند تهران و مشکلات بسیاری نداشتند !!
    و…..
    آرام باشید !

     
  • من همان دوستی هستم که ساعت یک و نیم از من تلفنی پرسیدی که آیا این اقدامات غیر طبیعی درست است یا نه….و من هم پاسخت دادم نمی دانم..
    راستش را بخواهی نظر من این است که اگر چه جز راست نباید گفت لیکن هر راست نشاید گفت
    به ویژه در این روزگار نامراد که ادم ها به بیماری شگفت سوء تفاهم سخت دچارند و منتظر بهانه ای برای تکفیر ادم ها …در روزگاری که شیطان کینه را ،در سینه ها مقیم کرده ،باید سنجیده تر سخن گفت، تا مبادا سر سبزت بر باد رود.
    اول به فکر خود و زندگی خودت باش ،اگر حسامی ماند و سالم ماند، به فکر کار فرهنگی و ادای وظیفه ی روشنفکری

     
  • http://62.220.121.19/media/tv/top/1000.wmv

    این فیلم Irib هست. آخرهاش رو ببین

     
  • ایمان مطهری منش: دوست خوبم! امثال شما که موفق به دیدار رهبر شدند، دقیقاً چند نفر بودند؟ چند نفرشان به اطرافیان ایشان و اطرافیان دوستانِ نزدیک به ایشان، مرتبط بودند؟ چند نفر بیرون محوطه ماندند و از گرما به زیر سایه‌بان‌ها پناه بردند؟ چند نفر به خاطر گرما… شمارهٔ این‌ها برابر است؟
    از طرف دیگر، دربارهٔ آن‌ بخش از فرمایش‌‌تان که گفته‌اید: «اصلن آقا به این غرفه‌ها سر نمی‌زنند» شما را دعوت می‌کنم به دیدنِ دوبارهٔ عکسِ این مطلب…
    خوشا شهزستان شما که بدون مشکل است.

     
  • دوست عزیزم! «خبر رسمی»، یک معنا و مفهومِ خاصی دارد. «بُرد رسانه» هم همین‌طور. تکرارِ جملاتی که در لینک‌هایی که پیش‌تر ذکر کردم آمده است در رسانه‌های گروهی، و نیز سایت رسمی ایشان اتفاقی نیست. لابد می‌دانید که سایت ایشان، در فضای نظارتِ اصولی و حساب شده‌ای مطالبش را منتشر می‌کند و هیچ‌چیز در آن اتفاقی نیست.

     
  • سلام
    خیلی ممنون که با ارامش جواب دادید :)
    باور کنید ما متاسفانه هیچ نسبتی با اقا و اطارفیان درجه چندم ایشان و محافظان و کارکنان بیت و سپاه و…. نداریم.ما یک شهروند درجه چندم هستیم شاید مثل شما. والبته تعداد دقیقمان را هم نمیدانم.
    اتفاقاً مدتی حدود یک ساعت هم ماندیم بیرون که آقا را ببینیم.بودند البته عده ای که شاکی هم بودند.
    سه ساعتی که ایشون توی غرفه ناشران عمومی بودند فقط از ۵ راهرو بازدید کردند.اینو که شما میدوونید…
    رااستی یک نکته . ادم وقتی کار رو بگذاره لحظات اخر بده . البته که باید مسولین نمایشگاه به فکر باشندٰ اما دوتاخواهر دانشجوی من برای گرفتن بن کتاب نهایت ۱۰ دقیقه معطل شدند.چون دوسه روز اول اقدام کردند
    من نگفتم شهرستان ما/شیراز/مشکل نداره ٰ گفتم رفقای ما که آمدن تهرلن با مشکل جدی برخورد نکردند….
    همیشه موفق باشید.

     
  • سلام. بله. به هرحال، من دانای کل نیستم. متشکرم

     
  • لطف کنید یادداشتهایی که بیشتر جنبهی نظر شخصی دارن رو توی اشا منتشر نکنین . واقعا چنین یادداشتهایی رغبت من رو به سر زدن به اشا از بین می برند . جای این یادداشتها توی وبلاگه ، نه اشا .

     
  • سلام دوست خوب. راستش هر رسانه، بازتابِ نظراتِ شخصی نویسندگان آن است. و طبیعی است که یک یادداشت، به مذاق برخی خوش نیاید و برای برخی دیگر، مفید باشد. من به همهٔ نظراتی که دربارهٔ این یادداشت ارائه شد، احترام می‌گذارم. متشکرم

     
  • دوست من سلام
    یا علی
    گلپسر چرا اینقدر تند !!!.؟؟؟
    البته با نوشتن توضیحات پایانی شاید دیگه نیازی به نظر من نباشه ولی فکر کنم خیلی با عجله و تند مطلب را نوشتی. شاید نیاز باشه یک بار منطقی تر بررسی کنی. موفق باشی
    یا حق

     
  • نظر من این است که:
    یک: خود را دانای کل ندانی. فکر نکن تو خیلی میدانی. راه دانستن از مهد الی لحد است. تا انجا میفهی که هیچ نمیدانی.
    دو: تو که بچه بی ادبی نبودی. احترام به رهبر برای تو و من واجب است. مؤدب باش که تو را بی ادبان دام نگسترانند.
    سه: بازدید کلی است، اظهار نظر رسانه ای نیز کلی است. میدانم که تو هر چه تلاش کردی هیچ نامردی قدر ندانست و تحویل نگرفت. یادت باشد که مزد با خداست و خدا با تو انشالله. مجدد متذکر میشوم که احترام به رهبر معظم انقلاب اسلامی در هر زمان و مکان و موقعیت واجب و اطاعت از او بر تو و هر ایرانی مسلمانی واجب‌تر. پس مراقب چگونه حرف زدن باش چون شغال کمین کرده بر سر راه ادم زیاد است و برای انسان فرهنگی بیشتر.

     
  • فقط یکبار دیگه متن خودت رو بخون! اگر نفهمیدی چه اراجیف وقیحانه ای نوشتی بهتره بری درمون کنی قوه ی ادراکت را!

    گل به خودی زدن با افتخار انتشار دادن داره؟
    یا رنگ عوض کردید و ما بیخبریم!
    جالبه که کم کم اونایی که ادعای ولایی بودن داشتن کم کم دارن از اپوزسیون ها هم بدتر میشن!
    واقعا متاسفم!

     
  • ممنونم دوست گرامی. اما به نظر من ربط دادن یک موضوع فرهنگی به موضوعات سیاسی، چندان کار خوبی نباشد.
    به هرحال از نظر شما متشکرم

     
  • متاسفم آقای مطهری منش ما را این گمان نبود هرگز!!!!!!!!!!!

     
کتاب کمیک
تن‌تن در آمریکا
خانهٔ کتاب اشا، از این پس، در بخشِ تازه‌ای، به انتشارِ کتاب‌های کمیک خواهد پرداخت. پس، در آغاز، با تقدیمِ «ماجراهای تن تن» تجدید خاطره می‌کنیم.
گزیده کتاب
تسلیم نمی‌شوم
من هنوز لج می‌کنم، هنوز اعتراض می‌کنم، هنوز فریاد می‌کشم، هنوز می‌لرزم و به لُکنت دچار می‌شوم، هنوز زیر بار نمی‌روم، هنوز باج نمی‌دهم و نمی‌گیرم، هنوز اعتقاد نمی‌خرم و نمی‌فروشم...

 

عکس‌نما
مطالعه در کالج اورستد دانمارک
نمایشگاه کتاب در لندن
کتاب‌فروشی رؤیایی
تازه‌های نشر
عاشق کتاب و بخاری کاغذی
عاشق کتاب و بخاری کاغذی» (گفتارهایی از مهدی آذریزدی) شامل مجموعه‌ای از مقالات زنده‌یاد مهدی آذریزدی است که در سال‌های 1374 و 1375 در ماهنامهٔ «جهان کتاب» با عنوان «خاطرات کتابی» منتشر شده است.
سکاندار بر کرانه خلیج فارس
امروز و باگذشت حدود سه ماه از افتتاح رسمی ناوشکن جماران با حضور فرمانده کل قوا، سایت رهبر انقلاب اسلامی از انتشار کتاب «سکان‌دار بر کرانهٔ خلیج فارس» خبر داد.
۴۲ روز کچل
اولین مجموعه داستانِ «حسن کیقبادی» نویسندهٔ جوانِ سبزواری، امسال در نمایشگاه کتاب عرضه می‌شود.
دستور زبان کردی کرمانشاهی
تاب دستور زبان کردی کرمانشاهی اولین دستور جامع کردی جنوبی و خصوصاً کردی کرمانشاهی است. این اثر، از سوی نشر «طاق بستان» کرمانشاه منتشر شده است.
جلد ۴ خاطرات حجت الاسلام ری‌شهری
ری‌شهری در این جلد از خاطرات خود، به موضوعات مربوط به برکناری آیت الله منتظری از جانشینی حضرت امام خمینی می‌پردازد.
محله‌های زندگی
محله‌های زندگی برشی از زندگی یک زن است، یک زن که از نظر نویسنده متفاوت است
من سرباز هخامنشی بودم
این کتاب شامل 79 داستانک است. این داستانک‌ها به موضوعاتی از جمله خیانت، دعای مادر، دوکوهه، کربلایی‌ها و... می‌پردازد. من سرباز هخامنشی بودم نیز عنوان یکی از داستان‌های این کتاب است
احمدشاه مسعود: روایت صدیقه مسعود
کتاب «احمد شاه مسعود: روایت صدیقه مسعود»، اثری خواندنی دربارهٔ زندگی شیر درهٔ پنج‌شیر است که افسر افشاری کار ترجمه آن به فارسی را انجام داده است.
من از آینده می‌آیم
گزیده‌ای از اشعار آدونیس شاعر عرب‌زبان، با عنوان «من از آینده می‌آیم» با ترجمهٔ «عبدالحسین فرزاد»
سه گلدان
داستان این کتاب درباره سه گلدان لادن، نرگس و شمعدانی و سه خانواده است که با زبانی شاعرانه قصه آن‌ها بیان شده است.
فرهنگشت
نگاهی دیگر به سفر مرگ
فیلم سینمایی "سفر مرگ" ساخته حسن آقاکریمی در یک‌صد و شصت ‌و یکمین نشست باشگاه فیلم تهران به نمایش و نقد گذاشته می‌شود. در خلاصه داستان "سفر مرگ" آمده است: سیف‌الله و دامادش مرتضی به علت حادثه‌ای که برای یکی
جنگ و صلح روی میز نقد
رمان «جنگ و صلح» اثر لئو نیکولایویچ تولستوی، يك‌شنبه، 24 مرداد با حضور «محمد جواد جزینی» در فرهنگ‌سرای پايداری بررسی و نقد می‌شود. تولستوی در اين رمان كه در مدت 5 سال نوشته شده است، ماجرای زندگی دو خانواده اشرافی باکونسکی
زنگ‌هایی که در فر‌هنگ‌سرای پایداری به صدا در‌می‌آیند
رمان "زنگ‌ها برای که به صدا در می‌آیند" نوشته ارنست همینگوی، يك‌شنبه، 3 مرداد 89 در فرهنگ‌سرای پايداری نقد می‌شود. ایبنا خبر داد: محمدجواد جزينی به عنوان منتقد، در نشست نقد و بررسی رمان "زنگ‌ها برای که به صدا در
بازروایی معضلات اجتماعی در طبقه سوم
فیلم سینمایی «طبقه سوم» با حضور عوامل فیلم در فرهنگ‌سرای انقلاب، نقد و بررسی می‌شود. فارس خبر داد: در اين برنامه «بيژن ميرباقری» (كارگردان)، «بهزاد صديقی» (مجري و منتقد) و جمعی از بازی‌گران اين فيلم حضور خواهند داشت. فيلم‌نامه طبقه
باغ تلو روی ترازوی نقد
رمان "باغ تلو" نوشته مجيد قيصری، در فرهنگ‌سرای پايداری با حضور محمد جواد جزینی نقد و بررسی می‌شود. به نقل از ایبنا، "باغ تلو"، با محوریت جنگ تحمیلی عراق عليه ايران، به تاثیر مستقیم آن بر شهروندان و زنان
جنگ در بوسنی، در قاب نگاه رضا برجی
نمایش‌گاه عکسی از آثار رضابرجی به مناسبت سال‌گرد قتل عام مردم بوسنی و هرزگوین برگزار می‌شود. فارس خبر داد، انجمن دوستی ايران و بوسنی و هرزگوين، به منظور نشان دادن بخشی از مظلوميت مسلمانان بی‌دفاع در شهر سربرنيستا بوسنی و هرزگوين
روایت عکاس انقلاب در اتاق سفید
فیلم مستند “اتاق سفید” با نگاهی به زندگی و آثار “حسین پرتوی” عکاس انقلاب، در روز دوشنبه، ۲۱ تیرماه، ساعت ۱۴، درسینماتک موزه‌ٔ هنرهای معاصر به نمایش در می‌آید. به نقل از پایگاه اطلاع رسانی عکاسی،‌در این فیلم سعی شده است
ریشه در اعماق، زیر ذره بین نقد
رمان «ريشه در اعماق»، نوشته ابراهيم حسن‌بيگی، 13تیرماه در فرهنگ‌سرای پايداری نقد می‌شود. ريشه در اعماق، داستان جوانی است با نام «شفی محمد» از اهالی شهر بمپور استان سيستان و بلوچستان كه همزمان با آغاز جنگ تحميلی تصميم می‌گيرد به
فرشچیان به روایت تصویر
مستند زندگی «محمود فرشچیان» به كارگردانی مصطفی رزاق‌كریمی، در روز سه‌شنبه، در خانه هنرمندان ایران نمایش داده می‌شود. سینمافردا خبر داد، دو مستند كوتاه «رنگ‌های امانی» با موضوع سیری در نگارگری ایران و «استاد فرشچیان» پرتره‌ای از محمود فرشچیان از سوی انجمن تهیه
تئاتر شهر منهای دو!
نمایش "منهای دو" با کارگردانی "داوود رشیدی" ازهشتم تیرماه درتالار اصلی مجموعه تئاترشهر اجرا می‌شود. به نقل از پایگاه اطلاع رسانی تئاتر شهر، نمایش "منهای دو" نوشته "ساموئل بنشتریت" است که با ترجمه "شهلا حائری" و کارگردانی داوود رشیدی از
بازنشر نوشته‌های اشا، با هر حجم و به هر نحو، بدون اجازه و اطلاعِ اهالی خانه، مایه‌ی کدورت است!