<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
		>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها برای: مسئلهٔ «دا» شدن!</title>
	<atom:link href="http://asha.ir/archives/2846/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://asha.ir/archives/2846</link>
	<description>مجلهٔ آنلاین کتاب و کتابخوانی</description>
	<lastBuildDate>Wed, 11 Jan 2012 05:28:36 +0000</lastBuildDate>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.3.1</generator>
	<item>
		<title>با: عباس حسین‌نژاد</title>
		<link>http://asha.ir/archives/2846/comment-page-1#comment-1682</link>
		<dc:creator>عباس حسین‌نژاد</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://asha.ir/?p=2846#comment-1682</guid>
		<description>به نظر من هم زیادی سخت دیده نویسنده محترم نگاه مثبت آقای سرهنگی را به ماجرای پرفروش شدن کتاب‌های دفاع مقدس هم این را در نظر نگرفته که آقای سرهنگی حواسش شاید بیشتر از من و شما به بحث خاطرات دفاع مقدس باشد
------------------------------------------------------------------------
&lt;strong&gt;ایمان مطهری منش:&lt;/strong&gt; بله، به دقت و صداقت آقای سرهنگی نمی‌توان ایراد وارد کرد. اما، قطعا تأئید می‌کنید که همهٔ کتاب‌های داستان و خاطرهٔ دفاع مقدس را انتشارات سوره مهر و دفتر ادبیات و هنر مقاومت منتشر نمی‌کند... حرف بنده دربارهٔ ایجاد یک نوع نگرش بود.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>به نظر من هم زیادی سخت دیده نویسنده محترم نگاه مثبت آقای سرهنگی را به ماجرای پرفروش شدن کتاب‌های دفاع مقدس هم این را در نظر نگرفته که آقای سرهنگی حواسش شاید بیشتر از من و شما به بحث خاطرات دفاع مقدس باشد<br />
&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;<br />
<strong>ایمان مطهری منش:</strong> بله، به دقت و صداقت آقای سرهنگی نمی‌توان ایراد وارد کرد. اما، قطعا تأئید می‌کنید که همهٔ کتاب‌های داستان و خاطرهٔ دفاع مقدس را انتشارات سوره مهر و دفتر ادبیات و هنر مقاومت منتشر نمی‌کند&#8230; حرف بنده دربارهٔ ایجاد یک نوع نگرش بود.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: مصطفی</title>
		<link>http://asha.ir/archives/2846/comment-page-1#comment-1671</link>
		<dc:creator>مصطفی</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://asha.ir/?p=2846#comment-1671</guid>
		<description>اخوی سرهنگی با فارس مصاحبه نکرده بلکه خبر به نقل از انتشارات سوره مهر بوده است.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>اخوی سرهنگی با فارس مصاحبه نکرده بلکه خبر به نقل از انتشارات سوره مهر بوده است.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: م.ا</title>
		<link>http://asha.ir/archives/2846/comment-page-1#comment-1668</link>
		<dc:creator>م.ا</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://asha.ir/?p=2846#comment-1668</guid>
		<description>خوشبختانه همین دیروز تکه‌هایی از کتاب «شنام« رو توی ماهنامه‌ی الف خوندم و بنابراین شاید راحتتر بتونم نظر بدم. نویسنده‌ی الف هم قبل از بازگویی اصل متن، یه همچه چیزی گفته بود که این کتاب ماجرای رمانتیک داره و در نتیجه پیشبینی میشه فروشی مشابه دا داشته باشه. این دو تیکه‌ی «ماجرای رمانتیک» و «فروشی» مانند دا برای من هم اصلا خوشایند نبود. شاید اگه بحث فروش مطرح نمیدش مطرح کردن حال و هوای عاشقانه‌ی داستان این قدر زننده نمی‌شد اما خب در تمام مدتی که داشتم گزیده‌ی متن رو می‌خوندم به این فکر می‌کردم که این عشق چقدرش واقعیت بوده و چه قدرش احیانا بال و پره. خیلی هم تلاش کردم که این فکر رو از سرم بیرون کنم و با خوشبینی بخونم اما نشد که نشد. با این توضیحات، واضحه که من با حرف این نوشته موافقم. اما اینکه آیا منظورش رو میرسونه یا نه ، باید بگم به من یکی که رسوند. ابهام خاصی هم در متن نمی‌بینم که مانع درک درست بشه. به خصوص که چند بار تاکید کردید که فروش بد نیست و عاشقانه بودن بد نیست و غیره. مثالی هم که از سینما ذکر کردید خیلی کمک میکنه که منظور درست برسه. با این حال همیشه کسایی هستند که متن رو همون جوری که دوست دارن می‌خونن. کسایی که ترجیح می‌دن شما فروش بالا و عاشقانه‌ی جنگی رو محکوم کنید تا اونها هم بتونن شما رو محکوم کنن. منظر جوابیه و از این قبیل چیزها باشید</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>خوشبختانه همین دیروز تکه‌هایی از کتاب «شنام« رو توی ماهنامه‌ی الف خوندم و بنابراین شاید راحتتر بتونم نظر بدم. نویسنده‌ی الف هم قبل از بازگویی اصل متن، یه همچه چیزی گفته بود که این کتاب ماجرای رمانتیک داره و در نتیجه پیشبینی میشه فروشی مشابه دا داشته باشه. این دو تیکه‌ی «ماجرای رمانتیک» و «فروشی» مانند دا برای من هم اصلا خوشایند نبود. شاید اگه بحث فروش مطرح نمیدش مطرح کردن حال و هوای عاشقانه‌ی داستان این قدر زننده نمی‌شد اما خب در تمام مدتی که داشتم گزیده‌ی متن رو می‌خوندم به این فکر می‌کردم که این عشق چقدرش واقعیت بوده و چه قدرش احیانا بال و پره. خیلی هم تلاش کردم که این فکر رو از سرم بیرون کنم و با خوشبینی بخونم اما نشد که نشد. با این توضیحات، واضحه که من با حرف این نوشته موافقم. اما اینکه آیا منظورش رو میرسونه یا نه ، باید بگم به من یکی که رسوند. ابهام خاصی هم در متن نمی‌بینم که مانع درک درست بشه. به خصوص که چند بار تاکید کردید که فروش بد نیست و عاشقانه بودن بد نیست و غیره. مثالی هم که از سینما ذکر کردید خیلی کمک میکنه که منظور درست برسه. با این حال همیشه کسایی هستند که متن رو همون جوری که دوست دارن می‌خونن. کسایی که ترجیح می‌دن شما فروش بالا و عاشقانه‌ی جنگی رو محکوم کنید تا اونها هم بتونن شما رو محکوم کنن. منظر جوابیه و از این قبیل چیزها باشید</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>

<!-- Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: http://www.w3-edge.com/wordpress-plugins/

Minified using disk
Page Caching using disk (enhanced)

Served from: asha.ir @ 2012-02-12 07:33:51 -->
