وقتی پول در میهن ما، دستِ نادانان بیفتد، سرانجامش، چنین چیزی است:
«یک خرس خاکستری افتاد روم
خیلی بی احساس بود اون خرس خاکستری
کف پاش صورتی بود دیگه بابا ما این جوری ندیدیم
پوزش عین قوطی واکس بود برق میزد سیاه سیاه
این جوری دیگه ما کجا دیدهایم
بعدا دستاش از بی احساسی عین پلاستیک بازیافتی بود
امون از این صنعتای جدید
آخه بابا میگم طبیعت اصل هستی بوده
خرس تو طبیعت اینجوری نبوده که
خوب می خوان دقت کنن هر محصولی را که دیدن
بعدا تکرار که میکنن بفهمن
عروسک سازی حساب و کتاب داره آخه
ولو توی این عصر عجیب.»
آنچه خواندید، بلانسبت، بلانسبت، بنا به تشخیص مسئولان نشر تکا (وابسته به معاونت فرهنگی وزارت ارشاد) «شعر» نام دارد و به همین دلیل، در کتاب «آواز عاشقی» سرودهٔ «محمدباقر کلاهی اهری» منتشر شده است. متنی توصیف ناشدنی و بیمانند که تنها به مدد پولِ نفت، رابطه و اندکی جربزهٔ غیرمعمولی میتواند تبدیل به کتاب بشود و برچسبِ «کالای فرهنگی» و «غذای روح» بخورد و برود بنشیند در قفسهٔ کتابفروشیهایی که من و شمای جوان، و جوانتر از ما، به بهانهٔ «آموختن» و «رشد» تویشان را میگردند.
نشر تکا (توسعه کتاب ایران)، در اصل، وابسته به «مؤسسه نمایشگاههای فرهنگی ایران» است که این مؤسسه در بدنهٔ وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی میگنجد. کار اصلی مؤسسه، برگزاری نمایشگاههای فرهنگی است و من جمله، «نمایشگاه کتاب»
که بازار پررونقی است. برخلاف آنچه برخی ناشران مدعیاند، در نمایشگاههای کتاب، ناشران با حذفِ دو واسطه، یعنی: عاملینِ توزیع و کتابفروشان، میتوانند با درصد کمتری تخفیف نسبت به آنچه برای عامل توزیع منظور میکنند، کتابشان را مستقیما بفروشند و از این بابت، سود بسیاری به دست آورند. در چنین شرایطی است که بسیاری از درخواست کنندگان و صاحبان امتیاز مؤسسات انتشاراتی، از میان کارمندانِ وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامیاند. و در چنین شرایطی است که «مؤسسه نمایشگاههای فرهنگی ایران»، تصمیم میگیرد هم در جای برگزارکننده بنشیند، هم فروشنده! در این راه از لابی دولتی بهره میگیرد، کارهای روی دست باد کردهٔ شاعران و نویسندگانِ اسم و رسم دار را چاپ میکند و برای فروششان نمایشگاه برگزار میکند! این یعنی اقتصاد پویای نشر! از تولید به مصرف، با حذف واسطهها.
این روضه، باز برای آن خوانده شد تا بدانیم پول نفت چه کارها که نمیکند. برای این اشارت، باید سپاسگزار نویسندهٔ وبلاگ «از ما به مهربانی یاد آرید» بود که اول بار در این باره نوشت.
«امون از این صنعتای جدید»
اینها همه میگذرد، اما جوابِ ذهن مخاطب را چه کسی میدهد؟
آواز عاشقی, توسعه کتاب ایران, تکا, مؤسسه نمایشگاههای فرهنگی, معاونت فرهنگی وزارت ارشاد, نشر تکا





















نتیجهٔ بداههنویسیِ نویسندگانِ
مجموعهٔ «یک اسم و چند قصه» قصههایی
کوتاه و لطیف است 
تبلیغ





