راستش را بخواهید اصلیترین انگیزهای که باعث شد پای یک داستان چهار جلدی بنشینم، معرفی این رمان توسط رهبر بود؛ و این برای من که ایشان را به عنوان یک کتابشناس و متنشناس حرفهای قبول دارم، پیشنهاد قابل تاملی است.
خانوادهٔ تیبو داستان زندگی یکی از افراد ثروتمند و با نفوذ فرانسه در اوایل قرن بیستم است. میتوان ادعا کرد آنتوان و ژاک -پسران خانواده تیبو- نقشهای اصلی این رمان را بازی میکنند.
در طول داستان، ژاک جوان و سرکش، به واسطهٔ جمعهای دوستانه، با تغییر و تحولات تدریجی در اروپا و اندیشههای سوسیالیستی آشنا میشود. این آشنایی او را دچار
بخشی از متن کتاب:
خانم فونتاین با خود میاندیشید: همیشه به خودم دروغ میگویم. اگر با خودم صادق بودم دیگر نمیتوانستم امیدوار باشم. نزدیک یکی از پنجرههای اتاق پذیرایی ایستاده بود. بی آنکه پرده را کنار بزند، لحظهای رفت و آمد ژورم و دانیل را در باغ تماشا کرد. با خود گفت: راستگوترین مردم چه راحت میتوانند با دروغ زندگی کنند! ولی همچنان که غالبا نمیتوانست مانع لبخند زدن خود شود، نمیتوانست بر این خوشبختی تازه که گاه گاه چون موجی از درونش سرریز میکرد، راه ببندد.
کشمکشهای درونی برای پیوستن یا نپیوستن به این جریانات فکری میکند، اما عاقبت، او به نهضتهای انقلابی میپیوندد.
اما آنتوانِ پزشک به تغییر وضعیت سیاسی و اجتماعی جامعه از طریقی به غیر از انقلاب معتقد است. وی بیشتر ترجیح میدهد در مطب کوچکش به طبابت بپردازد و غوطهور در زندگی آرام و بی دغدغهاش باشد تا اینکه خود را درگیر بحثها و جدلهای گروههای مبارز و انقلابی کند.
نکتهٔ قابل توجه در روایت، پیشبردن داستان از دو سو است. خواننده از طرفی با درگیریها و جدالهای خانوادگی، اجتماعی، عاطفی و فکری شخصیتهای داستان روربروست، و از طرفی با تغییر و تحولات سیاسی جامعهٔ فرانسه و زمینههای فکری و بعضاً سیاسی آغاز جنگ جهانی اول مواجه است.
دو جلد ابتدایی کتاب بیشتر به تصویرسازی شخصیتهای مختلف داستان، که قالباً در ارتباط با ژاک و آنتوان هستند و روابط عاطفی، اجتماعی و گاهی هم سیاسی آنها میپردازد، ولی از جلد سوم شاهد ورود به دنیای سیاسی سالهای قبل از جنگ جهانی اول و پدیدار شدن اندیشههای سوسیالیستی و فراگیری آن در اروپا هستیم. در دو جلد آخر شخصیتهای حقیقیای وارد داستان میشوند که نام بسیاریشان در تاریخ به گوشمان خورده است و گویی بخشهایی از رمان به نوعی مستندنگاری وقایع سالهای جنگ است.
و… ایکاش نویسندگان خوشقلم و توانمند سرزمینمان هم داستانی با همین قدرت، کشش، جذابیت و مستند در باب زمینههای شکلگیری انقلاب اسلامی ایران مینگاشتند. انقلابی که به شهادت بسیاری از جامعهشناسان تحولی عمیق در معادلات سیاسی و اجتماعی جهان ایجاد کرد.
روژه مارتن دوگار نویسندهٔ معاصر فرانسوی و از جمله بزرگترین رماننویسان دنیای ادبیات است. وی به خاطر رمان «خانواده تیبو» برندهٔ جایزه ادبی نوبل در سال ۱۹۳۷ شد و بسیاری از نویسندگان بزرگ جهان، اثر دوگار را بزرگترین رمان قرن بیستم میدانند.
«مارتن دوگار» در سخنرانیای که هنگام گرفتن جایزه نوبل ایراد کرد، گفت: «رماننویس واقعی کسی است که میخواهد همواره در شناخت انسان پیشتر برود و در هر یک از شخصیتهایی که میآفریند زندگی فردی را آشکار کند، یعنی نشان دهد که چگونه هر موجود، انسان نمونهای است که هرگز تکرار نخواهد شد. به گمان من اگر اثر رماننویس بخت جاودانگی داشته باشد، به یمن کمیت و کیفیت شخصیتهای منحصر به فردی است که توانسته است به صحنه بیاورد. ولی این به تنهایی کافی نیست. رماننویس باید زندگی کلی را حس کند، باید اثرش نشان دهندهٔ جهان بینی خاص او باشد.»
و این سخنان درباره «خانوادهٔ تیبو» صدق میکند.
اگر مایلید با تاریخ جنگ جهانی اول در بستر داستانی سرشار از وقایع عاطفی و گاهی عاشقانه، روابط پدر و فرزندی، غمها و شادیها و… آشنا شوید و اگر تمایل به دانستن چگونگی ایجاد زمینههای انقلاب در جوامع دارید، قطعا خواندن بهترین رمان قرن بیستم خالی از لطف نیست.
| شناسنامه کتاب | |
| عنوان | خانوادهٔ تیبو |
| نویسنده | روژه مارتن دوگار |
| مترجم | ابوالحسن نجفی |
| ناشر | نیلوفر |
| گروه مخاطبان | علاقهمندان به تاریخ و ادبیات داستانی |
| جنسیت مخاطبان | فرقی ندارد |
| تعداد صفحات | ۲۳۰۰ صفحه – ۴جلد رقعی |
| نوبت چاپ | پنجم ۸۷ |
| شمارگان | ۳۰۰۰ نسخه |
| قیمت | |
| شابک | ۹۶۴-۴۴۸-۰۷-۶ |
ابوالحسن نجفی, خانواده تیبو, داستانهای تاریخی, رمان تاریخی, روژه مارتن دوگار, زیتونِ شور









آشخانه
همخانه





