سه شنبه، ۳۱ فروردین ۱۳۸۹ | یادداشت  
ایمان مطهری منش

«۱۰۰۱ کتابی که قبل از مرگ باید خواند» عنوان اغواکننده‌ای است. یک تیترِ وسوسه‌کنندهٔ ژورنالیستی که مخاطب را به خواندن فهرست راغب می‌کند. چنین فهرست‌هایی را می‌توان در سایتی مانند آمازون دید. اما چرا آمازون؟

آمازون، فروشگاه بزرگِ آنلاین کتاب است. فروشگاهی شناخته شده که ما ایرانی‌ها هم، با این‌که نمی‌توانیم به آسانی از آن خرید کنیم، می‌شناسیمش. معنا و مفهوم ستاره‌دار شدن یک کتاب در این سایت را می‌دانیم و اغلب، فهرست‌هایی مانند «کتاب‌هایی که باید قبل از مرگ خواند» یا «بهترین جلدهای سال» را در آن دیده‌ و خوانده‌ایم.

آمازون فروشگاهِ بزرگی است و بزرگی‌اش، به تدبیر و ابتکارِ صاحبانش متکی است. صاحبانی که می‌دانند عنوان «۱۰۰۱ کتابی که قبل از مرگ باید خواند» تا چه حد می‌تواند مخاطبان کتاب را به سوی خود بکشد. ۱۰۰۱ کتاب در یک فهرست معرفی می‌شود تا هر نوع مخاطبی را سوی خود بکشاند. حتی اگر سخت‌ انتخاب‌ترین آدم باشید، احتمال آن‌که از میان ۱۰۰۱، بالاخره یکی را انتخاب کنید، بسیار است. خب، شما کتابِ دلخواه‌تان را انتخاب کرده‌اید و حالا مشتاقید بدانید این کتاب چه‌جور کتابی است که باید قبل از مرگ حتما خواندش! پس باید هرچه زودتر خریدش. از کجا؟ لازم نیست جایی بروید. همین‌جا بزرگ‌ترین فروشگاه آنلاین کتاب است. با چند کلیک سفارش بدهید و تحویل بگیرید. تمام شد. شما بی درد و خون‌ریزی به دامِ تبلیغاتیِ آمازون افتادید!

این، اصلِ فلسفهٔ ارائهٔ فهرستی فانتزی با عنوان «کتاب‌هایی که قبل از مرگ باید خواند» است. حال در این میان، برخی هموطنانِ فرهنگی‌مان، سراغِ این فهرست‌ها می‌روند و بی‌آن‌که ملاحظاتِ فرهنگیِ کشورِ ما را در آن لحاظ کنند، صد در صدش را ترجمه می‌کنند! نمونه‌اش را این روزها می‌توان در سایت‌های مختلف دید. فهرستی که از سلمان رشدی هم اثری در آن آمده! به همین راحتی، مترجمِ چیزی شده‌ایم که هیچ تناسبی با ما ندارد و صرفاً نوعی پز روشن‌فکری است.

آمازون از انتشار چنین فهرستی سود می‌برد، چون به فروش بیش‌ترش و وفادار کردنِ کاربرانش اثرگذار است، اما دوستانِ فرهنگی ما چه سودی از این کار می‌برند؟

آیا فهرستِ کتاب‌هایی که باید قبل از مرگ خواند، لزوماً همان‌هایی است که آمازون منتشر می‌کند؟ آیا ما کتابِ خود در کشورمان نداریم؟ آیا نباید قرآن را پیش از مرگ خواند؟ آیا نباید صحیفه سجادیه را پیش از مرگ خواند؟ نهج‌البلاغه را چطور؟ گلستان و بوستان سعدی، اشعار حافظ، تاریخ بیهقی، کتاب عجایب المخلوقات و غرایب الموجودات و… را چطور؟ آیا رمان‌ها، آثار فلسفی، فکری، هنری، ادبی و… ایرانی و غیر ایرانی دیگری نیست که بتوان در فهرستی این‌چنین جایش داد؟

کمی بالاتر را ببینیم. هنر، همواره در حال زایش است. چه بسیار آثار ارزشمند، قوی و قابل اعتنایی که بعد از تکمیل فهرست‌هایی این‌چنین آفریده شده‌اند. پس تکلیف آن‌ها چه می‌شود؟ پاسخ این سؤال قطعاً در دلیلِ تجاریِ آمازون برای ارائهٔ چنین فهرستی نهفته است.

اگر دوستانِ فرهنگی ما به ارائهٔ چنین فهرست‌هایی برای جذبِ بیش‌تر مخاطب علاقه‌مندند، چرا دست به کار نمی‌شوند و خود فهرستی این‌چنین –اما برخاسته از فرهنگ خودمان- تدوین نمی‌کنند؟ کپی کردن دست‌کم از ترجمهٔ طوطی‌وار بهتر است.

اما تکلیف ترجمهٔ طوطی‌وارِ دوستانِ فرهنگی ما چه می‌شود؟ آیا ذهنِ مخاطب قابل احترام نیست؟

 

 

Share/Bookmark
تازه‌های نشر
القاعده از زبان مشاور سابقش!
مصطفی حامد –مشهور به ابوالولید المصری- از جمله مشاوران و نزدیکانِ سابقِ گروهِ «القاعده» در خاطراتش این گروهِ تروریستی را به مخاطبان شناسانده است.
اسناد مطبوعاتی‌های مجلس رفته در کتابی تازه
این کتاب بر اساس اسناد گواهی می‌دهد که بیش از هزار نفر از اهالی قلم به مجلس رفته‌اند. از این تعداد 240 نفر مدیرمسؤول و سردبیر بوده‌اند.
پیراهن تو پرچم کدام جمهوری است
پیراهن تو پرچمِ کدام جمهوری است نخستین دفترِ شعرِ رسول پیره است که انتشاراتِ دفترِ شعرِ جوان در سال 1390 آن را منتشر کرده است.
رویدادهای فرهنگی
همراه امام با مردم سخن می‌گوید | برگزار شد
صادق طباطبایی همراهِ امام خمینی، سخنگویِ دولتِ مهندس بازرگان، خواهرزادهٔ امام موسی صدر و از اقوامِ مدیرِ شهرِ کتاب است.
رونمایی از تصویر قدیمی‌ترین قرآن در مجلس
این دست‌نوشتهٔ نفیس مربوط به سال 484 هـ.ق است. نامِ عثمان بن حسین وراق غزنوی به عنوان کاتب و تذهیب‌کارِ این قرآن برده شده است
گفتگو درباره تازه‌ترین اثر بلخاری در شهر کتاب
کتاب "فلسفه هنر اسلامی" نوشته دکتر حسن بلخاری سه‌شنبه 27 دی‌ماه در شهر کتاب بررسی می‌شود.
بازنشر نوشته‌های اشا، با هر حجم و به هر نحو، بدون اجازه و اطلاعِ اهالی خانه، مایه‌ کدورت است!