اختصاصی خانهٔ کتاب اشا: شاید خیلی از شما سید حمید رضا برقعی را به برکت لطف و نگاهی که اهل بیت علیهم السلام به طبع زلال او داشتهاند بهتر از من بشناسید و کمابیش با سرودههایش مأنوس باشید و دیگر نیاز به معرفی و مقدمهٔ من نباشد.
گفتگو با این شاعر جوان را با شعر خوانی خودش شروع کردیم. همان اول بسم الله غزلی از بیدل دهلوی خواند و کمی دربارهٔ بیدل صحبت کرد. بعد، از این گفت که شاید امروز بیدلانه شعر گفتن هنر نباشد اما شناخت شاعران جوان با اشعار بیدل و زبان شعری او ضروری است…. شما را دعوت میکنیم به خوانش گفتگوی خانهٔ کتاب اشا با این شاعرِ جوان:
■ قشنگترین شعری که این روزها خواندهاید چه شعری بوده؟
اگر بشود این سؤال را محدودتر کرد و مثلأ اینطور پرسید که قشنگترین شعر مذهبی یا قشنگترین شعر کلاسیک یا اجتماعی که خواندهای چه بوده شاید بهتر بشود جواب داد. در حال حاضر چون مطالعهٔ من غزلیات بیدل است طبیعی است که دوسه تا از غزلیات بیدل جزء بهترین کارهایی است که خواندهام. البته مدتی پیش یک غزل فاطمی از آقای سید شهاب موسوی پیدا کردم که سه چهار بیت آن را خیلی پسندیدم. شاید این شعر بیشتر از بیست سال پیش سروده شده باشد ولی چند بیت آن واقعأ زیبا بود.
این شعر از زبان حضرت زهرا سلام الله علیها خطاب به امیرالمؤمنین علیه السلام است:
زبان بسملیهایم نکرد ای تیغ، عریانت
بمان در غربتت ای محسن اشکم به قربانت
در بحث شعر مذهبی ترکیب «محسن اشکم به قربانت» خیلی حرفها برای گفتن دارد و اینها چیزهایی است که من خیلی میپسندم. یا یک بیت دیگر از همین غزل که میگوید:
تو قرآن مینویسی سورهای از چشم من بردار
مگر آن کس که پشت در ورق شد نیست قرآنت؟
به نظرم نگاه، نگاه زیبایی است. معلوم میشود که شاعر هم تاریخ را میشناسد و هم زبانش نوعی زبان فخیم است که در زمینهٔ شعر مرثیه، کمتر به این شکل کار شده. وزن شعر هم وزن خیلی مناسبی است.
■ در یکی از شعرهایتان اسمی از نیر و عمان و محتشم آورده بودید؛ ابیاتش را یادتان هست؟
دیروز عصر تعزیه خوانان شهرمان
همراه خیمههای شما آتشم زدند
امروز نیز نیّر و عمان و محتشم
با شعر در رثای شما آتشم زدند
■ در یکی از نقدها میخواندم که شما نباید اسم «نیّر» را کنار اسم عمان و محتشم میآوردید، چون عمان و محتشم شاعران بزرگی هستند و نیر به پای آنها نمیرسد و شاید شما به خاطر پرکردن وزن اسم نیر را آوردهاید…
البته شاید این حرف تا حدودی درست باشد و آن طور که عمان و محتشم به عنوان شاعر مذهبیسرا مطرح شدهاند «نیر» عنوان نشده باشد، اما من همیشه دوست داشتهام نسبت به نیّر ادای دین کنم ولو به آوردن اسم او در یک بیت شعر. البته این کار برای این بود که تا حدودی وجدان خودم راحت شود وگرنه به بزرگی نیّر چیزی اضافه نمیشود.
واقعیت این است که محتشم یک ترکیب بند دارد و با همان ترکیب بند، کاری کرده است کارستان. عمان نیز همین طور. اما فکر میکنم نیّر یا وصال هم شاعرهایی هستند که اگر در شعر مذهبی مطرح نشدهاند؛ دلیلش کم کاری ماست. شاید اگر از من بپرسند میگویم من عمان و محتشم را برای پرکردن وزن در شعر آوردهام و اتفاقأ میخواستهام نیّر را مطرح کنم. مخصوصأ به خاطر ترکیببندش و بعضی از غزلیاتی که دارد. مثل این بیت:
دیر ترسا و سر سبط رسول مدنی
وای اگر طعنه به قرآن زند انجیل و زبور
انصافأ این بیت برای شاعرهایی که کار مذهبی میکنند خیلی درس دارد.
■ بارها شنیدهام که شما از بعضی شعرا با احترام و تمجید خاصی یاد میکنید در حالی که ایشان در فضای رسمی شعر کشور آنگونه مورد احترام نیستند. به عنوان نمونه جناب آقای سازگار.
احساس میکنم یک کم لطفی اتفاق افتاده. واقعیت این است که وقتی نگاه میکنیم میبینیم بعضی از شعرا که مثلأ در فضای طنز سیاسی کار میکنند، بسیار در محافل شعری مورد توجه و احترام و استقبال قرار میگیرند و از آنها دعوت میشود و همه آنها را به عنوان یک شاعر موفق قبول دارند. البته این شعرا از اول مخاطبشان را عوام درنظر گرفتهاند و اتفاقأ شعر گفتن برای عوام خیلی سختتر است و شاید داشتن مخاطب خاص از خیلی جهات راحتتر باشد اما اینکه شاعر بخواهد برای مردم شعر بگوید و با مردم ارتباط برقرار کند یک موفقیت بزرگ برای او به شمار میرود. اشعار آقای سازگار هم چنین خصوصیتی دارند و دارای مقبولیت مردمی هستند. اما وقتی مثلا شعر آن شاعرهایی را که طنز سیاسی کار میکنند با اشعار آقای سازگار مقایسه میکنیم میبینیم که به لحاظ شعری واقعأ اشعار سازگار بالاتر است اما سازگار به جرم این که شعر مذهبی میگوید او را کنار میگذارند . گاهی به خود من هم میگویند که شما شاعر تک بعدی هستی و فقط شعر مذهبی میگویی، بیا در فضاهای دیگر هم کار کن ببینیم چندمرده حلاجی. من میگویم خب شماها بیایید توی این فضا شعر بگویید ببینیم چندمرده حلاجید.
به نظرمن واقعأ کاری ندارد در فضاهای دیگری که موضوع آزاد است و دست شاعر هم باز است، شعر گفت اما شعر مذهبی، هم خط قرمز دارد و هم نیاز به هزار و یک جور اشراف روی مسائل تاریخی و مذهبی و معرفتی دارد. شما وقتی میخواهی یک شعر عاشقانه بگویی خیلی راحتی و دستت باز است که هرحرفی را خواستی بزنی.
به هرحال آقای سازگار برای من در شیوهٔ رفتاری و مسیری که در شعر پیموده و راهی که رفته، یک الگو است. البته این نکته هم یک واقعیت است که اشعار ایشان بیشتر کاربردی هستند و حجم زیادی دارند و اگر از تمام مجموعههای شعری ایشان یک گلچین تهیه شود، شاعرانگی و تسلطشان بر شعر نمود بهتری خواهد داشت.
■ امروز روند جریان شعر مذهبی را چطور میبینید؟
چیزی که من امروز در کشور میبینم این است که روند پیشرفت ادبیات و شعر مذهبی ما فوقالعاده سریعتر از اشعاری است که در فضاهای دیگر در کشورمان سروده میشود و از همه جلوتر است. شاید تعدادی تنگنظر که این فضا را نمیتوانند ببینند نسبت به شعرای مذهبی کم لطفی داشته باشند اما فعلأ فضایی که امروز شاعرهای جوان به آن دست پیدا کرده اند -و این هم به پشتوانهٔ همان شعرهایی است که امثال استاد مجاهدی و انسانی و شفق و سازگار و چایچیان سرودهاند و به پشتوانهٔ همان دغدغههایی است که آنها داشتهاند و به ما دادهاند- فضای بسیار خوبی است و به نظر من شعر مذهبی ما خیلی جلوتر از همهٔ فضاهایی است که در آنها شعر سروده میشود و تا چند سال دیگر جلوتر هم خواهد رفت.
شعر عاشقانه و حتی شعر اجتماعی ما، همه در حال درجا زدن هستند. من چیزی که میبینم در فضای عمومی شعر کشور به رشد و بالندگی رسیده و با سرعت فوقالعادهای به پیش میرود، یکی فضای شعر سپید کشور است و یکی فضای شعر مذهبی.
■ فکر میکنید امروز، معیارهای داوری و نقد شعر در کشور برای داوری و نقد شعر مذهبی هم کافی است؟
احساس میکنم مشکل از آنجایی شروع میشود که ما میخواهیم تمام اشعار مذهبی را به یک دید نگاه کنیم، در صورتی که به نظر من از یک لحاظ شعر مذهبی به دو دسته تقسیم میشود. امروز شعر مذهبی ما یا یک شعر کنگرهای و شعر مجلسی است که در جلسات رسمی شعرخوانی قابل ارائه است یا شعرهایی است که به یک تشخّص و شخصیت مستقل رسیده و آن هم شعر هیئت است. ما باید این شعر را به رسمیت بشناسیم و دوستان داور و دوستان ناقد باید به این باور برسند که امروز شعر هیئت در یک جایگاهی قرار دارد و حتی نوحه هم همین طور.
من امروز میتوانم نوحههایی را مثال بزنم و واقعأ به این حرف اعتقاد دارم که دوستان ما نوحههایی میسازند و خوانده میشود که خیلی شاعرانهتر از ترانههایی است که در تلویزیون و آلبومهای مختلف از خوانندهها میشنویم. امروز نوحهٔ ما اگر جلوتر از ترانههای ترانهسراها نباشد حداقل باید بگوییم که دارد پا به پای آنها پیش میرود و جای تعجب است که چطور امروز از ترانه و شعر فولکولور به عنوان یک قالب شعری بحث میشود و برایش جلسات نقد گذاشته میشود اما نوحه که حتی گاهی خیلی شاعرانهتر سروده میشود و خیلی هم پشتوانهٔ قدیمیتری دارد برایش تشخص و شخصیت مستقلی قائل نیستند.
■ در شعر «سیبها روی خاک غلطیدند»، احساس میشد که ایدهٔ خاصی را دنبال میکنید. درست است؟
شاید دغدغهای که در این شعر بود، یک قلهٔ دور از دسترسی را در نظر نگیرد، اما من معتقدم اگر بخواهیم به شعر مذهبی، یک مقدار فراتر نگاه کنیم باید بگوییم وقتی تفکر اهل بیت علیهم السلام پشتوانهٔ یک شعر باشد، میتوان به آن شعر، شعر مذهبی گفت. با این حساب، شعر حافظ هم شعر مذهبی و آیینی است. درست است که حافظ اسمی از کسی نیاورده اما تفکر اهل بیت علیهم السلام در شعر او هست. ما اگر سیرهٔ زندگی اهل بیت علیهم السلام را چه در شادیهایشان و چه در غمهایشان به عنوان اینکه ایشان بهترین الگوهای زندگی ما هستند پشتوانهٔ شعرمان قرار دهیم این شعر، شعر مذهبی است.
من همیشه این دغدغه را با خودم داشتم که چطور یک شعر مذهبی بگویم که قابلیت ترجمه داشته باشد و کسی هم که مسلمان نیست بتواند از آن تأثیر بگیرد. مثلأ کسی که مسلمان نیست و داستان حضرت زهرا سلام الله علیها را نشنیده اگر بخواهد شعر مرا دربارهٔ ایشان بخواند باید ابتدا برود ببیند ماجرا چه بوده، بعد بیاید این شعر را بخواند تا متوجه شود. اما با خودم گفتم شاید یک تجربهای هم وجود داشته باشد که بشود این ماجرا را طوری بیان کرد که کلأ هر کس آن را بشنود از آن متأثر شود؛ چه اصل ماجرا را بداند چه نداند. به خاطر همین خواستم تجربهای در این زمینه داشته باشم. حالا موفق بودن یا نبودنش را نمیدانم. فقط میخواستم چنین کاری را تجربه کرده باشم. هرجا هم که خواستهام این شعر را بخوانم گفتهام یک شعر اجتماعی تقدیم میکنم.
داستان و ماجرای این شعر مشخص است و یادآور داستان حضرت زهرا سلام الله علیها ست اما این اتفاق به طور عادی برای هرکسی که بیفتد و هرکسی ببیند زنی مقابل چشم عدهای به زمین خورده است متأثر میشود. به هرحال اصلیترین دغدغهٔ من این بود که آنهایی هم که داستان حضرت زهرا سلام الله علیها را نشنیدهاند بتوانند با این ماجرا ارتباط برقرار کنند.
به هرحال شعر مذهبی ما خیلی جای کار دارد. یکی از اساتید میگفت دیگر ما در فضای شعر عاشقانه میخواهیم چه حرفی بزنیم که سعدی و حافظ نزدهاند؟ اما واقعأ شعر مذهبی ما فوق العاده جای کار دارد و حرفهای نگفتهٔ زیادی دارد. این را هم باید در نظر بگیریم که شاعر مذهبی امروز ما از نظر میراث ادبی، پشتوانهای را که شاعران عاشقانهسرا و عارفانهسرا دارند، ندارد. درست است که ما یک ادبیات آیینی غنی داریم اما به نسبت ادبیات عاشقانه از حجم کمی برخوردار است.
■ دربارهٔ غزلی هم که اخیراً به شکل سفرنامه برای چهارده معصوم کار کرده بودید توضیح بدهید.
این شعر برای من یک تجربه بود. واقعأ دیدم کارهایی که برای چهارده معصوم علیهم السلام انجام شده، یک کارهای شبیه به هم است. میخواستم این کار در یک فضای مدرنتری باشد و به نقاطی که به عنوان نقاط خیلی بارز زندگی هر کدام از معصومین است نگاه بشود و با یک اشارهٔ غیر مستقیم ذهنها به سمت آن معصوم برود و ارتباط برقرار شود. در مجموع احساس میکنم این شعر، همان چیزی که میخواستهام شده و از کار راضی هستم.
■ چرا سفرنامه؟
همیشه آدم باید از یک جایی شروع کند. میخواستم از یک زاویهٔ متفاوتتری نگاه کنم. مثلأ اگر میخواستم سفرنامه را در این شعر دخیل نکنم یک روایت معمولی میشد که ممکن است در خیلی از شعرها وجود داشته باشد.
البته واقعیت این بود که وقتی به سفر مکه و مدینه مشرف شدم، دوست داشتم یک سفرنامه داشته باشم و جرقهٔ این شعر هم در مدینه زده شد.
■ شما تا امروز در بعضی از قالبهای تقریبأ فراموش شده کارهای موفقی داشتهاید. مثل مربع ترکیب و بحر طویل. چیزی که برای من جالب بود توجه شما به اخوانیه است. این اخوانیه را تفننی سرودید یا واقعأ یک کار جدی و با انگیزهٔ مشخص بوده؟
من یک اخوانیه برای دوست خوبم سید جواد شرافت کار کردم ولی سید جواد معرفتش را نداشت که جواب اخوانیهٔ من را بدهد. (با خنده و مزاح)
از شوخی که بگذریم واقعأ اخوانیه گفتن برای من بهانهای بود که خیلی از حرفهایم را بزنم. شاید سید جواد شرافت که این اخوانیه را خطاب به او گفتم بهانهای بود و فقط یک مخاطب و سوم شخص بود که من حرفهایم را با او بزنم و البته چه کسی بهتر از یک شاعر آیینی دیگر و چه کسی بهتر از سید جواد شرافت؟
ولی تجربهٔ خیلی خوبی بود و از آن شعرهایی بود که خودم هم آن را دوست داشتم و واقعأ توانستم با آن ارتباط برقرار کنم. استاد مجاهدی هم این نوع کار را خیلی پسندیده بود و گفته بود واقعأ حیف است که جوانها از اخوانیه گفتن دور شدهاند. بعد از این اخوانیه دوستان دیگری هم استقبال کردند و اخوانیه سرودند.
■ این روزها سرگرم چه کارهایی هستید؟
در حال حاضر درگیر سه مجموعهٔ جیبی هستم به سفارش انتشارات امیرکبیر که این مجموعه در کل شامل سی مجموعهٔ مذهبی از شاعران بعد از انقلاب و حدود بیست یا سی مجموعه هم از شاعران قبل از انقلاب است.
در انجمن شعر و قصهٔ استان قم هم به عنوان دبیر اجرایی در خدمت دوستان هستم. خدا را شکر در انجمن برنامههای خوبی داشتهایم. امسال در خدمت اساتید خوبی بودیم و بازده همهٔ فعالیتها سه مجموعهٔ شعر است که از طرف انجمن شعر و قصهٔ قم امسال منتشر خواهد شد و به نمایشگاه خواهد رسید. یکی مجموعهٔ شعر بانوان استان قم است. یکی مجموعهٔ شعر سپید استان قم است و یکی هم مجموعهٔ شعر اصحاب امام حسین علیه السلام. البته قرار بود مجموعهٔ اصحاب با عنوان یک کاروان دل، برای نمایشگاه آماده شود ولی احتمال دارد این این مجموعه را همراه یک مجموعهٔ دیگر منتشر کنیم.
سال گذشته هر کدام از دوستان انجمن لطف کردند و دربارهٔ یکی از اصحاب امام حسین علیه السلام شعر گفتند. تعطیلات نوروز امسال هم از دوستان خواهش کردیم برای امامان غریب در شعر کار کنند. امامان غریب در شعر یعنی امامانی که شعرا کمتر دربارهشان شعر گفتهاند. یعنی امام سجاد، امام باقر، امام صادق، امام کاظم، امام جواد، امام هادی و امام عسگری علیهم السلام. و انصافأ دوستان کارهای خوبی هم خلق کردند. احتمال دارد این مجموعه را با مجموعهٔ اصحاب، با هم چاپ کنیم اما چیزی که ان شاءلله حتمأ برای نمایشگاه آماده میشود شعر بانوان استان است با عنوان چادری از شعر و ابریشم . یکی هم شعر سپید استان است با عنوان سپید از دهان آهنچی.
■ دربارهٔ معرفی سوگوارهٔ شعر فاطمی هم برای ما توضیح بدهید.
این سوگواره به اسم انجمن هنرهای ادبی و با همکاری ادارهٔ ارشاد برگزار شد اما طرح آن از طرف خودم بود و پارسال اولین سوگوارهٔ شعر حضرت زهرا سلام الله علیها برگزار شد و با استقبال خیلی خوبی از طرف شاعران و مداحان مواجه شد. امسال میخواهیم خروجی کار سال گذشته را در قالب سی دی در اختیار علاقمندان قرار دهیم. امسال هم دومین سوگواره به مدت دوروز برگزار خواهد شد و در خدمت اساتید مجاهدی، غفورزاده، فرید، سازگار و کریمی و به احتمال زیاد سعید حدادیان و عدهای از شاعران جوان خواهیم بود. تاریخ برگزاری آن هم شانزدهم و هفدهم اردیبهشت، ساعت پنج بعد از ظهر است.
■ از شعر خوانیهایی که داشته اید آلبومی تهیه نشده؟
تعدادی از شعرخوانیها را انتخاب کردهام که حدود پنج یا شش اجرای تقریبأ ده دقیقهای است و احتمال دارد دو بحرطویل را هم به صورت دکلمه در این مجموعه قرار بدهم و إن شاءلله به زودی در قالب سی دی ارائه خواهد شد.
جستجوهای ورودی:حمیدرضا برقعی, سیدحمیدرضا برقعی, شعر آئینی, شعر مذهبی, گفتگو با حمیدرضا برقعی









آشخانه
همخانه






عالی بود. باز هم از این کارا بکنید. این طور مصاحبه ها بسی دلنشین ناک هستند حتی! :)