وحید طلعت
متولد ۱۳۶۰ شاهیندژ (آذربایجان غربی)
رشتهٔ تحصیلی : کامپیوتر
شاعر و خبرنگارمجموعه اشعار:
- بعد از هزار سال / ۱۳۸۲
- آب باد آتش وطن / ۱۳۸۷ (در دست انتشار)ترجمهها:
- ترجمهٔ گزیده شعر قیصر امین پور به تورکی ۸۷
- ترجمهٔ ۱۶ شاعر معاصر تورک به فارسی ۸۵مجموعه شعر ترکی:
- نئجه قییدی [چطور دلش آمد(مجموعه غزل)]جایزه شعر:
- شبهای شهریور۸۶
- خط سوم تبریز ۸۶ و ۸۷
- هفتمین کنگره سراسری شعر جوان کشور بندرعباس ۸۶
- کنگره بین المللی مختومقلی فراغی (شاعر ترکمن) گرگان ۸۶
- شاعر جوان شعر فجر استان آذربایجان غربی ۸۶
دوستت دارم!
همانقدر که دوستم داری
بیشتر دوستت دارم
وقتی به مرزها فکر نمیکنم
و پا به پای تو از سرنوشتم پابرهنه میگذرم
ممنوعِ من!
ما عاشق همیم
من طعم بادام تلخم
تو طعم حلبچهای،
من طعم آوارهکی ام
تو عطر کوهستانهای زادگاهم!
طعم سیانور و بوسههای ما چقدر شبیهِ هماند
انگار برادران هم!
انگار مادران زمین…
آه ممنوع من!
از روزهای کودکیام دوستت داشتم
بیآنکه کلمهای بر زبان آورده باشم
در روزهای جوانیام برایت نوشتم
بیآنکه در جشنوارههای شعر
با شاعران گرسنه کلمهای از تو خوانده باشم!
باید اعتراف کنم
هر بار کلمهای از جنگ بر زبان بیاورم
حقیر میشوم
بیشتر تحقیر میشوم
وقتی در همایشهای شعر جنگ شرکت میکنم!
عشق بزرگ تو تحقیرمان میکند
مرا و شاعران بیمار وطنم را!
باهم
انگار که برادران ناتنی هم!
□
مگر نمیدانستی
من در مرز به دنیا آمدهام،
از سیمهای خاردار میترسم
از سیزده به در بدم میآید
از اخبار ساعت نه بیزارم
با این همه؛
طعم ریواس و عطر دستان تو دیوانهام میکند،
طعم آخرین باری که دیدمات…
طعم آخرین کلمهای که بر زبان آوردی…
به کوچم وا میدارد!
مثل زیباییات که ایلم را از شرق به غرب کوچاند!
□
مگر به تو نگفته بودم
من در جنگ به دنیا آمدم
با جنگ بزرگ شدم
ـ جنگ کسی را عاشق نمیکند! ـ
مگر به تو نگفته بودم
ها…
□
ممنوع من !
بعد از آنکه تو را دیدم، فهمیدم؛
هشتاد میلیون سربازم من
هشتاد میلیون انسان
هشتاد میلیون تنهایی
اسارت
رهایی
برای همین
حلبچه را دوست دارم
و در کابوسهایم همیشه آوارگانی غمگینام
برای همین دوستت دارم
وقتی به زبان مادریات آواز میخوانی…
” حیران! تو نه میری
نه حکیمی
تو کوچیکا چیویندا
لوی لو لوی لو…
لوی لو لوی لو…
از ربهنم ربهنم ربهنم ربهنم…
ربهنم ربهنم ربهنم…
های دلو لو های دلو….
شیوهنه شیوهنه…
های آی آی …
های دلووو…
های دلو… “
□
آه حیران جان!
در سرزمین من
۸۰ میلیون انسان
در روزهای گرسنگی بیشتر به تو فکر میکنند.
ــــــــــــــــــ
حیران، حیرانی:موسیقی محزون کُردی





















نتیجهٔ بداههنویسیِ نویسندگانِ
مجموعهٔ «یک اسم و چند قصه» قصههایی
کوتاه و لطیف است 
تبلیغ





