به این جملات دقت کنید: «چون من فقط حق دارم این کار رو بکنم، پس این کار رو کردم، بعد هم به نظر من کار از کار دیگران بهتره!»
حالا، جملات بالا را با این جملات قیاس کنید: « از آنجا که نشر افق تنها ناشری است که حق ترجمه و انتشار رسمی آثار پل استر در ایران را دارد به همین دلیل من ترجمه این اثر را انجام دادم ضمن اینکه معتقدم بخور و نمیر معادل بهتری برای نام اصلی این کتاب است.»
آنچه در ابتدا خواندید، جملاتی فرضی بود، که به جدلِ کودکان برای اثبات حقانیت شباهت دارد. اما جملاتی که در ادامه آمد، نقل قولی است از «مهسا ملکمرزبان» مترجم کتاب «بخور و نمیر» که در جواب سؤال خبرنگار مهر دربارهٔ چرایی ترجمهٔ این کتاب پرسیده شده است.
اواخر سال گذشته، انتشارات چشمه کتابی با عنوان «دست به دهان» از پل آوستر (یا چنانکه ترجمه کردهاند: پل استر) با ترجمهٔ «بهرنگ رجبی» روانهٔ بازار نشر کرد. «دست به دهان» شرحِ خودنوشتِ شکستهای این نویسندهٔ ساکن آمریکا است که حالا چندسالی است که در ایران، اعتبار و محبوبیتی کسب کرده است.
اندکی بعد از انتشار آن کتاب، مهسا ملک مرزبان در گفتگو با مهر، خبر از ترجمه و انتشار همان کتاب با عنوان «بخور و نمیر» میدهد و با جملاتی که در ابتدای این نوشته آمد، «تکرار ترجمه» را توجیه میکند. چندسالی میشود که در ایران، تا آنکه نویسندهای محبوبیت و شهرت مییابد، ۷-۸ مترجم سر کتابِ تازه انتشار یافتهٔ آن نویسندهٔ محبوب میریزند و چنانکه از یک مسابقهٔ دو سرعت انتظار میرود، در ترجمه و رساندن کتاب به ناشر، از یکدیگر پیشی میگیرند.
خدا بیامرزد رضا سیدحسینی مرحوم را که زمانی در یک برنامهٔ تلویزیونی، وقتی شنید اوضاع نشر و ترجمه چنین است با لحنی نقادانه گفت: «مردم بیکارند آقا!» و او از جمله یلان ترجمهٔ ایران بود، نه دانشجوی تازه فارغالتحصیل شدهٔ زبانهای خارجی که با ترجمه کتاب یک نویسندهٔ صاحبنام، در پی کسب شهرت باشد.
قصد این نوشته، نه تخطئهٔ خانم ملکمرزبان است نه بهرنگ رجبی. قصد نشان دادن و ابراز تأسف از ابتلایی است که به جان ترجمهٔ این مملکت افتاده.
مسلم است که انتشارات افق یا هیچ ناشر دیگری، حق ترجمه و نشر اختصاصی آثار نویسندگان خارجی را ندارند. ممکن است این انتشارات، چنانکه حق کپی رایت کتاب «ناپیدا» را خریداری کرد، حق انتشار «بخور و نمیر» را هم خریداری کرده باشد، اما این دلیل آن نمیشود که «افق» تنها ناشری باشد که حق ترجمه این آثار را دارد.
به نظر میرسد، مترجمِ چشمه در «دو سرعت» از مترجم افق تندتر دویده… بیچاره متن و بیچاره مخاطب!
تکمله: نشر افق، کپیرایت کتاب «بخور و نمیر» را خریداری کرده است. البته، ناگفته نماند که تا ایران به جمع پذیرندگان قانون کپیرایت نپیوندد، این خرید، صرفاً جنبهٔ تبلیغ و اعتبار دارد.





















نتیجهٔ بداههنویسیِ نویسندگانِ
مجموعهٔ «یک اسم و چند قصه» قصههایی
کوتاه و لطیف است 
تبلیغ





