اشا: مدتی پیش، یادداشتی در سایت منتشر شد با عنوان «کلاهبرداری ناشر و توصیهٔ رهبر» اندکی بعد از انتشار آن یادداشت، یکی از مخاطبانِ خوبِ سایت، یادداشتی برایمان فرستاد که از زاویهای دیگر به موضوع آن یادداشت پرداخته است. اینک، یادداشت آقای دائی پیش روی شما است:
اول: در دههٔ فجر سال هشتاد و هشت به همت یک موسسهٔ خصوصی و با همکاری معاون امور فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۳۰۰ نمایشگاه کتاب همزمان در سراسر کشور برگزار شد. این فعالیت ارزشمند با هدف معرفی مبانی حکومت اسلامی و جایگاه ولایت در آن و تبیین جایگاه و نقش ولایت فقیه در انقلاب اسلامی بود؛ فلذا کتابهایی عرضه شدند که مرتبط با موضوع ولایت، انقلاب اسلامی و تاریخ سیاسی انقلاب و ایران بودند. این نمایشگاهها با حضور بیش از ۴۰ ناشر و ۶۰۰ عنوان کتاب (دقیقترش!: ۶۰۵ عنوان کتاب از ۴۵ ناشر) و با ۵۰ درصد تخفیف برگزار شد.
در حاشیهٔ این نمایشگاهها مسابقهٔ غیرحضوری کتابخوانی از کتاب «فتنه و فتنهگران» نیز برگزار شد.
دوم: سیر کار این گونه بود:
۱٫ تبلیغات موسسه در روزنامههای سراسری
۲٫ تماس متقاضی با موسسه
۳٫ دریافت فکس «قرارداد واگذاری کتاب نمایشگاهی «ولایت و انقلاب اسلامی» جهت دریافت کتابها با شصت درصد تخفیف و فروش آنها با پنجاه درصد تخفیف
۴٫ پر کردن قرارداد و ارسال آن به همراه چک به مبلغ ۱۲۰۰۰۰۰ تومان به نشانی موسسه
۵٫ دریافت ۹ کارتن کتاب (حاوی ۶۰۵ عنوان کتاب که تعداد هرکدام از یک تا پنج نسخه متغیر بود+بنر و پوسترهای نمایشگاه+۲۰۰نسخه (یک کارتن) از کتاب فتنه و فتنه گران)
۶٫ برگزاری نمایشگاه و…
سوم: در مهم، مفید و ارزشمند بودن اصل کار، اختلافی نیست. اما بعضی مشکلات هست که…
پای درد دل یکی از برگزار کنندگان این نمایشگاه نشستیم، آن چه در زیر میآید، برشهایی است از دل پر دردش:
- وقتی تماس اولیه را گرفتیم گفتند کتابها توسط کارشناسان! ارشاد و موسسه بررسی شده و نگران محتوای کتابها نباشید!
اما حدود یک سوم کتب نمایشگاه، کتب منتشره توسط خود موسسه بود! (با توجه به آمار انتشار ۲۰۰ کتاب توسط موسسه که مدیر موسسه، اردیبهشت ۸۸ به ایبنا داده است؛ میتوان گفت موسسه تقریبا تمامی آثارش را در این نمایشگاهها به ارشاد قالب کرده است!)
- حجم بالایی قرآن، مفاتیح، نهجالبلاغه و صحیفه سجادیه ارسال کرده بودند که بیشترشان توسط موسسه و در سال ۸۸ منتشر شده بود. (اهل نشر خوب میدانند کتابهایی که نامشان رفت، پرفروشترین و پرسودترین کتابها در مملکت ما هستند)
- حدود ۶۰ عنوان کتاب به موضوع دفاع مقدس اختصاص داشت که باز هم در کمال تاسف باید بگوییم تمامی این شصت کتابِ گرانقیمت و کم کیفیت نیز توسط موسسه و در سال ۸۸ منتشر شده بود.
- از بیشتر کتابهای موسسه ۴ یا ۵ نسخه ارسال شده بود! و از کتابهای سایر ناشران ۱ یا ۲ نسخه!
- در عمل از کمتر از بیست ناشر در نمایشگاه کتاب وجود داشت.
-در نمایشگاه هیچ اثری از رمانهای مذهبی، کتب شهید مطهری و کتابهای خوب و پرفروش سالهای اخیر (مانند دا، بابانظر، خاکهای نرم کوشک، بیوتن، منِ او و…) نبود.
- هیچ نظارتی روی کار نبود: از طرفی نمایشگاه در شهر الف با ۴۰ درصد تخفیف برگزار شد و خبرش را هم با افتخار! در اینترنت زدند. و از طرف دیگر دیدم که بعضی کتاب فروشیها یک دوره نمایشگاه را گرفتهاند و در مغازهشان با پنج تا ده درصد تخفیف میفروشند!
چهارم: البته مشکلات قضیه فقط در همین بخش خلاصه نمیشود، باید جوانب دیگر کار نیز سنجیده شود، به عنوان مثال نقش کتابفروشانِ شهرستانی چه نقشی در این بازی چیست؟ ایمان مطهری منش در کلاهبرداری ناشر و توصیه رهبر به همین موضوع پرداخته و نوشته است: «دوست کتابفروشی از یکی از شهرستانها، چند روز قبل تماسی گرفت و از برگزاری طرحی از سوی دو نهاد فرهنگی در کشور گفت و شکوهها کرد. کتابفروش، از این گفت که نهادهای فرهنگی، با ناشران مذاکره میکنند و تعداد انبوهی کتاب، با درصد تخفیف بالا میخرند و به نمایشگاههای بزرگ میآورند و با تخفیفِ ویژه به فروش میگذارند. از این راه، اگرچه عایدی خوبی نصیبِ ناشر و آن نهادِ فرهنگی میشود، اما کتابفروشِ شهرستانی که تمامِ بهانهٔ حیاتش، کتابخوانانِ شهرش هستند، به دلیل آنکه نمیتواند کتابها را با تخفیفهای کلان به فروش بگذارد و نمیتواند با نهادِ فرهنگیِ پولدار در توزیع کتاب رقابت کند، روز به روز ضعیفتر میشود. در این بین، کتابخوانانِ شهرستانی از کتابفروشِ شهرستانی انتظار دارند که کتابها را با تخفیفهای ۲۰ و ۳۰ درصدی بفروشد، غافل از اینکه ناشران محترم تهرانی، در نهایتِ حسنِ نیت و خوشقلبی، بیشتر از ۲۵ درصد به هیچ کتابفروش شهرستانی تخفیف نمیدهند. حالا شمای مخاطب یا مسؤول فرهنگی، احتراماً پیدا کنید پرتغالفروش را. »
پنجم: جالب است بدانید این موسسه که با شیوهٔ کاریاش، وادارم کرد چنین بنویسم، موسسهای است خصوصی که عجیب خود را منتسب میداند به نظام و رهبر! حالا تصور کنید چه کسانی، کجا نشستهاند و چقدر به فرامین رهبر پایبندند. همین.





















نتیجهٔ بداههنویسیِ نویسندگانِ
مجموعهٔ «یک اسم و چند قصه» قصههایی
کوتاه و لطیف است 
تبلیغ





