یکشنبه، ۲۲ فروردین ۱۳۸۹ | زبان و ادبیات فارسی  
فهیمه شانه

بچه‌تر که بودم و البته بازیگوش‌تر، هر وقت آتشی می‌سوزاندم جز بابا بزرگ، کسی حریف نمی‌شد با من حرفی بزند یا پندی دهد. بابا بزرگ هم که تا می‌دید هیچ دمی از آن بنده خدا در آتش شیطنت من اثر نمی‌کند، تکیه کلامش بود که: «دِ… بچه جون! مگه قصهٔ حسین کرد شبستری دارم می‌گم…» این کلام در گوشهٔ ذهن من مانده بود و هر وقت یاد کودکی و شیطنت می‌افتادم، بلافاصله «قصه حسین کرد» در گوشم صدا می‌کرد. گاهی با خودم می‌گفتم: بابا بزرگ این حرف‌ها را از کجا می‌آورد… وقتی هم بزرگ‌تر شده بودم چند بار از بابا بزرگ خواسته بودم این قصهٔ حسین کرد را برایم تعریف کند. به گمانم او هم روایت‌هایی از دورها شنیده بود اما خوب به یاد نداشت و هر بار طوری دست به سرم می‌کرد.

بخشی از متن کتاب:
آن لر صادق روی خود را رفت به عقب کند که او تیغ را انداخت در روی پستان او که به قدر دو انگشت قرار گرفت. ناله کشیده درغلطید. آن سگ سه نفر از ملازم‌های او را هم به شمشیر زده و از آن‌جا گذارا شد در محلهٔ جمال‌الدین، خانه‌ای در روز نشان کرده، الماس با پنج نفر داخل آن خانه شد و پنج نفر دیگر در خانهٔ دیگر رفتند و آن داخل آن خانه شده و به ضرب چوب ناخن‌های صاحب‌خانه را درآورده و آن‌چه در خانهٔ او به هم می‌رسید برداشته از پی کار خود رفتند.

از آن پنج نفر دیگر بشنو.

چون داخل خانه که نشان کرده بودند آمدند و دستبرد خود را زدند و روی در سر دم نهادند در بین راه نهنگ بلاد ایران دیو سفید آذربایجان مسیح نامدر با پنج نفر از نوچه‌های خود به ایشان برخورد و فریاد برآورد که کیستید. گفت منم بکش بهادر. گفت صدّق یا علی. گفت …خوب به گیر من افتادی، از آسمان شماها را می‌جستم و الحال در زمین دوچار من شدید و خود را در برابر ایشان گرفت.

■ ■ ■

دیگر بی‌خیال شده بودم، تا اینکه روزی عزیزی هدیه به دست به دیدارم آمد و کتاب «قصهٔ حسین کرد شبستری» را برایم آورد. کنجکاوانه برداشتم و شروع کردم به خواندن… بله! «حسین کرد شبستری» واقعاً کسی بوده و قصه‌ای داشته، آن هم چه قصه‌ای!

آن‌طور که در مقدمهٔ کتاب «قصهٔ حسین کرد شبستری» خواندم، این داستان از قصه‌های فولکلور دوست‌داشتنی و جالب از قدیم‌الایام بوده و در کنار دو کتاب دیگر (امیر ارسلان رومی و اسکندرنامه هفت جلدی) در میان مردم کتاب‌خوان رواج داشته است.

حسین کرد، پهلوانی از دورهٔ صفویه است که در این کتاب با رستم شاهنامه برابری می‌کند و شرح دلاوری‌ها و داستان پهلوانی‌های او و پهلوانان مردمی دیگر شبیه او در مقابله با دشمنان شاه عباس صفوی، خصوصاً ازبکان و ترکان عثمانی در این کتاب ارزشمند آمده است؛ پهلوانان عیاری که شیوه‌های عیاری آنان در قصه شرح داده شده است.

ارزش و اهمیت کتاب، علاوه بر شرح داستان‌ها و دلاوری‌های پهلوانان مردمی، در بازتاب نوع زندگی اجتماعی و فرهنگ مردم در دوره صفویه است؛ غالب داستان‌ها دستمایه‌ای شبه تاریخی دارند. قصه‌پردازان این داستان‌ها، نقالان هستند و مخاطبان آن، شنوندگان همین نقالان در قهوه‌خانه‌ها یا مکان‌هایی شبیه آن و فضای آن، یادآور معرکه و صدای گرم نقال.

وقتی متن کتاب را می‌خوانی، انگار تو هم یکی از شنوندگان همین قصه‌ها شده‌ای و بیرون از معرکه نیستی. گرم داستان شده‌ای که یک دفعه نهیب نقال تو را به هوش می‌آورد که:

«ایشان را در اینجا داشته باش چند کلمه از دلاوران بشنو.»

و باز سرگرم ماجرایی می‌شوی که قبلاً با آن درگیر شده‌ای اما در جایی نه چندان دور، آن را رها کرده‌ای و به سر ماجرایی دیگر رفته‌ای.

نکتهٔ دیگر در خواندن «قصهٔ حسین کرد شبستری»، زبان خاص متن است: نثر عامیانه و گفتاری با تعبیرات و اصطلاحات و واژگان مورد استفادهٔ مردم چهارصد سال پیش، بسیار خواندنی و جالب است و به نوعی نمودار فراز و فرود و فضای عبور زبانی است که ما اکنون با آن سخن می‌گوییم.

این کتاب به کوشش دو استاد ارجمند: ایرج افشار و مهران افشاری «بر اساس روایت ناشناختهٔ موسوم به حسین‌نامه» تصحیح و تنظیم شده است. در ابتدای کتاب، مقدمهٔ عالمانهٔ مهران افشاری برای هر خواننده، چه محقق باشد چه در پی دانستن داستان، مفید و قابل تأمل است.

بخشی از متن یادداشت ایرج افشار در ابتدای کتاب و بخشی از متن قصه را بشنوید:

 

شناسنامه کتاب
عنوان قصه حسین کرد شبستری

بر اساس روایت ناشناخته موسوم به حسین‌نامه

به کوشش ایرج افشار و مهران افشاری
ناشر چشمه
گروه مخاطبان محققان ادبیات کهن، علاقه‌مندان به داستان‌های اساطیری و کهن
جنسیت مخاطبان تفاوتی ندارد
تعداد صفحات ۵۱۶ صفحه / وزیری
نوبت چاپ سوم / ۸۷
شمارگان ۱۵۰۰ نسخه
قیمت ۹۰۰۰ تومان
شابک ۹-۲۹۵-۳۶۲-۹۶۴

آن لر صادق روی خود را رفت به عقب کند که او تیغ را انداخت در روی پستان او که به قدر دو انگشت قرار گرفت. ناله کشیده درغلطید. آن سگ سه نفر از ملازم‌های او را هم به شمشیر زده و از آن‌جا گذارا شد در محلهٔ جمال‌الدین، خانه‌ای در روز نشان کرده، الماس با پنج نفر داخل آن خانه شد و پنج نفر دیگر در خانهٔ دیگر رفتند و آن داخل آن خانه شده و به ضرب چوب ناخن‌های صاحب‌خانه را درآورده و آن‌چه در خانهٔ او به هم می‌رسید برداشته از پی کار خود رفتند.

از آن پنج نفر دیگر بشنو.

چون داخل خانه که نشان کرده بودند آمدند و دستبرد خود را زدند و روی در سر دم نهادند در بین راه نهنگ بلاد ایران دیو سفید آذربایجان مسیح نامدر با پنج نفر از نوچه‌های خود به ایشان برخورد و فریاد برآورد که کیستید. گفت منم بکش بهادر. گفت صدّق یا علی. گفت …خوب به گیر من افتادی، از آسمان شماها را می‌جستم و الحال در زمین دوچار من شدید و خود را در برابر ایشان گرفت.

این متن، پیش‌ از انتشار در اشا، به سایت «خبرآنلاین» فروخته شده است.

 

 

Share/Bookmark
تازه‌های نشر
القاعده از زبان مشاور سابقش!
مصطفی حامد –مشهور به ابوالولید المصری- از جمله مشاوران و نزدیکانِ سابقِ گروهِ «القاعده» در خاطراتش این گروهِ تروریستی را به مخاطبان شناسانده است.
اسناد مطبوعاتی‌های مجلس رفته در کتابی تازه
این کتاب بر اساس اسناد گواهی می‌دهد که بیش از هزار نفر از اهالی قلم به مجلس رفته‌اند. از این تعداد 240 نفر مدیرمسؤول و سردبیر بوده‌اند.
پیراهن تو پرچم کدام جمهوری است
پیراهن تو پرچمِ کدام جمهوری است نخستین دفترِ شعرِ رسول پیره است که انتشاراتِ دفترِ شعرِ جوان در سال 1390 آن را منتشر کرده است.
رویدادهای فرهنگی
همراه امام با مردم سخن می‌گوید | برگزار شد
صادق طباطبایی همراهِ امام خمینی، سخنگویِ دولتِ مهندس بازرگان، خواهرزادهٔ امام موسی صدر و از اقوامِ مدیرِ شهرِ کتاب است.
رونمایی از تصویر قدیمی‌ترین قرآن در مجلس
این دست‌نوشتهٔ نفیس مربوط به سال 484 هـ.ق است. نامِ عثمان بن حسین وراق غزنوی به عنوان کاتب و تذهیب‌کارِ این قرآن برده شده است
گفتگو درباره تازه‌ترین اثر بلخاری در شهر کتاب
کتاب "فلسفه هنر اسلامی" نوشته دکتر حسن بلخاری سه‌شنبه 27 دی‌ماه در شهر کتاب بررسی می‌شود.
بازنشر نوشته‌های اشا، با هر حجم و به هر نحو، بدون اجازه و اطلاعِ اهالی خانه، مایه‌ کدورت است!