نوروز با کتاب (4)
چهارشنبه، ۴ فروردین ۱۳۸۹ | تاریخ  
بهرام بابایی

دمِ پائیز ۵۹ بود. خرم‌شهر و ایران، مستِ پیروزی انقلابِ اسلامی بودند که یک‌باره صدای تیر و تفنگِ دشمن، بساط سور را جمع کرد و گله به گله، تکه‌ پاره‌های گوشتِ تنِ آدم و مخروبه‌های ساختمان‌ها را پهنِ زمین کرد. عیش، منقص شد تا سید سعید موسوی که خوش‌خوشک هفده سالگی‌اش را برداشته بود تا هنرستانی شود، آوارگی را تجربه کند.

جنگ آغاز شده بود. خرم‌شهر، به دست‌هایِ بچه‌هایش تکیه داده بود و هر لحظه، با هر تیر، تابِ دست‌ها کم می‌شد… تا خرم‌شهر اشغال شد.

خرم‌شهر، شهرِ غریبی است. جنگ، اول‌بار پا به خرم‌شهری گذاشت که روزی «عروس» بود و اکنون، از پس سال‌ها، هنوز از زخمِ جنگ رختِ عزا دارد. نانوشته‌ها دربارهٔ این شهرِ جنگ زده بسیار است. و آن‌قدرِ غم و حماسهٔ این شهر بسیار است که هرکه دست به روایتش می‌زند، کاری دلچسب و گیرا خلق می‌کند. و سید سعید موسوی که تکه‌ پاره‌های ۱۷سالگی‌اش از خرم‌شهر را در «پشت دیوارهای شهر» نوشته است، چنین اثری خلق کرده است.

«پشت دیوارهای شهر» کتابِ پالتوییِ خوش‌خوانی است با روایت‌های کوتاه کوتاه از آغاز حمله به خرم‌شهر تا شهادتِ هم‌بازی و هم‌مدرسه‌ای، تا بی‌خبری از خانواده و آوارگی، تا ماندن و ایستادن، تا ماندن و پشتِ دیوارها انتظار کشیدن! روایتی مختصر و مفید و قابل اقتباس.

کتابِ سید سعید موسوی، روایتِ ساده‌ای دارد و زبانش آن‌قدر شسته رفته است که از آدم‌های ۱۵-۱۶ ساله تا ۱۰۰ ساله می‌توانند آن را بخوانند و از خواندنش لذت ببرند.

بخشی از کتاب:

در مسیر، همه به ما و ماشین‌مان خندیدند.

یک ژیان زرد که درهایش را با کش بسته بودیم و همه جایش صدا می‌داد.

باعث تفریح مردم شده بودیم. از هر شهری که رد می‌شدیم، نگاه مان می‌کردند و می‌خندیدند.

در بروجرد به اردوگاه جنگ‌زدگان رفتیم.

همه در هم می‌لولیدند و کثیف. یک دیگ بزرگ آب‌گوشت گذاشته بودند وسط و در حال پختن؛ بیشترش دنبه بود و سیب‌زمینی. آماده که شد، دیگ‌ها را آوردند و ایستادند توی صف.

گفتیم:

-          صد رحمت به مشهد!

آمدیم بیرون.

نان سنگگ خریدیم با پنیر و انگور.

کنار جاده نشستیم و خوردیم. ما نزدیک خرم آباد بودیم و باز هم همان نان و پنیر و انگور. مردم از کنارمان می‌گذشتند. حالا هم به ماشین‌مان می‌خندیدند و هم به غذا خوردمان.

■ ■ ■

مزهٔ «کاسنی» با این کتاب است. تلخی دارد، اشکت را طلب می‌کند، اما منفعت‌هایی دارد.

دستِ بالا، خوانشِ کتابِ ۱۵۵ صفحه‌ای «پشتِ دیوارهای شهر» یکی-دو ساعتِ نوروزِ من و تو را هم‌مزهٔ کاسنی می‌کند، اما مقاومت ۴۵ روزه و آوارگی چندماهه و اشغال حدودا دوساله روایتی بس گران‌تر است.

چشیدن دو ساعت طعمِ «کاسنی»، به از این است که ۴۵ روز و چندماه و دو سال، دوستِ پرپر شده و غمِ مادرهای جوان از دست داده و دوری خانواده و موطن را بارِ دیگر بر دوشِ خود ببینیم.

«پشت دیوارهای شهر» قصهٔ مردم ما است و به همین دلیل بر دل می‌نشیند. قصه‌ای از یک مقاومت، نبرد و جنگِ بی‌مانند. وای بر ما اگر آن شهر و روزگاری که بر آن رفته را از یاد ببریم. که سرگذشتِ پیشینیان، اندرزِ ما است.

با «پشت دیوارهای شهر»، خاطرات سید سعید موسوی از حماسه و مقاومت و آوارگی، در بهار همراه می‌شویم تا تاریخ و حماسه‌مان را از یاد نبریم.

صفحه‌ای از این کتاب را بشنوید:

 

شناسنامه کتاب
عنوان پشت دیوارهای شهر
نویسنده سید سعید موسوی
ناشر سوره مهر
گروه مخاطبان علاقه‌مندان به وطن، تاریخ وطن
جنسیت مخاطبان فرقی نمی‌کند
تعداد صفحات ۱۵۵ صفحه / پالتویی
نوبت چاپ اول / ۸۵
شمارگان ۲۲۰۰ نسخه
قیمت ۱۴۰۰ تومان
شابک ۲-۰۹۸-۵۰۶-۹۶۴

این مطلب پیش‌ از انتشار در اشا، به سایت «خبرآنلاین» فروخته شده است.

 

 

Share/Bookmark
تازه‌های نشر
القاعده از زبان مشاور سابقش!
مصطفی حامد –مشهور به ابوالولید المصری- از جمله مشاوران و نزدیکانِ سابقِ گروهِ «القاعده» در خاطراتش این گروهِ تروریستی را به مخاطبان شناسانده است.
اسناد مطبوعاتی‌های مجلس رفته در کتابی تازه
این کتاب بر اساس اسناد گواهی می‌دهد که بیش از هزار نفر از اهالی قلم به مجلس رفته‌اند. از این تعداد 240 نفر مدیرمسؤول و سردبیر بوده‌اند.
پیراهن تو پرچم کدام جمهوری است
پیراهن تو پرچمِ کدام جمهوری است نخستین دفترِ شعرِ رسول پیره است که انتشاراتِ دفترِ شعرِ جوان در سال 1390 آن را منتشر کرده است.
رویدادهای فرهنگی
همراه امام با مردم سخن می‌گوید | برگزار شد
صادق طباطبایی همراهِ امام خمینی، سخنگویِ دولتِ مهندس بازرگان، خواهرزادهٔ امام موسی صدر و از اقوامِ مدیرِ شهرِ کتاب است.
رونمایی از تصویر قدیمی‌ترین قرآن در مجلس
این دست‌نوشتهٔ نفیس مربوط به سال 484 هـ.ق است. نامِ عثمان بن حسین وراق غزنوی به عنوان کاتب و تذهیب‌کارِ این قرآن برده شده است
گفتگو درباره تازه‌ترین اثر بلخاری در شهر کتاب
کتاب "فلسفه هنر اسلامی" نوشته دکتر حسن بلخاری سه‌شنبه 27 دی‌ماه در شهر کتاب بررسی می‌شود.
بازنشر نوشته‌های اشا، با هر حجم و به هر نحو، بدون اجازه و اطلاعِ اهالی خانه، مایه‌ کدورت است!