نوروز با کتاب (1)
یکشنبه، ۱ فروردین ۱۳۸۹ | داستان و رمان  
حسام الدین مطهری

اولین‌ بار: یک‌شبِ بی‌حوصله، خیلی اتفاقی تلویزیون را روشن می‌کنی. نور به تلویزیون می‌آید. کلوز آپِ چهرهٔ رابین ویلیامز و صحنه‌های آغازین فیلمی که داستانش در یک دبیرستان می‌گذرد. مشتاق می‌شوی فیلم را ببینی. می‌بینی و خیلی راحت، «انجمن شاعران مرده» در میان فیلم‌های دوست‌داشتنی‌ تو، جای می‌گیرد. تا آن‌جا که بعد از سال‌ها، حتی چهرهٔ بازیگرانش را به خاطر داری.

دومین بار: توی پرسه‌های ماهانه در یک کتاب‌فروشی، بین رمان‌ها چشم می‌چرخانی که یکهو با دیدن عنوان «انجمن شاعران مرده» خشکت می‌زند. مثل تشنه‌های به آب رسیده دست می‌اندازی و کتاب را از بالای عطفش می‌کشی بیرون، آن یکی دست را به کمک می‌گیری، قد راست می‌کنی، کتاب را جلوی چشمت می‌گیری و به خودت می‌گویی: «خیلی خب، این یه صیده خوبه و برای امروز کاملاً کافیه!» چند هزارتومان می‌پردازی و خوش خوشک از کتاب‌فروشی بیرون می‌زنی.

بخشی از متن کتاب:
«تاد، بالای در عکسی از والت ویتمن هست. این آدم چه چیزی رو به خاطرت میاره؟ سریع اندرسن، فکر نکن.»

تاد گفت: «یه دیوونه»

«یه دیوونه. چه نوع دیوونه‌ای؟ فکر نکن! جواب بده.»

«یه دیوونهٔ شوریده»

کیتینگ اصرار ورزید که: «تخیلت رو به کار بندازد. اولین چیزی که به ذهنت خطور می‌کنه، حتی اگر چرت و پرت و نامفموم باشه»

«یه… یه دیوونهٔ دندون چرکین»

کیتینگ با خوشحالی گفت: «آهان. حالا، این شاعره که حرف می‌زنه»

■ ■ ■

حتی اگر به نظرتان اغراق کرده باشم، به خودم خرده می‌گیرم که «چطور فکر می‌کنی برای فیلم و کتابی که به تو عصیان‌گری را آموخته، همین‌قدر گفتن کافی است؟» و این شاید وادارم کند چیزی ننویسم.

«انجمن شاعران مرده» برخلاف تصور برخی، قبل از کتاب، با فیلمش آغاز حیات کرد. کمی بعد، ن.ه. کلاین‌بام که مثل من از دیدن فیلم شگفت‌زده شده بود و احساس دین می‌کرد، فکری شد تا داستانِ فیلمِ پیتر ویر را در قالب رمان بریزد. پس همزمان با سال ساخت فیلم (۱۹۸۹) رمان «انجمن شاعران مرده» را نوشت.

شاید خود کلاین‌بام هم تصور نمی‌کرد رمانِ «انجمن شاعران مرده» هم‌چون فیلمش، تأثیرگذار باشد. گرچه جاهایی سوراخِ نمک‌دانِ آقای نویسنده گشاد شده و زیادی روی چیزهای بی‌اهمیت نورافشانی کرده است، اما، رمانِ نوشته شده بر اساس فیلم‌نامهٔ تام شولمن هم‌چون فیلمش راهنما و تشجیع‌کنندهٔ عصیان‌گری است. عصیان بر قواعدِ کهنهٔ مرسوم که مثلِ سقفِ کوتاه، آدم‌های قد بلند را می‌آزرد.

دبیرستانی که داستان تویش می‌گذرد، جایی است با نظامِ خاص که به هوای تربیتِ درستِ جوانان آمریکایی علم شده است. نظامی که غایت هدفش، تحویل آدم‌های ماشینی و قالب‌بندی شده به جامعه است و بر پایهٔ چهار اصل «سنت»، «افتخار»، «انضباط» و «سرافرازی» استوار است. در این میانه، یک باره پای «جان کیتینگ» ساختار شکنِ اهل ادبیات، به این دبیرستان خشک باز می‌شود و از این‌جا تناقض‌ها آغاز می‌شود. تناقضی که به چند دانش آموز انگشت‌شمار، «عصیان‌گری» بر قواعد نامطلوب را می‌آموزد و بهشان یادآوری می‌کند که برای قد افراشتن، باید از سقف عبور کرد. این معلم ادبیات که اصرار دارد بچه‌ها «ناخدا» صدایش کنند، دانش آموزان را از یک چهارچوبِ سخت، به دشتی می‌برد که تخیل، فکر و جسارت در آن مجال بروز می‌یابد.

ترجمهٔ این اثر اگرچه به قولِ مترجمش «حمید خادمی» خالی از ایراد نیست، اما شیرینی داستان را منتقل می‌کند. این کتاب، در حالی مورد استقبال مخاطبان کشورهای مختلف واقع شده است که فیلمِ آن زودتر ساخته شده است و بازی‌ها و کارگردانیِ خوبش، چشم‌گیر است؛ تا آن‌جا که این فیلم در سال ۱۹۸۹ موفق به دریافت جایزه بهترین فیلم‌نامهٔ اسکار شد و در همان سال، رابین ویلیامز و پیتر ویر را نامزد دریافت بهترین بازیگر مرد و بهترین کارگردانی کرد. با این همه، صفحات سایت‌های کتاب‌خوانی مانند گودریدز و فروشگاه‌های آنلاین کتاب مانند آمازون، صفحه‌ای برای عرضه و بررسی این اثر اختصاص داده‌اند و دانلود ترجمهٔ این اثر به زبان‌های مختلف بسیار سهل‌الوصول است.

«انجمن شاعران مرده» یک عیدیِ خوب به پسرهای دبیرستانی است، اما مخاطبش فقط آن‌ها نیستند. چاپ پنجم این اثر را نشر معانی و کتاب پنجره مشترکاً منتشر کرده‌اند.

صوتِ خوانشِ بخشی از متن کتاب:

 


شناسنامه کتاب
عنوان انجمن شاعران مرده
نویسنده: ن.هـ کلاین‌بام
مترجم: حمید خادمی
ناشر: نشر معانی / کتاب پنجره
گروه مخاطبان: سال‌های دوم و سوم دبیرستان به بالا
جنسیت مخاطبان: مردان
تعداد صفحات: رقعی / ۲۰۷ صفحه
نوبت چاپ: پنجم / ۸۷
شمارگان: ۳۳۰۰ نسخه
قیمت: ۳۵۰۰ تومان
شابک: ۰-۰۱-۶۳۵۸-۹۶۴-۹۷۸

این مطلب پیش‌ از انتشار در اشا، به سایت «خبرآنلاین» فروخته شده است.

 

 

Share/Bookmark
  • ترجمه کتاب بسیار زیبا و عالمانه است. اگر مترجم نوشته باشد “خالی از ایراد نیست” چه بسا از سر تعارف یا فروتنی -ولو کاذب- بوده است. کاش نویسنده محترم به جای این “نمک افزایی” نمونه ای از ایرادها را نیز نقل می کردند. من همه ترجمه های ایشان را استادانه می دانم.
    با پوزش و سپاس- بهروز رازقی

     
    • دوستِ گرامی! این مطلب دربارهٔ کتابِ «انجمن شاعران مرده» است، نه دربارهٔ مترجم. تنها اشاره‌ای به ترجمهٔ کتاب شده است.
      به هر حال، عینِ نظرِ شما برایِ مخاطبان نمایش داده شده است.

       
      توسط: خانه کتاب اشا | ۶ مهر ، ۱۳۹۰  در ساعت ۱۰:۱۶ ق.ظ
      • با عرض سلام
        سوئ تفاهم نشود. نگارنده نیز مختصری انگلیسی نی داند و مدرس دانشگاه هم هست؛ و افزون بر اینها ویراستار سختگیری است!
        بنده کتاب را مو به مو با اصل آن مقایسه کردم. ترجمه بی اشکال و کاملا” درستی است. از سوی دیگر شنیده ام یکی از همکارانم در دانشگاه تهران در درسی مربوط به شکسپیر، ترجمه شعری را که در این کتاب است توصیه کرده بود و ترجمه اشعار را عالی برشمرده بود. البته سخن وی وحی منزل نیست؛ و من هم خویشاوندیشان نیستم. گمان کردم که دارم حرف حق می زنم؛ همین. از دقت تان نیز ممنونم.

         
تازه‌های نشر
القاعده از زبان مشاور سابقش!
مصطفی حامد –مشهور به ابوالولید المصری- از جمله مشاوران و نزدیکانِ سابقِ گروهِ «القاعده» در خاطراتش این گروهِ تروریستی را به مخاطبان شناسانده است.
اسناد مطبوعاتی‌های مجلس رفته در کتابی تازه
این کتاب بر اساس اسناد گواهی می‌دهد که بیش از هزار نفر از اهالی قلم به مجلس رفته‌اند. از این تعداد 240 نفر مدیرمسؤول و سردبیر بوده‌اند.
پیراهن تو پرچم کدام جمهوری است
پیراهن تو پرچمِ کدام جمهوری است نخستین دفترِ شعرِ رسول پیره است که انتشاراتِ دفترِ شعرِ جوان در سال 1390 آن را منتشر کرده است.
رویدادهای فرهنگی
همراه امام با مردم سخن می‌گوید | برگزار شد
صادق طباطبایی همراهِ امام خمینی، سخنگویِ دولتِ مهندس بازرگان، خواهرزادهٔ امام موسی صدر و از اقوامِ مدیرِ شهرِ کتاب است.
رونمایی از تصویر قدیمی‌ترین قرآن در مجلس
این دست‌نوشتهٔ نفیس مربوط به سال 484 هـ.ق است. نامِ عثمان بن حسین وراق غزنوی به عنوان کاتب و تذهیب‌کارِ این قرآن برده شده است
گفتگو درباره تازه‌ترین اثر بلخاری در شهر کتاب
کتاب "فلسفه هنر اسلامی" نوشته دکتر حسن بلخاری سه‌شنبه 27 دی‌ماه در شهر کتاب بررسی می‌شود.
بازنشر نوشته‌های اشا، با هر حجم و به هر نحو، بدون اجازه و اطلاعِ اهالی خانه، مایه‌ کدورت است!