من، حبیب احمدزاده را رمان «شطرنج با ماشین قیامت» شناختم. رمانی که نفسِ خواندنش، «قصه» دارد و برای من، ماجراها داشته است. اما کمی بعد از شطرنج به سراغ «داستانهای شهر جنگی» رفتم و به جرأت میگویم از خواندنش کیفور شدم. و این کیفوری، بسیار پیشتر از آن بود که این اثر به چند زبان ترجمه شود و از روی داستانهایش چند فیلم اقتباس کنند و بسازند. بله، اینها هم از جمله محاسن «داستانهای شهر جنگی» است، اما مهمترین حسنِ مجموعه داستانِ «حبیب احمدزاده»، روانی و خوشخوانی در کنار رعایت اصول فنی داستان کوتاه است.
اینها را گفتم تا بگویم این مجموعه داستان، کاملاً بر خلافِ نوشتههای صرفاً جنگی دربارهٔ جنگ، نگاهی انسانی به جنگ دارد. نگاهی انسانی که با قالب فنی داستاننویسی همنشین شده و نه این آزرنده است و نه آن. نه شوریِ احساسات، مخاطبِ «داستانهای شهر جنگی» را بدحال میکند و نه دشواری و پیچیدگیِ داستانیاش. هر ایرانی با هر ذائقهای از شهرِ جنگیِ احمدزاده راضی بیرون میرود. علاوه بر این، خارجیها نیز با این داستانها ارتباط برقرار کردهاند. و این نقطهٔ مهمی در تاریخ داستاننویسی جنگ ما است.
بخشی از کتاب
پیاده شدنت را میبینم. حرکت دوربینم را متوقف میکنم و سپس، مرکز به علاوه درون چشمی را، بر روی تو میگذارم… و دست تکان دادنت برای راننده. او حرکت میکند… و تو باقی میمانی روی سه راه؛ در پشت نخلستان آن سوی رودخانه. حال، مرددی کدام راه را انتخاب کنی! در جادهٔ اصلی منتظر ماشین بعدی بمانی و یا… و یا راهی را در پیش بگیری که مقصود من است؟ زودتر تصمیمت را بگیر. تمامی زحمت امروز من بستگی به تصمیم تو دارد. از دور مشخص نیست ولی چیزی را به پشت کولت میاندازی و حرکت میکنی…
از تصمیمگیریات بینهایت خوشحالم. زحمت ماندن مرا در اینجا کمتر کردی… و اکنون تو در جادهٔ آسفالتی که به خط اولتان منتهی خواهد شد، به حرکت ادامه میدهی. تو به حرکتت ادامه بده و من نیز از این سوی رودخانه و در بالای این دیدگاه به انتظار مینشینم؛ انتظاری که شاید ۲۵ دقیقه بیشتر طول نکشد و تمامی نقطهٔ اوج آن در هفده ثانیه آخر باشد و ما میتوانیم حداقل در این ۲۵ دقیقه، با صراحت با هم گفتگو کنیم…
■●■
«داستانهای شهر جنگی» ۷ داستان دارد که برخیشان دستمایهٔ نگارش و ساخت فیلمهای سینمایی و تلهفیلم شدهاند. این مجموعه که تاکنون بیش از ۱۵ بار چاپ شده است، برنده بهترین کتاب سال دفاع مقدس در سال ۷۸ و برنده رتبه اول بهترین کتاب ۲۰ سال داستاننویسی دفاع مقدس در سال ۷۹ بوده است.
این اثر از حیثِ نگاهش به جنگ ایران و عراق از جمله آثار بیمانند در حوزه ادبیات دفاع مقدس است. اثری که واکنشهای مثبت و منفی به آن بسیار بوده است و پیگیریهای نویسنده، واکنش فرماندهان نیروهای نظامی آمریکا را نیز برانگیخته است که میتوانید بخشی از این واکنشها را در ضمیمهٔ کتاب بخوانید.
| شناسنامه کتاب | |
| عنوان | داستانهای شهرجنگی |
| نویسنده | حبیب احمدزاده |
| ناشر | سوره مهر |
| نوبت چاپ | شانزدهم / ۸۷ |
| شمارگان | ۲۲۰۰ نسخه |
| تعداد صفحات | ۱۹۲ صفحه / رقعی |
| قیمت | ۳۱۰۰ تومان |
| شابک | ۲-۲۸۰-۵۰۶-۹۶۴ |





















نتیجهٔ بداههنویسیِ نویسندگانِ
مجموعهٔ «یک اسم و چند قصه» قصههایی
کوتاه و لطیف است 
تبلیغ





