سه سال پیش از این، توی یک کتابفروشی شاگردی میکردم. آن وقتها، سنتی نانوشته ساختم برای خودم. سنتی که حکم میکرد روزی چند کتاب بردارم، همانجا بخوانم، پولش را بگذارم توی دخل و بر دارم با خودم ببرم خانه… یا اولش تقدیمنامچهای بنشانم و بگویم: بانو! تقدیمت.
قندِ مکرر بود. هم خوانشش، هم خریدش و هم هدیه دادنش. از قِبَلِ آن سنتِ فراموش شده، حالا کتابی به دست گرفتهام که بسیار خواندنی است اما به چند دلیل زیاد دیده نشده است.
انتشارات نیستان، در میان کتابفروشان به شدت به رفتار غیر حرفهای شهره است. و طبیعی است که این شهرتِ بد، به توزیعِ نامطلوب کتابهایش منجر شود. و شده است. از آن جمله، دفترِ غزلِ «ترنّم داوودی سکوت» از «قربان ولیئی» است. آه… غزل:
طوفان به پا شد این هیجان را نگاه کن
امواج بیقراری جان را نگاه کن
فرخنده باد زلزله در سرزمین روح
این کوهپارههای روان را نگاه کن
هموار شد زمین و چه آفاق دیدنی است
پیدایی جهانِ نهان را نگاه کن
قربانِ ولیئی در این مجموعه، شیرینزبان است. قند دارد… اما بیدرد نیست:
دیگر این مویههای دلتنگی
به دل من نمیزند چنگی
گریه کردم غزل غزل خود را
هر غزل شد الههای سنگی
و از این دست نیز میسراید:
این پرده را کنار بزن تا ببینمت
بیپرده در تمام زوایا ببینمت
چون طورم و به سینهٔ سینا نشستهام
یا نور! جلوه کن که در اغما ببینمت
و چطور دلم بیاید و از این غزل نیاورم؟:
این خون کیست روی زمین موج میزند؟
بر آن ستارههای یقین موج میزند
قطعاً گلوی تشنهٔ دریا بریده است
ور نه، چرا… چگونه… چنین موج میزند؟
وحی است این، گلوی که را تیغ بوسه زد؟
هر سوی، سورههای مبین موج میزند
از بدی رفتار نیستان با کتابفروشان گفتم، اما بگذار بگویم از کتابسازی خوبش در محصول «ترنم داوودی سکوت» که قطع و کاغذ و طراحی جلدِ خوبی دارد و از این بابت، باید تحسینش کرد.
| شناسنامه کتاب | |
| عنوان | ترنم داوودی سکوت |
| شاعر | قربان ولیئی |
| ناشر | کتاب نیستان |
| تعداد صفحات | ۲۲۹ صفحه / جیبی |
| نوبت چاپ | اول / ۸۵ |
| شمارگان | ۲۰۰۰ نسخه |
| گروه مخاطبان | هرکه شعر دوست دارد |
| قیمت | ۱۶۰۰ تومان |
| شابک | ۳-۳۸۴-۳۳۷-۹۶۴ |




















چارلی و لولا هدیهٔ خوبی برایِ خودتان و
کوچولویتان است 
تبلیغ





