سیدرسول پیره
متولد ۲۹/۰۳/۱۳۶۸نجف آباد اصفهان
نفر دوم جشنواره خوارزمی در بخش ادبیات
برگزیده نهایی دو دوره گذشته جشنواره شبهای شعر شهریور
مقاوم اول جشنواره متفکرین و نویسندگان سال ۸۴
عضو بنیاد نخبگان ایران
دانشجوی کارشناسی رشته زبان و ادبیات فارسی دانشگاه علامه طباطبایی
■■■
پدربزرگ که از جنگ جهانی بازگشت
ما دیگر به کتابخانه نرفتیم
انگشتان بلند باران را بوسیدیم و
یاد گرفتیم
برای پدرانمان گریه کنیم
به حال فرزندانمان بخندیم
با احترام روی اجساد راه رفتیم
مدادهای لال را تراشیدیم
که چیزی بنویسم
اما افسوس!
حرفی برای نوشتن نمانده است
وقتی دختر عاشق سرزمینهای دور آوازی نمیخواند
گاهی باید به پنجرهها عادت کرد
مثل پیرمردها
تنها پنجرهها میتوانند ساعات طولانی به جهان خیره شوند…
با این حال
میدانم توهین بزرگی است
زیستن در حاشیهٔ شهر هنگامی که روحالقوانین را نوشتهاند (رقعی و مسطور(
و عاشقانههای نزار را…
اما جهان دهکدهایست که هیچگاه از آن راه نیفتادیم…
کتابمان را نوشتیم و به چاپخانه نبردیم
جهان کوچک شد
و فهمیدیم
صدای کوه از دهان ما نبود





















نتیجهٔ بداههنویسیِ نویسندگانِ
مجموعهٔ «یک اسم و چند قصه» قصههایی
کوتاه و لطیف است 
تبلیغ





