خانه کتاب اشا| آیا کتاب خواهد مرد؟

آیا رشد استفاده از بوک‌ریدر‌ها باعث رکود بازار نشر کاغذی خواهد شد؟
پنجشنبه، ۲۰ اسفند ۱۳۸۸ | گفت‌گو
احمد پرهیزی

اشاره: آیا روزی همهٔ آثار از کتاب گرفته تا نقاشی، دیجیتال خواهند شد؟ و دیجیتال شدن آثار، سرانجام مرگ کتاب‌‌های کاغذی را رقم خواهد زد؟ دو کارشناس کتاب اعتقاد دارند که برای آثار چاپی روز‌های خوشی در راه است. این دو، یکی اومبرتو اکو نویسندهٔ سرشناسِ ایتالیایی است که در ایران نیز با رمان «نام گل سرخ» شهرت فراوانی دارد و دیگری برونو راسین نویسنده و رئیس کتاب‌خانهٔ ملی فرانسه است که از سال ۲۰۰۷ به این سمت منصوب شده است.

آقای اومبرتو اکو عنوان نخستین فصل اثر شما چنین است:  «کتاب نخواهد مرد»، می‌‌توان گفت که شما فرد خوش‌بینی هستید؟

اکو: بله و جالب‌‌تر آن‌که شرکت سونی کتاب ما را در صدر فهرست کتاب‌‌های دیجیتال قرار داده است که به زودی وارد بازار خواهد کرد! تقارن جالبی است!

برای اثبات نامیرایی کتاب از استدلال ساد‌ه‌ای استفاده کرده‌اید. کتاب هم مثل چرخ، چاقو و ابزار‌های مشابه به تکامل رسیده است.

اکو: ابزاری که می‌‌توان به راحتی تورق کرد و روی قایق، در وان حمام، روی شاخهٔ درخت و خلاصه هر جا می‌‌توان خواند. بدون آن‌که نیازی به برق باشد، چیزی به‌تر از این سراغ دارید؟ هم‌چنان که روزی از پاپیروس به کاغذ‌های امروزی رسیدیم شاید در آینده هم از مادهٔ دیگری استفاده کردیم، مثلاً پلاستیک.

برونوراسین: کتاب در واقع به نقطهٔ کمال خود رسیده است و… در طول تاریخ هرگز تولید آن این‌قدر ارزان نبوده است. ‌همه جا می‌‌توان آن را یافت، می‌‌توان از کتاب‌خانه به امانت گرفت.

نوشته‌اید که باید ابزار‌ها مدت طولانی‌تری از نرم‌افزار‌ها پشتیبانی کنند…

اکو: فکر می‌‌کنم من یکی از نخستین کسانی بودم که در ۱۹۸۳ با استفاده از رایانه شروع به نوشتن کردم. طی این مدت از سی‌دی‌‌های تاشو، دیسک سخت و امثال آن استفاده کردم. امروز به بیش‌‌ترِ متن‌هایی که در گذشته نوشتم دست‌رسی ندارم چون رایانه‌‌های جدید نمی‌‌توانند این سی‌دی‌‌ها را بخوانند. البته من دیوانه نیستم که چندین نسل رایانه را در خانه‌ام نگه‌داری کنم! در حالی که من نسخه‌‌های خطی متعلق به صد‌ها سال قبل تا ابد می‌‌توانم بخوانم و استفاده کنم.

راسین: در این باره باید به مشکل دیگری اشاره کنم که نهاد‌هایی مثل کتاب‌خانه‌‌ها با آن روبه‌رو می‌‌شوند. چگونه دست‌نوشته‌های نویسندگانی را که فقط با رایانه کار می‌‌کنند، جمع‌آوری کنیم؟ البته انگلیسی‌زبانان نرم‌افزار‌هایی طراحی کرده‌اند که تمام مراحل کار نویسنده را حفظ می‌‌کند و با استفاده از آن به راحتی می‌‌توان ‌اندیشهٔ مؤلف را تحلیل کرد.

اکو: درست است، این مشکل مربوط به عصر رایانه است؛ اما قبلاً هم با آن مواجه بودیم. مدت‌‌ها روایت می‌‌کردند که لامارتین (شاعر فرانسوی) یکی از شعرهایش را وقتی سروده است که در جنگل و زیر بارش شدید باران گرفتار شده بود. وقتی از دنیا رفت نسخه‌‌های دست‌نویس اثر در گنجه‌اش پیدا شد که از فرط دستمالی شدن، کاغذش تکه‌‌پاره شده بود. بعد مشخص شد که وی مدت ده سال روی آن شعر کار می‌‌کرده است! در باره یک رمان‌نویس ایتالیایی هم روایت می‌‌کنند که در دهه ۶۰ میلادی یکی از دوستانش به یک دانش‌گاه آمریکایی رفته بود و آن‌ها را متقاعد کرده بود که دست‌نوشته کار وی را پنج هزار دلار بخرند که در آن زمان مبلغ هنگفتی محسوب می‌‌شد. حال آن‌که هیچ دست‌نوشت‌های در کار نبود! او خودش هم کتاب را از نو نوشته بود، جا‌هایی را خط زده بود و… خلاصه نسخهٔ دست‌نویس را خلق کرده بود!

راسین: کلود لانزمن (فیلمساز فرانسوی) در خاطرات خود نوشته است که نسخه‌‌های دست‌نویس شاعرانی نظیر پل الوآر را با مهارت کپی می‌‌کرده و با قیمت بالایی به خریداران ساده‌دل می‌‌فروخته است. به همین دلیل است که شعر «ای آزادی» ده نسخه اولیه دارد که همه نیز به خط الوآر است.

آقای برونو راسین شما هم فکر می‌‌کنید که داده‌‌های الکترونیک از بین رفتنی هستند؟

بله البته، حفظ و نگه‌داری دائمی این منابع الکترونیک کار پرمشقتی است. تا همین امروز هم هزینه‌‌های سرسام‌آوری صرف آن کرده‌ایم. کاملاً محتمل است که در ۲۰ سال آینده کتاب‌‌ها ابتدا به صورت الکترونیک وارد بازار شوند و تنها به درخواست فرد چاپ کاغذی شوند. هم‌اکنون دانش‌نامه‌‌ها و مجلات علمی تنها به صورت الکترونیک ارائه می‌‌شوند.

اکو: مشکل دیگر در حقیقت پالایش و قابل اطمینان بودن (منابع) است. هر دیوانه‌ای می‌‌تواند در سایت‌‌هایی که قرار است قابل اعتماد باشند هر چه دلش خواست بنویسد. در (دانش‌نامه اینترنتی آزاد) ویکی پدیا (ی انگلیسی) خواندم که من با دختر ناشرم ازدواج کرده‌ام! از نظر من مسئله‌ای نیست اما بی‌چاره آن دختر! در حالی که من می‌‌دانم نسل‌‌های متعددی از آدم‌‌های جدی، اطلاعات موجود در دانش‌نامه بریتانیکا یا لاروس را کنترل کرده‌‌اند.

چطور می‌‌توان به جوانان آموخت که میان اطلاعات خوب و بد تمایز قائل شوند؟

راسین: این مشکل فقط در عرصهٔ اینترنت رخ می‌‌نماید. ما هر ساله ۶۰ هزار کتاب را برای ذخیره در انبار قانونی (کتاب‌خانهٔ ملی فرانسوی) دریافت می‌‌کنیم و لزوماً همهٔ آن‌ها خوب یا قابل اعتماد نیستند. کاری که کتاب‌خانه‌‌ها می‌‌توانند بکنند آن است که ابزار جستجو را در اختیار کاربران قرار دهند و تفکیک خوب از بد بر عهده خود افراد است.

اکو: اگر من وارد سایتی شوم که به دکارت اختصاص یافته، قادر هستم درست را از غلط تشخیص دهم اما اگر به سراغ سایتی بروم که دربارهٔ اسید سولفوریک باشد از تفکیک مطالب عاجزم. در واقع هیچ قاعده و قانون مشخصی وجود ندارد، همه چیز به شامه و استعداد فرد بستگی دارد. درست مثل نقاشان جوانی که می‌‌خواهند یک انگشت شست بکشند: باید به کارگاه بروند در درس استاد شرکت کنند و از او یاد بگیرند.

راسین: من کم‌تر نگرانم. هم‌چنان که اومبرتو اکو می‌‌داند نخستین نسخ خطی، رونوشت از دست‌نوشته‌ها بودند. رسانهٔ جدید هرگز از همان ابتدا سازمان‌دهی و ساختار منظمی ندارد اما رفته‌رفته و در مسیر استفاده از آن، مسئلهٔ تفکیک به طور طبیعی حل می‌‌شود.

اکو: قبول، ۱۰ یا ۲۰ سال دیگر نسل‌‌های آینده چنین مشکلاتی نخواهند داشت، اما به چه درد من می‌‌خورد؟ آن موقع من مرده‌ام؟! جدی‌‌تر بگویم. امروزه چرا مردم هنوز کتاب می‌‌خرند؟ چون ارتباط زیست‌شناختی متفاوتی با آن برقرار می‌‌کنند.

مسائل اصلی دیگر کدامند؟

اکو: شاید به‌تر باشد که به مطالعه با صدای بلند رو بیاوریم. به گفتهٔ سنت آگوستین، نخستین انسانی که هنگام مطالعه لب‌‌های خود را تکان نمی‌‌داد، سنت آمبروآز بود. تا پیش از قرن چهارم میلادی مردم با صدای بلند می‌‌خواندند چون علائم سجاوندی وجود نداشت. یکی از فتوحات تمدن آینده شاید بازاریابی مطالعه با صدای بلند باشد.

راسین:  من کاملاً با شما موافقم و اگر تبلیغات مجاز باشد اجازه بدهید به اطلاع برسانم که ما به زودی نمایشگاهی با موضوع مطالعه با صدای بلند در کتاب‌خانه ملی فرانسه برگزار می‌‌کنیم. مطالعه، همه اعضای بدن را درگیر و «دیگری» را نیز وارد بازی خواندن می‌‌کند. آموزش و پرورش از این نکته غفلت کرده است.

اکو: حدود ۲۰ سال پیش زمانی که در آلمان بودم مردم پنج مارک پول می‌‌پرداختند تا در برنامهٔ من شرکت کنند که به ایتالیایی کتاب می‌‌خواندم. در آن زمان با خود گفتم: «این‌ها دیوانه‌اند!» در ایتالیا باید به مردم پول پرداخت تا بیایند. خاطرم هست که یک منتقد ابله ایتالیایی می‌‌گفت که شاعران قادر نیستند شعر‌های خودشان را بخوانند.

برای حفظ کتاب هم جایی به‌تر از کتاب‌خانه نیست.

اکو: فرهنگ تنها حفظ نمی‌‌کند بلکه گاه دست به حذف نیز می‌‌زند. به عنوان مثال فرهنگ نام تمامی سربازان جنگ واترلو را پاک کرده است اما هم‌زمان گنج‌خانه‌‌هایی پیش‌بینی کرده است که اگر روزی مورخی خواست بتواند نام همهٔ آن رزمندگان را به دست آورد.

گوگل به سرعت مشغول دیجیتالی کردن کتاب‌هاست، بحث داغی نیز در این باب در گرفته است، شما چه نظری دارید؟

اکو: اگر گوگل آثار مرا پخش کند چه عیبی دارد؟ من هم مثل فیدلی کاسترو طرف‌دار نشر آزاد هستم. این کار ضرری به کسی نمی‌‌رساند. ۱۵ سال پس از انتشار رمان «نام گل سرخ» روزنامه لارپو بلیکا با یکی از شماره‌‌های خود این کتاب را به روی دکه فرستاد، دو میلیون نسخه از آن به فروش رفت!

اومبرتو  اکو، شما مجموعه‌دار هم هستید، آیا در اینترنت هم می‌‌چرخید؟

اکو:  بله، چون می‌‌توانید همه چیز را روی شبکه جهانی پیدا کنید. البته چرخیدن در اینترنت مانع از آن نمی‌‌شود که به سراغ فروشندگان کتاب‌‌های کهنه و قدیمی بروم، مردانی افسانه‌ای که کم و بیش در همه شهر‌های جهان حضور دارند. آن‌ها ساعت‌‌ها با شما حرف می‌‌زنند بی‌آن‌که بدانند شما می‌‌خواهید چیزی بخرید یا نه. به یاد جمل‌های از اوژن یونسکو افتادم:  تنها کلمات هستند که دارای ارزشند. باقی حرافی است.

شما چطور آقای راسین؟

من بیش‌تر نقاشی جمع می‌‌کنم، هیچ‌کس کامل نیست!

منبع: ‌هفته‌نامه اکسپرس

نقل از روزنامهٔ جوان

برچسب های مطلب:
, ,
 



لینک مطلب | بازدید: 324 بار |
  • FriendFeed
  • Google Reader
  • Delicious
  • Share/Bookmark
 
 
 
 

لطفا برای ارسال نظراتی که ارتباطی با این یادداشت نداند، از پیک اشا (کنج ستون سمت راست!) استفاده کنید :)

 
 
 
 
کتاب کمیک
تن‌تن در آمریکا
خانهٔ کتاب اشا، از این پس، در بخشِ تازه‌ای، به انتشارِ کتاب‌های کمیک خواهد پرداخت. پس، در آغاز، با تقدیمِ «ماجراهای تن تن» تجدید خاطره می‌کنیم.
گزیده کتاب
تسلیم نمی‌شوم
من هنوز لج می‌کنم، هنوز اعتراض می‌کنم، هنوز فریاد می‌کشم، هنوز می‌لرزم و به لُکنت دچار می‌شوم، هنوز زیر بار نمی‌روم، هنوز باج نمی‌دهم و نمی‌گیرم، هنوز اعتقاد نمی‌خرم و نمی‌فروشم...

 

عکس‌نما
مطالعه در کالج اورستد دانمارک
نمایشگاه کتاب در لندن
کتاب‌فروشی رؤیایی
تازه‌های نشر
عاشق کتاب و بخاری کاغذی
عاشق کتاب و بخاری کاغذی» (گفتارهایی از مهدی آذریزدی) شامل مجموعه‌ای از مقالات زنده‌یاد مهدی آذریزدی است که در سال‌های 1374 و 1375 در ماهنامهٔ «جهان کتاب» با عنوان «خاطرات کتابی» منتشر شده است.
سکاندار بر کرانه خلیج فارس
امروز و باگذشت حدود سه ماه از افتتاح رسمی ناوشکن جماران با حضور فرمانده کل قوا، سایت رهبر انقلاب اسلامی از انتشار کتاب «سکان‌دار بر کرانهٔ خلیج فارس» خبر داد.
۴۲ روز کچل
اولین مجموعه داستانِ «حسن کیقبادی» نویسندهٔ جوانِ سبزواری، امسال در نمایشگاه کتاب عرضه می‌شود.
دستور زبان کردی کرمانشاهی
تاب دستور زبان کردی کرمانشاهی اولین دستور جامع کردی جنوبی و خصوصاً کردی کرمانشاهی است. این اثر، از سوی نشر «طاق بستان» کرمانشاه منتشر شده است.
جلد ۴ خاطرات حجت الاسلام ری‌شهری
ری‌شهری در این جلد از خاطرات خود، به موضوعات مربوط به برکناری آیت الله منتظری از جانشینی حضرت امام خمینی می‌پردازد.
محله‌های زندگی
محله‌های زندگی برشی از زندگی یک زن است، یک زن که از نظر نویسنده متفاوت است
من سرباز هخامنشی بودم
این کتاب شامل 79 داستانک است. این داستانک‌ها به موضوعاتی از جمله خیانت، دعای مادر، دوکوهه، کربلایی‌ها و... می‌پردازد. من سرباز هخامنشی بودم نیز عنوان یکی از داستان‌های این کتاب است
احمدشاه مسعود: روایت صدیقه مسعود
کتاب «احمد شاه مسعود: روایت صدیقه مسعود»، اثری خواندنی دربارهٔ زندگی شیر درهٔ پنج‌شیر است که افسر افشاری کار ترجمه آن به فارسی را انجام داده است.
من از آینده می‌آیم
گزیده‌ای از اشعار آدونیس شاعر عرب‌زبان، با عنوان «من از آینده می‌آیم» با ترجمهٔ «عبدالحسین فرزاد»
سه گلدان
داستان این کتاب درباره سه گلدان لادن، نرگس و شمعدانی و سه خانواده است که با زبانی شاعرانه قصه آن‌ها بیان شده است.
فرهنگشت
نگاهی دیگر به سفر مرگ
فیلم سینمایی "سفر مرگ" ساخته حسن آقاکریمی در یک‌صد و شصت ‌و یکمین نشست باشگاه فیلم تهران به نمایش و نقد گذاشته می‌شود. در خلاصه داستان "سفر مرگ" آمده است: سیف‌الله و دامادش مرتضی به علت حادثه‌ای که برای یکی
جنگ و صلح روی میز نقد
رمان «جنگ و صلح» اثر لئو نیکولایویچ تولستوی، يك‌شنبه، 24 مرداد با حضور «محمد جواد جزینی» در فرهنگ‌سرای پايداری بررسی و نقد می‌شود. تولستوی در اين رمان كه در مدت 5 سال نوشته شده است، ماجرای زندگی دو خانواده اشرافی باکونسکی
زنگ‌هایی که در فر‌هنگ‌سرای پایداری به صدا در‌می‌آیند
رمان "زنگ‌ها برای که به صدا در می‌آیند" نوشته ارنست همینگوی، يك‌شنبه، 3 مرداد 89 در فرهنگ‌سرای پايداری نقد می‌شود. ایبنا خبر داد: محمدجواد جزينی به عنوان منتقد، در نشست نقد و بررسی رمان "زنگ‌ها برای که به صدا در
بازروایی معضلات اجتماعی در طبقه سوم
فیلم سینمایی «طبقه سوم» با حضور عوامل فیلم در فرهنگ‌سرای انقلاب، نقد و بررسی می‌شود. فارس خبر داد: در اين برنامه «بيژن ميرباقری» (كارگردان)، «بهزاد صديقی» (مجري و منتقد) و جمعی از بازی‌گران اين فيلم حضور خواهند داشت. فيلم‌نامه طبقه
باغ تلو روی ترازوی نقد
رمان "باغ تلو" نوشته مجيد قيصری، در فرهنگ‌سرای پايداری با حضور محمد جواد جزینی نقد و بررسی می‌شود. به نقل از ایبنا، "باغ تلو"، با محوریت جنگ تحمیلی عراق عليه ايران، به تاثیر مستقیم آن بر شهروندان و زنان
جنگ در بوسنی، در قاب نگاه رضا برجی
نمایش‌گاه عکسی از آثار رضابرجی به مناسبت سال‌گرد قتل عام مردم بوسنی و هرزگوین برگزار می‌شود. فارس خبر داد، انجمن دوستی ايران و بوسنی و هرزگوين، به منظور نشان دادن بخشی از مظلوميت مسلمانان بی‌دفاع در شهر سربرنيستا بوسنی و هرزگوين
روایت عکاس انقلاب در اتاق سفید
فیلم مستند “اتاق سفید” با نگاهی به زندگی و آثار “حسین پرتوی” عکاس انقلاب، در روز دوشنبه، ۲۱ تیرماه، ساعت ۱۴، درسینماتک موزه‌ٔ هنرهای معاصر به نمایش در می‌آید. به نقل از پایگاه اطلاع رسانی عکاسی،‌در این فیلم سعی شده است
ریشه در اعماق، زیر ذره بین نقد
رمان «ريشه در اعماق»، نوشته ابراهيم حسن‌بيگی، 13تیرماه در فرهنگ‌سرای پايداری نقد می‌شود. ريشه در اعماق، داستان جوانی است با نام «شفی محمد» از اهالی شهر بمپور استان سيستان و بلوچستان كه همزمان با آغاز جنگ تحميلی تصميم می‌گيرد به
فرشچیان به روایت تصویر
مستند زندگی «محمود فرشچیان» به كارگردانی مصطفی رزاق‌كریمی، در روز سه‌شنبه، در خانه هنرمندان ایران نمایش داده می‌شود. سینمافردا خبر داد، دو مستند كوتاه «رنگ‌های امانی» با موضوع سیری در نگارگری ایران و «استاد فرشچیان» پرتره‌ای از محمود فرشچیان از سوی انجمن تهیه
تئاتر شهر منهای دو!
نمایش "منهای دو" با کارگردانی "داوود رشیدی" ازهشتم تیرماه درتالار اصلی مجموعه تئاترشهر اجرا می‌شود. به نقل از پایگاه اطلاع رسانی تئاتر شهر، نمایش "منهای دو" نوشته "ساموئل بنشتریت" است که با ترجمه "شهلا حائری" و کارگردانی داوود رشیدی از
بازنشر نوشته‌های اشا، با هر حجم و به هر نحو، بدون اجازه و اطلاعِ اهالی خانه، مایه‌ی کدورت است!