مهدی حائری یزدی از لونی دیگر است. چه اینکه او روحانی زادهای است که روحانی شد و شاگردی بسیاری از علمای عصر خودش را کرد و به نمایندگی آیت الله بروجردی در شورای فرهنگ دکتر مصدق حضور یافت. فرزند آیت الله عبدالکریم حائری یزدی مؤسس حوزهٔ علمیهٔ قم در این کتاب، خاطرات خود را از به قدرت رسیدن رضاشاه تا انقلاب اسلامی و نقش حوزهٔ علمیه و علمای مذهبی در این مقطع پرفراز و نشیب تاریخ ایران روایت کرده است.
کتاب با خاطرات ایشان از کودکی خود و تأسیس حوزهٔ قم به دست پدرشان شروع میشود و نیمنگاهی به دورهٔ پهلوی اول و مناسبت رضاشاه با حوزه میاندازد و آنگاه به جبههٔ ملی و دکتر مصدق میرسیم و بخش پایانی کتاب به مقطع حساس ۱۵ خرداد ۴۲ تا انقلاب اسلامی میپردازد. و در این حین خاطرات خود را از علمای به نام مذهبی چون آیت الله کاشانی، آیت بهبهانی، آیت الله شریعتمداری و دیگر علمای مذهبی بیان میکند که همگی اینها شایسته نقد و بررسی است.
گزیدهای از کتاب:
[سابقاً که من گاهی میآمدم تهران و بر میگشتم دو-سه بار حاج سید صدرالدین حجازی (که از علمای تهران بود) را یادم هست که ملاقاتشان کردم. در این خلال شنیدم آقای بهشتی را لعن میکرد. یک مرتبه از ایشان پرسیدم: «آقا چرا این سید را لعن میکنی؟» گفت: به خاطر اینکه این آمده و رفته توی مسجد حسینیه ارشاد و تبلیغ تسنن را میکند. میگوید ما بایستی به شیخین احترام بکنیم. لعنتشان نکنیم] صفحه ۱۰۱ کتاب
■■■
آقای حائری یزدی مناسبات نزدیکی با آیت الله بروجردی داشت و در کتاب خاطرات خود اطلاعات جالبی از خصوصیات شخصی آیت الله بروجردی و مبارزهٔ قاطع ایشان با فرقهٔ ضالهٔ بهائیت و حزب توده و تفاوت دیدگاه سیاسی او با امام خمینی به ما میدهد. از دو ملاقات پس از انقلاب خود با امام خمینی میگوید و اینکه چگونه آیت الله خمینی وساطت ایشان برای مذاکره بر سر مسئله گروگانها را نپذیرفت. در این حال او صادقانه بیان میکند که پس از فوت آیت الله بروجردی کمتر کسی در حوزه به جامعیت ایشان (امام خمینی) بوده است.
در مجموع، کتاب برای علاقمندان تاریخ معاصر مفید و بل لازم است. چرا که حاوی کدهای جالبی برای تحقیق و بررسی است. توصیه میکنم پس از خواندن کتاب نقد راهگشای آقای سلیمینمین را نیز بخوانید.
[از نظر تاریخ، دوستی ما با آقای خمینی خیلی طولانی و صمیمی بود. شاید متجاوز از بیست سال پیوسته شب و روز با (هم بودیم) و گاهی مسافرتها با یکدیگر داشتیم. ولی بعد از اینکه ایشان به قدرت رسیدند و من یکی- دو مرتبه ایشان را درقم دیدم، دیگر نخواستم بیش از این مزاحمت فراهم کنم و مثل سابق با ایشان رفیقانه تماس بگیرم. لذا خودم را کنار کشیدم.] صفحه۱۲
| شناسنامه کتاب | |
| عنوان: | خاطرات مهدی حائری یزدی (از مجموعه تاریخ شفاهی دانشگاه هاروارد) |
| به همت: | حبیب لاجوردی |
| ناشر: | بازتاب نگار / کتاب نادر |
| گروه مخاطبان: | محققان تاریخ، مشتاقان تاریخ |
| نوبت چاپ: | سوم / ۸۷ |
| شمارگان: | ۲۲۰۰ نسخه |
| تعداد صفحات: | ۱۴۰ صفحه / رقعی |
| قیمت: | ۲۵۰۰ تومان |
| شابک: | ۹۶۴-۷۳۵۹-۱۹-۵ |





















نتیجهٔ بداههنویسیِ نویسندگانِ
مجموعهٔ «یک اسم و چند قصه» قصههایی
کوتاه و لطیف است 
تبلیغ





