چهارشنبه، ۲۸ بهمن ۱۳۸۸ | تاریخ  
مهدی شیخ‌صراف

شب لحاف سیاهش را روی تمام شهر انداخته. مراسم معارفهٔ نمایندهٔ جدید صلیب سرخ در ایران رو به اتمام است. بعد از صرف یک شام اشرافی طبق رسم معمول با کمک دختر جوان مترجم به نمایندهٔ جدید تبریک می‌گوییم و از صاحب منصب پیشین، به خاطر زحماتش تشکر می‌کنیم. دوست جوان‌مان، مستر کوت را در سالن کناری مشغول صرف دسر پیدا می‌کنم. با این کارمند لاغر اندام سوئیسی صلیب سرخ که اکنون برای ماموریت جدید عازم افغانستان است خداحافظی می‌کنم و آرزوی موفقیت. قبل از خارج شدن، از شیشه‌های تمام قد بالاترین طبقهٔ هتل لاله، چشم می‌دوزم به نمای بی‌نظیر شهر تهران و نگاهم شناور می‌شود در اقیانوس بی‌پایان چراغ‌هایی که کم کم رو به خاموشی می‌گذارد.

تهران در شب چهره‌اش را عوض می‌کند. انگار دنبال راهی برای بیان حرف‌های ناگفته‌ای می‌گردد که در خود دارد. حرف‌هایی از جنس خاطرات یک پایتخت که در طول سالیان دراز به انبوده آن اضافه شده و می‌شود. نمای مقابلم را به خاطر می‌سپارم و راه می‌افتم به سمت بقیه دوستانم که جلوی آسانسور منتظر هستند.

در میانهٔ راه، آسانسور در یکی از طبقات توقف می‌کند. یک زوج میان سال ایرانی جلوی در هستند. با دیدن کمبود جا منصرف می‌شوند اما بعد از تعارف سوار می‌شوند. همراهم از امنیت بالای آسانسور به رغم قدمت هتل می‌گوید و سر حرف باز می‌شود. دوستم ادامه می‌دهد دلیل این امنیت حضور مداوم میهمان‌های دیپلماتیک در این هتل است و از سوئیت شمارهٔ چند آن می‌گوید که شهرت زیادی دارد.

با رسیدن به همکف، این هم‌کلامی چند دقیقه‌ای در لابی هتل ادامه می‌یابد. مرد، یک تاجر ایرانی ساکن ایتالیاست. او هم دربارهٔ این هتل حرف‌هایی دارد. هتل لاله که قبل از انقلاب «اینترکنتیننتال» نامیده می‌شده است. هم‌نام یکی از مجموعه هتل‌هایی که متعلق به خطوط هوایی پان آمریکن در سراسر دنیا است.

مرد می‌گوید همین امروز صفحاتی از  کتاب خاطرات یک امریکایی را می‌خوانده که بیش از سی سال پیش در همین هتل می‌گذرد. از حس جالب حضور در همان مکان و تصور فضایی که او تصویر کرده می‌گوید. او پیش‌نهاد می‌کند که حتماً کتاب را بخوانیم. اسم را با عجله و بدخط روی تکه کاغذی یادداشت می‌کنم: کتاب خاطرات مردی به نام جان پرکینز، به نام «اعترافات یک جنایت‌کار اقتصادی»

بخشی از متن کتاب

…عصر یکی از روزهای سال ۱۹۷۸ در لابی مجلل هتل اینترکنتیننتال تهران نشسته بودم که ضربه‌ای آرام بر پشتم حس کردم، برگشتم. ایرانی چهار شانه‌ای در لباس رسمی پشت سرم دیدم. «جان پرکینز! مرا به یاد نمی آوری؟» فرهاد، دوست دوران میدل بری که بیش از ده سال او را ندیده بودم. هم‌دیگر را در آغوش گرفتیم و نشستیم. سریعا مشخص شد که کاملا در جریان مسائل و کار من در تهران قرار دارد. و همچنین آشکار بود که قصد ندارد از کار خودش چیزی را بروز دهد. همان‌طور که آبجوی دوم را سفارش می‌دادیم می‌گفت: «بگذار برویم سر اصل مطلب. فردا به رم پرواز دارم. برای تو هم در همان پرواز بلیط تهیه کرده‌ام. این‌جا همه چیز دارد از هم می‌پاشد. باید از این‌جا بروی.» بلیط هواپیما را به من داد. حتا برای لحظه ای شک و تردید نکردم.

×××

پس از مدتی با آمیختن قدری خوش‌شانسی و تصادف، ابتدا آن کاغذ یادداشت و بعد کتاب را در کتاب‌خانهٔ شخصی یکی از رفقا می‌یابم. محل مورد نظر را از عنوان‌های فصل‌بندی کتاب پیدا می‌کنم: فصل ۲۰، سقوط شاه.

پرکینز در چند فصل از آن کتاب به فراخور تخصصش در اقتصاد کلان و کسی که به شغل شریف جنایت‌کار اقتصادی مشغول است، با نگاهی تیزبین تحلیل جالبی از اوضاع اجتماعی و اقتصادی ایران پیش از انقلاب و برنامه‌های امریکا و غربی‌ها برای این کشور ارائه می‌دهد.

نسخه انگلیسی کتابمهم‌تر از همه، مواجه شدن مخاطب در این کتاب با پدیده‌هایی واقعی و سازمان‌دهی شده توسط ابر شرکت‌های غربی در غارت منابع کشورها است. برنامه‌ای که ذیل عنوان پروژه‌های کلان اقتصادی و قراردادهای سنگین عمرانی و وام‌های بانک جهانی با مقروض کردن کشورهای در حال توسعه و بزرگ‌نمایی رؤیایی به نام توسعه برای سران و مدیران آن کشور انجام می‌شود.

پرکینز در اکوادور، اندونزی، پاناما، عربستان و ایران و چند کشور دیگر ماموریت‌هایی را به سرانجام می‌رساند که سرنوشت ملت و کشورها را با آن تغییر می‌دهد. و این شرح یک ماجرای تکان دهنده است.

کتاب خاطرات پرکینز کتاب عجیبی است. او در این کتاب که کم از یک رمان پر فراز و نشیب ندارد، حرف‌های ناگفتهٔ زیادی را برای ما بازگو می‌کند. حرف‌هایی که بخشی از آن دربارهٔ کشور ما و سرنوشت مردم ما و مردمانی هم‌چون ما است. حرف‌هایی که با خواندن آن می‌توان از پشت پنجره به شب‌های وهم آلود شهری چون تهران خیره شد و عمیق‌تر از گذشته به تَلِ انبوهِ این حرف‌های ناگفته فکر کرد. حرفهایی که شاید در یک اتفاق مثل ملاقات یک تاجر ایرانی در آسانسور یک هتل یا خواندن یک یادداشت در یک وبلاگ یا صفحات یادداشت یک مجله بتوان به بخشی از آن رسید.

شناسنامه کتاب
عنوان اعترافات یک جنایتکار اقتصادی
نویسنده جان پرکینز
مترجم خلیل شهابی و میرمحمود نبوی
ناشر اختران
تعداد صفحات ۴۱۶ صفحه / رقعی
گروه مخاطبان علاقه‌مندان به سیاست و تاریخ
شمارگان ۳۰۰۰ نسخه
نوبت چاپ اول / ۸۵
قیمت ۴۲۰۰ تومان
شابک ۹۶۴-۷۵۱۴-۹۴-۸

 

 

Share/Bookmark
  • با سلام
    کتاب «اعترافات جنایتکار اقتصادی» نوشتۀ جان پرکینز که پیش از این توسط انتشارات اختران منتشر شده بود، با توافق همین انتشارات از این پس به شکل رایگان در اختیار تمام کاربران انترنت قرار می گیرد.

    برای دریافت فایل این کتاب به آدرس من مراجعه کنید
    hamid.mahvi@neuf.fr
    با تشکر از خوانش شما

     
تازه‌های نشر
القاعده از زبان مشاور سابقش!
مصطفی حامد –مشهور به ابوالولید المصری- از جمله مشاوران و نزدیکانِ سابقِ گروهِ «القاعده» در خاطراتش این گروهِ تروریستی را به مخاطبان شناسانده است.
اسناد مطبوعاتی‌های مجلس رفته در کتابی تازه
این کتاب بر اساس اسناد گواهی می‌دهد که بیش از هزار نفر از اهالی قلم به مجلس رفته‌اند. از این تعداد 240 نفر مدیرمسؤول و سردبیر بوده‌اند.
پیراهن تو پرچم کدام جمهوری است
پیراهن تو پرچمِ کدام جمهوری است نخستین دفترِ شعرِ رسول پیره است که انتشاراتِ دفترِ شعرِ جوان در سال 1390 آن را منتشر کرده است.
رویدادهای فرهنگی
همراه امام با مردم سخن می‌گوید | برگزار شد
صادق طباطبایی همراهِ امام خمینی، سخنگویِ دولتِ مهندس بازرگان، خواهرزادهٔ امام موسی صدر و از اقوامِ مدیرِ شهرِ کتاب است.
رونمایی از تصویر قدیمی‌ترین قرآن در مجلس
این دست‌نوشتهٔ نفیس مربوط به سال 484 هـ.ق است. نامِ عثمان بن حسین وراق غزنوی به عنوان کاتب و تذهیب‌کارِ این قرآن برده شده است
گفتگو درباره تازه‌ترین اثر بلخاری در شهر کتاب
کتاب "فلسفه هنر اسلامی" نوشته دکتر حسن بلخاری سه‌شنبه 27 دی‌ماه در شهر کتاب بررسی می‌شود.
بازنشر نوشته‌های اشا، با هر حجم و به هر نحو، بدون اجازه و اطلاعِ اهالی خانه، مایه‌ کدورت است!