شب لحاف سیاهش را روی تمام شهر انداخته. مراسم معارفهٔ نمایندهٔ جدید صلیب سرخ در ایران رو به اتمام است. بعد از صرف یک شام اشرافی طبق رسم معمول با کمک دختر جوان مترجم به نمایندهٔ جدید تبریک میگوییم و از صاحب منصب پیشین، به خاطر زحماتش تشکر میکنیم. دوست جوانمان، مستر کوت را در سالن کناری مشغول صرف دسر پیدا میکنم. با این کارمند لاغر اندام سوئیسی صلیب سرخ که اکنون برای ماموریت جدید عازم افغانستان است خداحافظی میکنم و آرزوی موفقیت. قبل از خارج شدن، از شیشههای تمام قد بالاترین طبقهٔ هتل لاله، چشم میدوزم به نمای بینظیر شهر تهران و نگاهم شناور میشود در اقیانوس بیپایان چراغهایی که کم کم رو به خاموشی میگذارد.
تهران در شب چهرهاش را عوض میکند. انگار دنبال راهی برای بیان حرفهای ناگفتهای میگردد که در خود دارد. حرفهایی از جنس خاطرات یک پایتخت که در طول سالیان دراز به انبوده آن اضافه شده و میشود. نمای مقابلم را به خاطر میسپارم و راه میافتم به سمت بقیه دوستانم که جلوی آسانسور منتظر هستند.
در میانهٔ راه، آسانسور در یکی از طبقات توقف میکند. یک زوج میان سال ایرانی جلوی در هستند. با دیدن کمبود جا منصرف میشوند اما بعد از تعارف سوار میشوند. همراهم از امنیت بالای آسانسور به رغم قدمت هتل میگوید و سر حرف باز میشود. دوستم ادامه میدهد دلیل این امنیت حضور مداوم میهمانهای دیپلماتیک در این هتل است و از سوئیت شمارهٔ چند آن میگوید که شهرت زیادی دارد.
با رسیدن به همکف، این همکلامی چند دقیقهای در لابی هتل ادامه مییابد. مرد، یک تاجر ایرانی ساکن ایتالیاست. او هم دربارهٔ این هتل حرفهایی دارد. هتل لاله که قبل از انقلاب «اینترکنتیننتال» نامیده میشده است. همنام یکی از مجموعه هتلهایی که متعلق به خطوط هوایی پان آمریکن در سراسر دنیا است.
مرد میگوید همین امروز صفحاتی از کتاب خاطرات یک امریکایی را میخوانده که بیش از سی سال پیش در همین هتل میگذرد. از حس جالب حضور در همان مکان و تصور فضایی که او تصویر کرده میگوید. او پیشنهاد میکند که حتماً کتاب را بخوانیم. اسم را با عجله و بدخط روی تکه کاغذی یادداشت میکنم: کتاب خاطرات مردی به نام جان پرکینز، به نام «اعترافات یک جنایتکار اقتصادی»
بخشی از متن کتاب
…عصر یکی از روزهای سال ۱۹۷۸ در لابی مجلل هتل اینترکنتیننتال تهران نشسته بودم که ضربهای آرام بر پشتم حس کردم، برگشتم. ایرانی چهار شانهای در لباس رسمی پشت سرم دیدم. «جان پرکینز! مرا به یاد نمی آوری؟» فرهاد، دوست دوران میدل بری که بیش از ده سال او را ندیده بودم. همدیگر را در آغوش گرفتیم و نشستیم. سریعا مشخص شد که کاملا در جریان مسائل و کار من در تهران قرار دارد. و همچنین آشکار بود که قصد ندارد از کار خودش چیزی را بروز دهد. همانطور که آبجوی دوم را سفارش میدادیم میگفت: «بگذار برویم سر اصل مطلب. فردا به رم پرواز دارم. برای تو هم در همان پرواز بلیط تهیه کردهام. اینجا همه چیز دارد از هم میپاشد. باید از اینجا بروی.» بلیط هواپیما را به من داد. حتا برای لحظه ای شک و تردید نکردم.
×××
پس از مدتی با آمیختن قدری خوششانسی و تصادف، ابتدا آن کاغذ یادداشت و بعد کتاب را در کتابخانهٔ شخصی یکی از رفقا مییابم. محل مورد نظر را از عنوانهای فصلبندی کتاب پیدا میکنم: فصل ۲۰، سقوط شاه.
پرکینز در چند فصل از آن کتاب به فراخور تخصصش در اقتصاد کلان و کسی که به شغل شریف جنایتکار اقتصادی مشغول است، با نگاهی تیزبین تحلیل جالبی از اوضاع اجتماعی و اقتصادی ایران پیش از انقلاب و برنامههای امریکا و غربیها برای این کشور ارائه میدهد.
مهمتر از همه، مواجه شدن مخاطب در این کتاب با پدیدههایی واقعی و سازماندهی شده توسط ابر شرکتهای غربی در غارت منابع کشورها است. برنامهای که ذیل عنوان پروژههای کلان اقتصادی و قراردادهای سنگین عمرانی و وامهای بانک جهانی با مقروض کردن کشورهای در حال توسعه و بزرگنمایی رؤیایی به نام توسعه برای سران و مدیران آن کشور انجام میشود.
پرکینز در اکوادور، اندونزی، پاناما، عربستان و ایران و چند کشور دیگر ماموریتهایی را به سرانجام میرساند که سرنوشت ملت و کشورها را با آن تغییر میدهد. و این شرح یک ماجرای تکان دهنده است.
کتاب خاطرات پرکینز کتاب عجیبی است. او در این کتاب که کم از یک رمان پر فراز و نشیب ندارد، حرفهای ناگفتهٔ زیادی را برای ما بازگو میکند. حرفهایی که بخشی از آن دربارهٔ کشور ما و سرنوشت مردم ما و مردمانی همچون ما است. حرفهایی که با خواندن آن میتوان از پشت پنجره به شبهای وهم آلود شهری چون تهران خیره شد و عمیقتر از گذشته به تَلِ انبوهِ این حرفهای ناگفته فکر کرد. حرفهایی که شاید در یک اتفاق مثل ملاقات یک تاجر ایرانی در آسانسور یک هتل یا خواندن یک یادداشت در یک وبلاگ یا صفحات یادداشت یک مجله بتوان به بخشی از آن رسید.
|
شناسنامه کتاب |
|
|
عنوان |
اعترافات یک جنایتکار اقتصادی |
|
نویسنده |
جان پرکینز |
|
مترجم |
خلیل شهابی و میرمحمود نبوی |
|
ناشر |
اختران |
|
تعداد صفحات |
۴۱۶ صفحه / رقعی |
|
گروه مخاطبان |
علاقهمندان به سیاست و تاریخ |
|
شمارگان |
۳۰۰۰ نسخه |
|
نوبت چاپ |
اول / ۸۵ |
|
قیمت |
۴۲۰۰ تومان |
|
شابک |
۹۶۴-۷۵۱۴-۹۴-۸ |
استعمار نوین, خاطرات جان پرکینز, دخالت آمریکا در ایران, زیتونِ شور, سیاست اقتصادی غرب, سیاست و اقتصاد









آشخانه
همخانه






با سلام
کتاب «اعترافات جنایتکار اقتصادی» نوشتۀ جان پرکینز که پیش از این توسط انتشارات اختران منتشر شده بود، با توافق همین انتشارات از این پس به شکل رایگان در اختیار تمام کاربران انترنت قرار می گیرد.
برای دریافت فایل این کتاب به آدرس من مراجعه کنید
hamid.mahvi@neuf.fr
با تشکر از خوانش شما