اهل مطالعه و اصحاب کتاب در دوران زندگی خود با کتابهای متعددی رو به رو شدهاند؛ کتاب، کتاب خوب، کتابی که جلدش خوب است، کتابی که حرف خوب دارد، اوراقی بین الدفتین! و هر چیزی به شکل یا نام کتاب.
صاحبان کتب هم معمولاً نگارندهاند و کتابنویس و در حالتی دیگر اگر از این دسته نباشند، خوشهچینی بر سر خرمن اهل سواد و کتابنویسیاند که به گمانی دستی در کتابسازی دارند! این گروه اخیر، گاهی افراد باسوادی هستند که سواد خود را از گشت و گذار در بوستان اندیشه بزرگان و کتابنویسان حاصل کردهاند و به نحوی سودای انتقال معارف بلندی از یافتههای خود را به دیگران در سر میپرورانند.
حاصل زحمت برخی از اینگونه کتابسازان را همگی به کرات دیدهایم و آن، همان کشکولنویسی است که سابقه تاریخی هم دارد.
کشکول در حقیقت ظرفی به شکل کاسه بوده است که درویشان و صوفیان به کار میبردهاند و هرچه از مردم میگرفتهاند یا مایحتاج خود از خوراکی، مال و صدقه را در آن میریختهاند. بر این شیوه، کتابهایی را که کشکول نام داشتهاند، میتوان جنگی دانست که گردآوریکننده هر چیز مورد علاقهاش را در آن ریخته است؛ از هرچه مورد نیازش بوده گرفته تا چیزهای باارزش یا بیارزش که ممکن است برای کار دیگران مفید باشد.
از این حیث، کتبی که نام کشکول را زینت جلد خود کردهاند، کتبی مفید هستند که از هر دری سخنی در آنها رفته است و چنین چیزی مسلماً مخاطبان و خوانندگان جور و واجور با سلیقههای متنوع دارد. پس هرکس میتواند به درون این چنین کتابی سرک بکشد و چیزی فراخور حال خویش بیرون بکشد.
مزیت یا شاید بتوان گفت هنر نهفته در کشکولها این است که گروههای مختلف سنی، تحصیلی، فکری و سلیقهای، نه در زمانی خاص بلکه در هر زمان که دلشان بخواهد یا احساس نیاز کنند، پای آن مینشینند و بهرهٔ خود را از آن میبرند.
اما از مخاطب که بگذریم، گردآوری کننده با هر نیتی که به چنین کاری دست بزند، کتاب جدیدی ارائه نکرده است. در حقیقت کشکولنویسی نوعی کتابسازی است. محاسن کشکولها که در سطور قبلی به آنها اشاره شد، دال بر این است که این کار هرگز بیارزش یا کم مایه شمرده نمیشود و گاهی در نوع خود، خاص و بینظیر است.
از نمونههای بسیار باارزش کتب کشکول، همان کشکول معروف و خوشمزهٔ شیخ بهایی است که لذت طعم و ارزش آن را فقط مخاطبان و همنشینان آن میدانند و بس!
نکتهٔ مهم دیگر در نوع تدوین کشکول، آن است که مطالب چنین کتابی ممکن است علاوه بر موارد و نکات مورد علاقهٔ گردآوریکننده، شامل تراوشات ذهنی خود او هم باشد. بنا بر این شاید بتوان گفت کشکولی که یک نویسنده آن را فراهم میآورد، بیش از سایر آثار او، خواننده را با ذهن و ضمیر او آشنا میکند.
■■■
دفتر طنز حوزهٔ هنری، به تازگی کشکولگونهای با عنوان «معارف اللطائف» را روانه بازار کتاب کرده است. این کتاب به همت دفتر طنز مرکز آفرینشهای ادبی تدوین شده و انتشارات سوره مهر، آن را چاپ کرده است.
گردآورندهٔ این اثر «محمد علی مجاهدی» متخلص به پروانه -شاعر و مدیر انجمن شعر و قصه استان قم- است. این شاعر آئینی به جز این کتاب، بیست و پنج اثر تألیفی و گردآوری دیگر نیز در قلمرو شعر و ادب فارسی در پروندهٔ کاری خویش به ثبت رسانده است که برخی از آنها عبارتند از: تذکرهٔ سخنوران قم، گنجینهٔ اسرار عمال سامانی، مهدی موعود(ع) در آیینهٔ شعر فارسی.
مطالب کتاب معارف اللطائف، بیشتر نکاتی شامل طنز، هجو یا بدیههگوییهایی از متون کهن منظوم یا منثور ادب فارسی است که گاهی چند سطر و گاه نیم یا بیش از یک صفحه از کتاب را در بر گرفتهاند.
مؤلف معارف اللطائف در پیشگفتار کتاب دربارهٔ نکات طنز متون کهن، برخی از آثار طنز، مطالب این کتاب و نیز اهداف خویش را از گردآوری این کتاب بیان کرده است. او هدف اصلی تدوین این اثر را «نشان دادن ابعاد بسطی و ذوقی بزرگان دین، عرفای نام آشنا اسلامی و بزرگان بلندآوازه ایرانی» دانسته است.
این اثر، به بیان مؤلف آن، حاوی نمونههایی از مطالب طنزآلود و شوخطبعیهاست که در دو بخش تدوین شده است: «بخش اول کتاب معارف اللطائف دربرگیرندهٔ مطالب منثوری است که به نحوی متأثر از آموزههای دینی، مقولههای عرفانی و نکات عبادی و اخلاقی است و ۵۰۰ لطیفه در این بخش آمده است. بخش دوم حاوی لطایف غالباً منظومی است که بیشتر جنبهٔ ادبی، اجتماعی و انتقادی و هزلی دارند و طبعاً از لطیفههای بخش اول عریانترند. لطیفههای این بخش بالغ بر ۴۰۰ نکته است.»
معارف اللطائف، کتابی است که اگرچه سخن و بیان و طرح تازهای در نیفکنده است، به شیوهای که در ابتدا بدان اشاره شد، حاکی از سودای اندیشهٔ مؤلف برای انتقال مفاهیم و معارف بلند طنز به ذهن مخاطبان است. کتابی با سبک و سیاق کشکول که در نوع منابع آن، انتخاب و سلیقه خاص و شگرفی ملاحظه نمیشود بلکه در آن بر موضوعیت طنز و سرچشمهٔ آثار عرفانی و ادبی کهن بسنده شده است.
گردآورندهٔ این اثر، مطالب گردآوری شده را در فصول معین و مجزا دستهبندی نکرده و موضوعات مختلفِ طنزهای آمده در کتاب را در بخشهای جدا جدا ننشانده است. به بیان دیگر، طنازی در این کتاب عنوانبندی خاص یا نظم معین و از پیش تعیین شده ندارد و همین نکته شاید مهمترین مصداق در کشکول بودن آن است. البته «کشکول» به معنای کهنش! وگرنه مخاطب امروزین، هر لقمه را برای زمان و مکانی خاص میپسندد و بنا بر این، به مطالب دستهبندی شده، مشتاقِتر است.
دیگر اینکه زبان و بیان حکایات و داستانها در آن بکر و دست نخورده و به شیوهٔ منبع و سرچشمه آن است؛ به دیگر سخن بازنویسی یا باز آفرینی در داستانها یا مطالب به چشم نمیخورد.
این نکته از طرفی حسن و از سویی ممکن است ایراد کتاب برشمرده شود؛ حسن از آن جهت که گردآورنده پل مستقیمی است از کتاب و نویسندهٔ اصلی در روزگار گذشته به ذهن و اندیشهٔ مخاطب امروزی و ایراد از آن جهت که هنر بدیع و تازهای از آثار قلمی یا ادبی در این کتاب مشاهده نمیشود؛ اثری نو و تازه برگرفته از آثار قدما که چنین مجالی میتواند به راستی عرصهای فراخ برای هنرنمایی نویسندگان امروزی و جلب بیشتر خوانندگان عصر حاضر باشد.
بیگمان آثاری مشابه این اثر در بازار کتاب به کرات آمده است و به چشم میخورد؛ آثاری که با تورق و گشت و گذار در جای جای آنها، هم ارزش اثر و هم آنچه در اندیشهٔ مؤلف و صاحب اثر گذشته، به خوبی آشکار میشود. اما هر چه عنوان کشکول بگیرد، مسلماً خواندنی و ارزشمند نیست. خواننده از هر صنف که باشد، خود میتواند با تورقی اگرچه اندک، ذائقهٔ ذهن و ضمیر خویشتن را تشخیص دهد و انتخاب کند چرا که: «قدر زر زرگر شناسد، قدر گوهر گوهری»
حکایات اخلاقی, حکایات عرفانی, حکایات و لطایف فارسی, سوره مهر, لطیفه, محمدعلی مجاهدی, معارف اللطائف, کشکول
جستجوهای ورودی:





















نتیجهٔ بداههنویسیِ نویسندگانِ
مجموعهٔ «یک اسم و چند قصه» قصههایی
کوتاه و لطیف است 
تبلیغ





