دو روز پیش، جروم دیوید سلینجر، نویسندهٔ گوشهگیر و منزویِ آمریکا، در سن ۹۱ سالگی و به مرگ طبیعی درگذشت. او، سالها بود که انزوا طلبیده بود و به هیچوجه، کسی را به حریم زندگی شخصیاش راه نمیداد. از سلینجر، آثار قابل تأملی به جا مانده است که بارها به فارسی ترجمه و منتشر شدهاند؛ اما خود وی، قلباً از این کار رضایت نداشت و پیشتر حتا از انتشار آثارش ابراز نارضایتی کرده بود.
از این نویسندهٔ گوشهگیر آمریکایی، «ناتور دشت»، «فرانی و زویی»، «دلتنگیهای نقاش خیابان چهل و هشتم»، «جنگل واژگون» و چند اثر دیگر باقی مانده است که چه در میان فارسیزبانان و چه در میان آمریکاییها، «ناتور دشت» او شهرت چشمگیر دارد. این رمان، اولین اثر سلینجر بود که جنجال فراوانی داشت. او با انتشار این کتاب به شهرت دست یافت. ناتور دشت بعد از انتشارش، در سال ۱۹۹۹ در فهرست برترین رمانهای قرن ۲۰ جای گرفت و در همان سالها در برخی از نقاط آمریکا، برچسب «کتاب ممنوعه» گرفت.
واقعیت آن است که به دلیل انزواطلبی سلینجر، آگاهی چندانی از زندگی او در دست نیست. همین گوشهگیری آقای نویسنده، کنجکاوی بسیاری را برانگیخته و حرف و حدیثهای بسیاری درباره او ساخته است. از جمله اینکه، در محافل ادبی آمریکا شایع است که سلینجر در مدتِ طولانیِ کنجنشینیاش، آثار بسیاری نگاشته اما هرگز به انتشار آنها اقدام نکرده است.

او، زادهٔ پدری یهودی و مادری مسیحی در آمریکا بود. ۹۱ سال عمر کرد. سالها در انزوا زیست و روز ۲۷ ژانویه ۲۰۱۰ میلادی مطابق با ۷ بهمنماه ۱۳۸۸ شمسی در محل زندگیاش واقع در شهر کورنیش واقع در ایالت نیوهمپشایر آمریکا درگذشت.
بدون شک، مرگِ سلینجرِ گوشهگیر، گرمیِ بازارِ بسیاری را سبب خواهد شد. بنا بر این، باید منتظر ماند و چندبرابر شدن رقم فروشِ آثار ترجمه شدهٔ این نویسندهٔ آمریکایی در ایران را طی هفتههای آینده دید.
برای مطالعهٔ بیشتر: خیلی چیزها دربارهٔ سلینجر / سیب گاز زده
درباره سلینجر, دیوید جروم سلینجر, سلینجر درگذشت









آشخانه
همخانه






با رعایت حق اظهار نظر آزاد برای آقای بی نیاز،بخشی از نوشته ی فرانک اوکانر _منتقد و داستان نویس ایرلندی _در کتاب “صدای تنها” ترجمه ی خانم فیلسوفی را ،برای اطلاع خوانندگان می نویسم.
«اما از نظر نگارش،بهترین نمونه ی داستان نویسان آمریکایی،جی.دی.سلینجر است.نه تنها به این دلیل که باعث تحول در خود ِ شکل شده است،کاری که هیچ کس از زمان چخوف انجام نداده یا به این دلیل که آثارش ضد رمان است یعنی همان چیزی است که قرار است باشد،بلکه آن چه از او نویسنده ای مخصوص به خود می سازد این است که ،گرچه درونمایه ی داستانهایش باز هم تنهایی انسانهاست،اما این تنهایی به جای این که عمومیت داشته باشد،خاص است.»
« …در میان داستانهای نخستین او اثر بسیار زیبایی به نام “تقدیم به ازمه با عشق و نکبت”که شاهکار زمان خود به حساب می آید(اگر در اصل شاهکاری وجود داشته باشد.)…»
درباره ی ناشناخته بودن سلینجر،در مقدمه ی ترجمه ی فارسی (نه داستان)آورده شده است:
« ناطوردشت رمان بلند او …سالانه ۴۰۰هزار نسخه در آمریکا به فروش می رسد.نُه داستان اکنون به چاپ سی و پنجم رسیده و فرانی و زویی…،سالانه ۲۵۰هزار نسخه تیراژ دارد.از این کتاب تنها در دو هفته ی نخست انتشار ۱۲۵هزار جلد به فروش رفت.»
و دیگر این که «…سلینجر شاید از وحشت زندگی در این جهان “عوضی” است که در پس دیوارهای بلند خانه اش پنهان شده است.»
درود بر شما.سپاسگزارم از پاسختان.راستش مطلب یاد شده برای انتشار در سایت جام جم ارسال شد که آن را چاپ نکردند دیدم شما درباره ی سلینجر مطلب زدید یرایتان ارسال کردم.حالا برای انتشار یا گفتگو تفاوتی نمی کند.اما اینکه آقای بی نیاز درجه و دسته اش چند است به آن کاری ندارم.ایشان آزاد است نظرش را بیان کند.ای کاش آقای بی نیاز در مصاحبه نام منتقدانی را می بردکه از آنان شهادت گرفته بود!شاد باشید و تندرست