لئون تولستوی، برای دوستداران ادبیات، نامیتر از آن است که نیازی به معرفی مفصل داشته باشد. این نویسنده و مصلح اجتماعی روس در بین سالهای ۱۸۲۸ تا ۱۹۱۰ زیست و در این مدت، تعدادی از درخشانترین آثار ادبی همهٔ اعصار را آفرید؛ آثاری که نه تنها نام او را بر تارک ادبیات جهان جاودانه کرد، بل ادبیات روس را جان و جلایی تازه بخشید و آوازه داد. بیشک، «جنگ و صلح» و «آناکارنینا»ی او، اگر بهترین رمانهای نوشتهشده در طول تاریخ نباشند، به گواه نسلهای مختلف سخنشناسان و مخاطبان عادی، در گروه ده رمان بزرگ تاریخ جای دارند.
خوشبختانه، اغلب آثار تولستوی به فارسی ترجمه شدهاند، بعضی فقط با یک برگردان و تعداد بیشتری با برگردانهای گوناگون. یکی از کتابهای ترجمهشده از تولستوی «طبل میان تهی»ست. کتابی که هشت داستان کوتاه از او را شامل میشود. این کتاب را انتشارات بنگاه ترجمه و نشر کتاب در سال ۱۳۴۳، در سلسله کتابهایی که برای جوانان به چاپ میسپرد، با ترجمهٔ «منوچهر ضرابی» به بازار عرضه کرد. متأسفانه، این کتاب هماکنون نایاب است.
برای دوستانی که نمیدانند، یادآوری میکنم: بنگاه ترجمه و نشر کتاب در سال ۱۳۳۲ـ بنا بر طرحی از احسان یارشاطر و با همراهی ملکهٔ وقت، «ثریا پهلوی» و مباشر وقت املاک و مستغلات پهلوی، «امیراسدالله علم»ـ تاسیس شد و تا زمان وقوع انقلاب اسلامی سرپا بود. پس از انقلاب، حقوق کتابهای این مرکز نشر دولتی به شرکت انتشارات «علمی و فرهنگی» منتقل شد.
«علمی و فرهنگی» در این سالها تعدادی از صدها کتابی را که بنگاه ترجمه و نشر کتاب منتشر کرده بود و مشکلات ممیزی نداشت، تجدید چاپ کرده است. «طبل میان تهی» هم یکی از هماین آثار است. البته من نسخهٔ اصلی کتاب را دارم و نمیدانم آیا در چاپ جدید حذفیاتی در تصاویر و متن کتاب اعمال شده یا خیر. بر اساس اطلاعات کتابخانهی ملی، تجدید چاپ اثر در سال ۱۳۷۳ انجام شده است و ۱۴۴ برگ دارد، در حالی که نسخهی اصلی اثر ۱۸۸ صفحه را شامل میشود.
از حاشیهها که بگذریم، «طبل میان تهی» هشت داستان از تولستوی را در بر دارد. نام این داستانها از این قرار است: «طبل میان تهی»، «یکنفر به چه مقدار زمین نیاز دارد»، «دختران خردسالی که از مردان داناترند»، «جرقهای میتواند خانهای را بسوزاند»، «بچهٔ شیطان و نان دهقان»، «سه سؤال»، «داستان ایوان دیوانه» و «زندانی قفقاز»
داستانهای این کتاب، به غیر از داستان آخر، بیش از آنکه واقعیت را مبنا قرار دهند پای در تخیل و افسانه دارند. هدف تولستوی از نوشتن آنها رساندن یک پیام اجتماعی بوده است. بر هماین اساس، این داستانها شانه به شانهٔ حکایات آموزندهٔ کلاسیک حرکت میکنند. درواقع، میتوان آنها را نمونهٔ پرداختهشدهٔ آنچه دانست که در آثاری همچون «قصهها و افسانههای برادران گریم» میبینیم.
تولستوی سعی کرده است تا جای ممکن پیام اخلاقی اثر را در لابهلای داستان پنهان کند اما گاهی هم ابایی نداشته که نصیحتی را مستقیماً در اختیار خوانندهٔ جوان خود قرار دهد. درونمایهٔ داستانها بر فرمشان میچربد، اما هنر تولستوی باعث شده این اتفاق توی ذوق نزند و با اینکه داستانها مشخصاً بار تعلیمی دارند، جذابیت کار حفظ شود.
«طبل میان تهی» تبلیغ درستکاریست و اینکه نیکی همیشه بر پلیدی چیره میشود، «یکنفر به چه مقدار زمین نیاز دارد» آموزش قناعت است و نتیجهٔ حرص و آز بیش از حد را تصویر میکند، «دختران خردسالی که از مردان داناترند» میگوید که کودکان دنیای خاص خود را دارند و بزرگترها را از جدال با یکدیگر به خاطر آنها بر حذر میدارد، «جرقهای میتواند خانهای را بسوزاند» با آیهای از انجیل متا دربارهٔ بخشش و گذشت آغاز میشود و هماین مضمون را در جنگ میان دو خانوادهٔ روس میپروراند، هدف از نگارش «بچهٔ شیطان و نان دهقان» بازنمایی مضرات میگساری و نقش آن در پلیدیهاست، «سه سؤال» نصایح یک زاهد گوشهگیر است به یک پادشاه، و از میان پیامهای «ایوان دیوانه» این یکی از همه پررنگتر است: «هر کس دست زبر و خشن دارد در سر میز غذا تناول میکند و هر کس ندارد باید پس ماندهٔ دیگران را بخورد.»
حکایت داستان «زندانی قفقاز» از بقیهٔ نوشتههای کتاب جداست. این داستان بهترین داستان کتاب است و برخلاف ساختار حکایتوار باقی نوشتهها، فرمی امروزی و روایتی مدرن دارد. تولستوی در جنگهای قفقاز شرکت داشت و بر مبنای آن چند رمان و تعدادی داستان کوتاه نوشت. «زندانی قفقاز» یکی از هماین آثار است. «زیلین» یک افسر روس است که در قفقاز میجنگد. او از فرماندهاش مرخصی میگیرد تا به دیدار مادر فرتوتش برود اما در میانهٔ راه تاتارها او را به اسیری میگیرند. یکبار تلاش میکند بگریزد اما ناموفق است و دوباره گرفتار میشود. اینبار او را در یک چاه نمور و تاریک زندانی میکنند اما او ناامید نمیشود. بار دیگر فرار میکند و اینبار با زنجیری که به پایش است خود را تا اردوگاه سربازان روس میرساند و نجات مییابد.
داستان تعلیقی نفسگیر دارد و کاملاً رئالیستی پیش میرود. «زندانی قفقاز» ستایشیست از شهامت و شجاعت و امیدواری به آینده. داستانی پرکشش که، علاوه بر درونمایهی متعالیاش، پیرنگ مستحکمی دارد.
هرچند تولستوی «طبل میان تهی» را برای جوانان نوشته است، اما داستانهای این کتاب فراتر از یک گروه سنی هستند و برای همهٔ مخاطبان جذاباند.
مگر میشود نوشتهای از تولستوی خواندنی نباشد؟!
توضیح: شناسنامه جدید کتاب را نیافتیم!
انتشارات علمی و فرهنگی, بنگاه ترجمه و نشر کتاب, داستان نوجوان, داستان کلاسیک, قورمه سبزی, لئو تولستوی, لئون تولستوی, منوچهر ضرابی









آشخانه
همخانه





