میهمانِ ویژه، سر ساعت از در آمد تو. حامد صلاحی که مدیر اجرایی نشست بود، به پیشواز رفت و طبق عادتِ همیشهگیاش، میهمان را «سلام و صلوات باران» کرد. آقای نویسنده داشت خیسیِ سلام و صلواتهای حامد را از تن میرُفت که باز، حامد زبان گرفت و گفت: آقای قیصری! برخلافِ شما که مرد «آنتایم»ی هستید، اهلِ ادبیات بدقولند و خوشخواب! و راست هم میگفت. به ویژه که آنروز جمعه بود؛ صبحِ جمعه.
مجید قیصریِ نویسنده، تا این را شنید، با چشمهای متعجب پرسید: مگه خودتون نگفتید ساعت ۱۰؟ و ما همه گفتیم: بَــــللله…. بعد هم افتادیم به ماستمالی کردن و لاپوشانی. خلاصه آنکه آقای نویسنده تا به خودش آمد، دید در اتاقِ دیگریست و وسایل پذیرایی پیش رویش و چندنفر هم دور و برش نشستهاند و دارند حرفِ خودمانیتر میزنند. این چه وقت بود؟ دقایقی پیش از آغاز رسمی نشست؛ دقایق انتظار، تا اضافه شدن چند نفر دیگر به جمعِ میهمانانی که به انتظار آقای نویسنده و آغاز نشست نشسته بودند.
آقای نویسنده وارد میشود
بالاخره وقتش رسید تا بر انتظارِ میهمانانِ نشسته در سالن، «الرحمن»ی بخوانیم و دست آقای نویسنده را بگیریم و با احترام، از ایشان بخواهیم روی صندلیاش بنشیند و آغاز کلام کند.
با ورود مجید قیصری به سالن، جلسه رسمیت و اعتبار گرفت و حامد صلاحی، «بسم الله» اولین نشست «هیئت کتاب اشا» را گفت. جلسهای که در اولین روز از ماه محرم ۱۴۳۰ هجری برگزار میشد و بهانهاش، رمانِ «شمّاسِ شامی» مجید قیصری بود.
آقای نویسنده از پاسخ طفره میرود
همان دمِ اول، سردبیر بنا را بر انتقاد گذاشت و گفت که داستانِ قیصری، یک «پایانِ تکاندهنده» کم دارد. قیصری هم (با پوزش از ساحت سردبیری کلیومٍ الی الأبد) آب سردی به سرِ سردبیر ریخت و گفت: اصلِ حرف من در فصل پایانی بود که اگر آن حرف را نگرفتهاید، کل رمان را نگرفتهاید! و این یعنی که دوزاریتان نیفتاده.
کمی بعد، آقای خوشصحبتی که «یاسین حجازی»اش نام بود، صحبتش را شروع کرد و اتفاقاً او هم چند نقد بر «شمّاس شامی» وارد کرد و باز، قیصریِ نویسنده، جوابهایی مانندِ آنچه به سردبیر داد، داد و سر و ته ماجرا را به هم آورد. القصه اینکه بحثِ میان میهمانان و میهمانانِ ویژه، بیشتر به کُریخوانی شبیه شده بود. کُریخوانی دوستداشتنی که آخرش لبخند بود و شیرینکامی.
حالا این آقای خوشصحبت کی بود؟
یاسین حجازی، خود صاحب اثر است. کدام اثر؟ «کتاب آه» که پیشتر در بخش آشخانه سایت معرفی شده است. اگر آن معرفی را نخواندهاید، بگذارید عرض کنم که «کتاب آه» بازخوانی خوبیست از کتاب «نفس المهموم» که مقتل حضرت خون خدا است و شیخ عباس قمی آن را نگاشته است. حالا اصل حرفم دربارهٔ «یاسین حجازی» بود که ناچار کشید به اثرش. حجازی ویراستارِ آن مقتل است و در حقیقتِ اثری با قابلیتِ خوانش بهتر در اختیار مخاطبان گذارده. متشکر آقای حجازیِ جوان!
این را فراموش نکنیم
آها! تا فراموش نکردهام، بگویم که پیش از گفتگو درباره رمانِ قیصری، خانمِ … که بیاغراق باید «شاعرهٔ خوب» خواندش، شعری عاشورایی خواند که برای شنیدنِ چکیدهای از آن، میتوانید «اشاوه شماره ۵» را پیاده کنید و بگوشید و ثانیه به ثانیه کیفور شوید؛ بعله.
کی در جلسه بود؟
علاوه بر مجید قیصری و یاسین حجازی، چند نویسنده شناخته شدهٔ دیگر نیز در نشست خانه کتاب اشا حاضر بودند. از این جمله میتوان به محسن حسام مظاهری –نویسنده کتاب رسانهٔ شیعه- و مرتضی کربلاییلو –داستاننویس- اشاره کرد. در میانِ دوستانی که دیدنشان مایهٔ خرسندی بود، نامِ آوردنی بسیار است… از همهٔ حاضران در آن نشست ممنون، ممنون، ممنون. اجرشان با صاحب جلسه انشاءالله.
شکر بابت همهچیز
و اما بعد: جلسه به خیر و خوبی برگزار شد. تبریکِ سالروز تولدِ مجید قیصری که مصادف بود با ۲ دیماه را هم، به دلیل آنکه در آغازِ ماهِ خونِ خدا قرار داشتیم، خشک و خالی برگزار کردیم و به یادش بسنده کردیم. حرفها درباره «شمّاس شامی» که تمام شد، خود حامد صلاحی شعرِ عاشورایی دیگری خواند؛ نه از خودش، که از علیرضا قزوه.
آخرِ نشست با عکسی دستهجمعی و بعد، اهدایِ کتاب «شمّاس شامی» به میهمانانِ نشست + امضایِ مجید قیصری برگزار شد.
حالا هیئت گرفتید که چه بشود؟
هیئت گرفتیم، تا علاوه بر اشک و آه، «دانایی» نصیبمان شود؛ تا بدانیم که خونِ خدا، چرا عاشورا را بنا کرد و چه چیز، عاشورا را ساخت و چرا باید عاشورا را زنده داشت. همین. انشاءالله که توانسته باشیم.
نمیخواهی تشکر کنی؟
بعله… چرا تشکر نکنیم؟ تشکر میکنیم از آنها که قدمرنجه کردند و آمدند. تشکر میکنیم از حضور آقای مجید قیصری که به خانهٔ اهلِ مطالعه آمد و همنشینشان شد. تشکر میکنیم از دوستانِ رسانهای که مرحمت فرموده صدای ما را رسا کردند.
تشکر میکنیم از حامد صلاحی عزیز، مدیرِ اجرایی نشستهای هیئت کتاب اشا و محمدهانی ایرانمنش سردبیر نشریه زمانه که اگر همکاری دوستانهاش نبود، کارمان به آنجا میکشید که از خودمان بپرسیم: «ما را که برد خانه؟»
تأخیر شد
حالا اینها را داشته باشید لطفاً! اگر آنچه من قلمی کردم به کارتان نیامد و انتظارتان را برآورده نکرد، عذرخواهم و فقط میتوانم بگویم: بگذارید به حسابِ گذشت چند روز از برگزاری نشست. اگر خواهان آنیید که دربارهٔ نخستین نشستِ «هیئت کتاب اشا» بیشتر بدانید، چند راه پیشنهاد میکنم:
اول: میتوانید گزارش خبرگزاری مهر از نشست را بخوانید / ممنون از قلمِ محسن فرجی
دوم: میتوانید گزارش روزنامه تهران امروز از نشست را بخوانید / ممنون از قلم حمید نورشمسی
سوم: میتوانید خبر روزنامه جوان درباره برگزاری نشست را بخوانید / ممنون
چهارم: میتوانید گزارشک محمد ملاعباسی از نشست را بخوانید / در و بلاگش
پنجم: میتوانید به صداهای نشست در اشاوه شماره ۵ (پادکست خانه کتاب اشا) گوش کنید / ممنون از هر چی صاحب صدا است
ششم: اگر خیلی بیحوصلهاید، میتوانید گزارش تصویری نشست را ببینید / ممنون از عکاس نشریه زمانه
به این نکته هم التفات بفرمائید که در زمانِ برگزاری نشست، متأسفانه سرور خدماتدهنده فضای سایت خانه کتاب اشا، دچار مشکل شده بود و بنابراین، سایت در دسترس نبود. دقیقاً به همین دلیل هم انتشارِ این گزارش به تأخیر افتاد که بابتش از همه دوستان و مخاطبان عذرخواهی میکنیم.
خبر نشست، پیش از نشست
این رسانهها، پیش از برگزاری نشست، خبرِ برگزاری آن را به اطلاع مخاطبانشان رساندند:
■ ایکنا
■ فارس
تا خبر و گزارش نشست بعدی
والسلام
بررسی رمان, جلسه ادبی, شمّاس شامی, مراسم ادبی, مراسم کتابخوانی, نشست ادبی, هیأت کتاب اشا, هیئت کتاب اشا









آشخانه
همخانه





