طی روزهای گذشته، مرتضی طلایی رئیس کمیسیون فرهنگی شورای شهر تهران، شایعهٔ مسکوت ماندن طرح ساماندهی ناشران و کتابفروشان را رد کرد و از ارجاع آن به کمیسیون فرهنگی، برای اعمال برخی تغییرات و بررسی بیشتر خبر داد. طلایی که حمایتش از این طرح آشکار به نظر میرسید، دربارهٔ دلایل مخالفت اعضای کمیسیون عمران شورای شهر با این لایحه گفت: «حرف دوستان درباره ایجاد مزاحمت کتابفروشیها برای واحدهای مسکونی بود در حالی که نه ما و نه متن لایحه چنین اختیار و اجازه ای را به هیچ ناشر و موزع کتابی نداده و نمیدهد و ما نیز بر این مشکلات واقف هستیم.»
لایحهٔ ساماندهی ناشران و کتابفروشان چیست؟
طرحِ چنین مسئلهای در قالب لایحه، از خواستِ اتحادیه ناشران و کتابفروشان سرچشمه میگیرد و با پیگیریها و چراغ سبزهای برخی از اعضای شورای شهر ادامه مییابد.
آنچه مطلوب اتحادیه ناشران و کتابفروشان است، اجازه یافتنِ کتابفروشان و ناشران برای فعالیت در اماکن مسکونی است. آنگونه که حسن کیائیان -رئیس این اتحادیه- به خبرگزاری مهر گفته است: «به دلیل عدم صرفه اقتصادی راهاندازی کتابفروشی به صورت واحدی مستقل، در هفت، هشت سال گذشته نزدیک به ۲۵۰ کتابفروش یا تعطیل شدهاند یا تغییر شغل دادهاند. در حالی که اگر به اعضاء این صنف هم اجازه داده شود در اماکن مسکونی فعالیتشان را انجام دهند با توجه به اینکه این کار نیاز به تغییر کاربری هم ندارد و هیچگونه هزینهای را به دولت و شهرداری تحمیل نمیکند هم کتابفروش سود خواهد برد و هم از تحمیل هزینههای احتمالی به دولت جلوگیری میشود.»
محاسن لایحه
برخی از ناشران، یا به تعبیر درستتر: اغلب ناشران، این لایحه را سراسر حُسن میبینند. شاهد مثالِ این «برخی»، گفتههای کیائیان به مهر است. از طرف دیگر، اعظم کیانافراز –مدیرمسؤول نشر افراز- نیز از لایحه ساماندهی تمجید میکند و خبرنگار جوان میگوید: «این کار بسیار لازم است و نتایج خوبی هم دارد، چون منِ ناشر، توانایی مالی خرید یا اجاره یک کتابفروشی مستقل برای عرضهٔ محصولاتم در مرکز شهر را ندارم. نشر درآمد زیادی ندارد. به دلیل مشکلات و موانع توزیع هم، لازم است جایی برای توزیع آثارم داشته باشم.»
کیانافراز، اگرچه قبول دارد که اجرای این طرح، کل مشکل توزیع ناشر را رفع نمیکند، اما داشتن یک تابلو و امکان معرفی یک مکان خاص به عنوان کتابفروشیِ نشر را از جمله محاسنش میداند و معتقد است این طرح امکان رسیدن به نقدینگی را برای ناشر تسهیل میکند.
محمدحمزهزاده –مدیر انتشارات سورهٔ مهر- نیز به طور کلی اجرای هرطرحی که کتابفروشیها را افزایش دهد شایسته عنوان میکند و میگوید: « به طور کلی هر اقدامی برای اینکه هزینههای سرمایهگذاری برای ایجاد فروشگاههای کتاب در کشور را کاهش بدهد، خوب است.»
اما سؤال اینجا است که آیا مخاطبان و خریداران کتاب، روی خوشی به کتابفروشیهای اینچنینی نشان میدهند؟ آیا راهی برای پیشگیری از سوءاستفادههای احتمالی در این لایحه پیشبینی شده است؟ در نظر بگیرید وجود یک کتابفروشی در آپارتمانی مسکونی را و خیل مراجعهکنندهگان را که فرای سر و صدا و مزاحمت برای همسایگان، میتواند منشاء ورود و خروجهای بیارتباط به کتابفروشی و منازل مسکونی باشد!
بها، بهانه و نتیجهٔ لایحه؟
بدیهیست که شورای در پی تسهیل خرید و فروش و عرضه کتاب است. چنانچه طلایی در اینباره به مهر گفته است: «متاسفانه امروزه دسترسی به مواد مخدر در تهران به مراتب راحتتر از دسترسی به کتاب و در کمین آن است. این در حالی است که کار تولید و فروش کتاب هیچ توجیه اقتصادی ندارد و برخی از همین ناشران فعلی ما به درستی معتقدند اگر به جای این کار سیگارفروشی بکنند صرفه اقتصادی بیشتر برایشان دارد.»
اما آیا آنچه اتحادیه ناشران و کتابفروشان و کمیسیون فرهنگی شورای شهر تهران در پیآن هستند، راهِ حل درست این مشکل است؟ آیا همهٔ راهها آزموده شده و از پس نظرات و ایدههای مختلف به این نقطه رسیدهاند یا آنکه –چنانچه از اینور و آنور خبر میرسد- برخی روابط دوستانه میان برخی از اعضای شورای شهر و ناشران مقدمات طرحِ این موضوع در شورای شهر را فراهم کرده است؟
وقتی از کیانافراز دربارهٔ مضرات احتمالی اجرای این لایحه میپرسم، حرفِ مخالفان در شورای شهر را تکرار میکند و میگوید: اجرای این طرح ممکن است عدم رضایت همسایگان را به دنبال داشته باشد، ولی این را میتوان با پیشبینیهای قانونی مرتفع کرد.
از طرف دیگر، نداشتن ویترین و فقدان جذابیتهای ظاهری خاص یک کتابفروشی در چنین فضاهایی، لزوم خلق جذابیتهای جایگزین را باخود میآورد و به تبع این سؤال هم همراهش میشود که: آیا این جذابیتها سالماند؟
محمد حمزهزاده دربارهٔ این موضوع میگوید: «این شکل از فروشگاه، اعتماد مخاطب را جلب نمیکند. معلوم نیست جذابیتهایی که برای مخاطب ایجاد میکنند تا برود توی این کتابفروشیها چه خواهد بود. من خودم حاضر نیستم فرزندم را توی کتابفروشی که در منزلی مسکونی است بفرستم.»
حمزهزاده، اجرای چنین طرحی را دور از اولویت میداند و میگوید: به نظر من با توجه به اینکه هنوز به اندازه کافی از ظرفیتهای فروشگاهی در هیچکدام از خیابانهای ما استفاده نشده است، رفتن به سراغ منازل مسکونی برای ایجاد کتابفروشی، اولویت ندارد. در حال حاضر، مشکل ناشران و کتابفروشان، محدودیت فضا نیست که بخواهیم با تبدیل منازل به کتابفروشی رفعش کنیم؛ بلکه الان پائینآوردن هزینه ایجاد کتابفروشی اولویت دارد و بعید است این کار کمکی به نشر کشور بکند.
حسن کیائیان, شورای شهر تهران, لایحه ساماندهی ناشران و کتابفروشان, ناشران, ناشران در اماکن مسکونی, کمیسیون فرهنگی





















نتیجهٔ بداههنویسیِ نویسندگانِ
مجموعهٔ «یک اسم و چند قصه» قصههایی
کوتاه و لطیف است 
تبلیغ





