کلافهام. مدت زیادی است. شاید، دو-سه روزی بشود. شاید هم بیشتر. بله، چند هفتهای از کلافهگی اعصابخردکُنِ سرسامآورم میگذرد. دیروز، توی خیابان و در راه بازگشت از یک کتابفروشی، خیلی اتفاقی مجتبا را دیدم. گفت بیا برویم جایی، جلسهای است و چندنفری گپی میزنند. بیحوصله بودم. گفتم: روحم کبود است، میروم خانه.
بازگشتم خانه و توی کتابهای پخششدهٔ روی زمین، وول خوردم. لای کتابها، جلدِ گالینگورِ خردلی رنگی چشمم را گرفت. هدیهای بود از مهربانو برای روز تولدم. این، و اینکه کتابی بود مشحون به گفتههای شیخ ابوالحسن خرقانیِ عزیز، وسوسهٔ خواندش به سرم افتاد. شاید مفرّی بود از کلافهگی اینروزها. پس، نوشته بر دریا را دست گرفتم و شروع به خواندن کردم.
مقدمهٔ بلند، اما محققانهٔ استاد محمدرضا شفیعی کدکنی، مجذوبکننده بود. مقدمه، به مخاطب میفهماند که با یک «کشکول» ساده و دمدستی مواجه نیست، بلکه چیزی میخواند که سالها تحقیق و تدقیق پشتش خوابیده و رهآوردِ یک سلسله مطالعات است.
شفیعی کدکنی، سرگرمِ تدوین و تصحیح تذکرةالأولیاء بوده است که فکرِ نگارش این اثر و چند اثر دیگر درگیرش میکند. در تصحیح تذکره، آنجا که به بخشِ مربوط به شیخ بوالحسن میرسد، تنها به بهانهٔ دستیابی به منابعِ اصلی سخنان عطّار، غورِ در کتابها و آثار دیگری را آغاز کند. خود استاد شفیعی در آغاز کتاب، در بخشی که «یادآوری» نامیده شده است، اینگونه مینویسد: «نوشته بر دریا نیز محصول جنبیِ تحقیق در تذکرة الأولیاءِ عطار است، درست مانند کتابِ پیشین که دفتر روشنایی نام گرفت. از سالیانی دور، به هنگام تصحیح و تحقیق دربارهٔ تذکرة الأولیاء، برای دستیابی به منابع اصلیِ سخنانِ عطار، ناچار بودم که آنچه را دربارهٔ شیخ ابوالحسن خرقانی (۳۵۲-۴۲۵) وجود داشت (یا بهتر است بگویم: یافتم) موردِ بررسی و تصحیح قرار دهم تا در بخش زندگینامهٔ خرقانی، از تذکرة الاولیاء، بتوانم با اطمینان متن را بررسی کنم.»
گزیدهای از کتاب:
- و گفت: عشق سه است. یکی سوزنده و یکی افروزنده و یکی سازنده.
- و گفت: از ماهیانِ دریا باش تا چشندهٔ محبّت باشی.
- شیخ گفت: مؤمن را همه جایگاه مسجد بود، و روزش همه آدینه بود، و ماهش همه ماهها رمضان بود. هرکجا باشد در زمین چنان زید که در مسجد؛ و همه ماهها را چنان حرمت دارد که ماه رمضان را؛ و در همه روزها چنان نیکوئی کند که روز آدینه.
■□■
گمان میکنم آنچه نقل کردم، میتواند به خوبی اهمیتِ علمیِ این اثر را نشان دهد. اما، از اینها گذشته، یادِ شیخ ابوالحسن و متنِ فاخر و دقیقِ شفیعی، آنقدر بود که کلافهگی را دور کند. حتا اگر این دو با هم جمع نبودند، باز کلماتِ شیخ که بازتابِ روحِ بلند اوست، به خوبی میتوانست هر کلافهای را سرحال بیاورد. میگوئید نه؟ امتحانش بیضرر است. طلبِ عرفان، از ناکس روا نیست و طلبنکردن از شیخ و امثال او هم، ناراستی است.
نوشته بر دریا، دومین عنوان از مجموعهٔ «میراث عرفانی ایران» است که استاد شفیعی، از بغلِ تدقیق در تذکره نگاشته و تدوین کرده است.
پیش یا پس از مطالعه و غور در «نوشته بر دریا» سری بزنید به خرقانِ عزیز، سلام ما را هم برسانید. هرچند، سلام به شیخ، خرقان و استانبول و تهران نمیشناسد.
راستی! مراقب نقابداران باشید. بعضی، مشتاقند ادای شیخ را دربیاورند. برای چشیدن از شراب طهورِ کلامِ شیخ، در هر دکانی نروید.
|
شناسنامه کتاب |
|
|
عنوان: |
نوشته بر دریا |
|
مقدمه، تصحیح و تعلیقات: |
محمدرضا شفیعی کدکنی |
|
ناشر: |
سخن |
|
گروه مخاطبان: |
جوان – بزرگسال / طالبان عرفان |
|
جنسیت مخاطبان |
فرقی ندارد |
|
تعداد صفحات: |
۵۷۵ صفحه / رقعی |
|
شمارگان: |
۲۲۰۰ نسخه |
|
نوبت چاپ: |
سوم / ۱۳۸۸ |
|
قیمت: |
۸۵۰۰ تومان |
|
شابک: |
۴-۱۴۰-۳۷۲-۹۶۴-۹۷۸ |




















چارلی و لولا هدیهٔ خوبی برایِ خودتان و
کوچولویتان است 
تبلیغ





