سردبیر: آنچه خواهید خواند، نوشتهٔ تحریریهٔ «اشا» نیست؛ بلکه گزیدهای از نوشتههای خودِ شما است که منت گذاشتهاید و از طریق بخش «پیک» برای همخانههایتان در «خانه کتاب اشا» فرستادهاید. از این پس، بنا داریم تا با صرفِ نظر از نوشتههای دوستانه و حرفهای بیارتباط با مطالب سایت، گزیدهای از نوشتههای مخاطبان سایت را با عنوان «نظربازار» منتشر کنیم. این متن، بخش نخستِ «نظر بازار» است.
■■■
محسن درباره مطلب «شاهنامه به نثر»: متن معرفی خوب بود. اگر از این معرفینامههای بیپیرایه زیاد شود خوبتر هم میشود. این یکی که من را بدجور ترغیب به خواندن کتاب معرفیشده کرد. البته از آهنگی که در متن بود خوشام نیامد. صد البته سلیقه من در بین مخاطبان این نوشته گم است. پس بگذریم و برویم پی خواندن کتاب «برگردان روایتگونهٔ شاهنامه فردوسی به نثر»
مهدی علاقبند درباره سایت: منتظر مراسم کتابخوانی و معرفی کتاب ها هستیم…
امیدوارم دوستان خوبی پیدا کرده باشم… یک کتاب یه دوست خوبه و این همه کتاب میشه دوستان خوب…
موفق و موید باشید.
حسن جهانگیری درباره سایت: از پری روز تا حالا کلی حال آمده اینجا دستتان درد نکند!
محسن حسام مظاهری درباره قالب سایت: پس از ماهها بالاخره چشممان به جمال این کلبهی کتاب روشن شد الحمدلله.
تبریک و دست مریزاد
اسمهای بخشها بدیع است و جالب. و این نامتعارفبودنشان هم لابد به مرور زمان برای مخاطب حل میشود.
حقیر از این رنگ آبی شخصاً خوشم میآید. ولی راستش با این فسفری این زیر (دقیقا زیر هماین مستطیل ارسال پیام، زیر آنجا که نوشته: طاقچه) هیچ حال نمیکنم!
مثل جیغ کلاغ میماند وسط خواندن یک دسته بلبل!
البته تصدیق میفرمایید بسیارند کسانی که از جیغ کلاغ خوششان میآید یا حوصلهی شنیدن صدای بلبلجماعت را ندارند یا اصلا تریپشان ضدحالزدن است. بله چنین کسانی هستند و باید به نظرشان احترام گذاشت! و میگذاریم.
تا آنجا هم که حقیر از برخی دوستان صاحبخانه شناخت دارم از زمرهی هماین افرادند!
و چه میشود کرد؟
بنابراین میماند یک سوآل:
به راستی جیغ یک کلاغ وسط خواندن دستهی بلبلها آزاردهندهتر است یا جیغ یک بلبل وسط خواندن کلاغها؟
البته واضح و مبرهن است که دومی.
و بنابراین نتیجه میگیریم که هماین که هست خوب است. و از سرمان هم زیاده است. و دمتان گرم. و ایول!
جیغتان مستدام
پایان
این بود انشای من!
استاد عبدالله شهبازی درباره قالب سایت: قالب بسیار زیباست و در اولین مراجعه چشمگیر. قبلا سایتی را ندیده بودم که قالب آن این همه توجهم را جلب کند. فونتها و سایز آن نیز قشنگ و جذاب است. موفق باشید.
محسن درباره مطلب «انقلاب بدون تاریخ»: یکنفس خواندماش. ولی نفهمیدم چهرا از آزادی یکهو پریدی توی انقلاب. یک مقدار اولاش میلنگد. بعد اینکه بد نبود. ولی انگار فکر میکنم داری لگد به جسد مردهٔ محتضری میزنی که برایات دردسر ساز میشود. نکن این کارها را برادر.
پورج درباره قالب سایت: اول سلام
خانهی دلتان آباد، مبارکا باشد منزلِ نو.
حسبالامرتان عرض می کنیم، اگر نه قابل نیستیم به قضاوت.
اگر شمایلی از جلد کتاب یا امثالش نشان دادهاید، حکماً مرادی داشتهاید، اما این اندازه و ریختی که دارد، نیاز را برآورده نمیکند.
فهرستوار مینویسیم که عرضمان به درازا نکشد، خودتان واقفید به موارد.
پهنای این ستونهای مجاور، کم است. گاهی حتا عنوانها را هم کفاف نمیدهد. زیاد چنگی به دل نمیزند که کلمهها را محض “جاستیفای” در آن پهنای باریک، همچین پخش و پلا کند.
فونتی که برای عنوانها انتخاب کردهاید، دمإستی بهنظر میرسد.
حالا که فقط ما میگوییم و کسی نیست چپچپ براندازمان کند از این پرحرفی، تمام بگوییم. این آبی فیروزهای و اختلاطش با این خاکستری ممزوج و ناخالص، بابدندان نیست. شاید اگر ملایمتر رنگِ خیال بزنید، تماشاییتر باشد در و دیوار خانه.
از ما نشنیده بگیرید، ولی گاهی رسمالخط به خطا رفته، وسواس میطلبد و وقت مقتضی.
مرحمت زیاد
آزاده نجفیان درباره سایت: باز شدن هر روزه ی صفحات و وبلاگ ها و سایت هایی در مورد کتاب باعث دلگرمیه! خوشحال میشم اگر کمکی از دستم برمیاد باهاتون همکاری کنم. سربلند باشید و خونه اتون همیشه آباد.
محسن درباره مطلب «دیوان حافظ»: سلام
جایی در نوشته آمده: «این سطور، سرنخی است به قصد شناساندن معتبرترین نسخه از دیوان حافظ…» و در سطر بعد آمده دربارهٔ کتاب حرف را شروع کرده است. فکر میکنم اگر چیزی وسط این دو قرار بگیرد و یا خطهای پایانی به بالا و بین این دو سطر منتقل شوند نوشته بهتر خواهد شد. تعیین این امر بهعهدهٔ نویسنده است البته.
پ.ن:
۱- چهرا این نوشته بهشکل کج انتشار پیدا کرده؟
۲- چهرا برای اطلاعات کتاب از جدول استفاده نشده؟
م.د درباره داستان «ساعتمچی»: کاش لحظه های دفاع مقدس رو چه در زمان و چه خارج از حدو مرز زمان و حتی مکان درمیافتم
آنچه در حصار زمان و مکان نمی گنجد شجاعت است و ایمان
یا علی
میترا لبافی درباره سایت: سلام …..از این مطالب جالب واقعا لذت بردم . از طریق یکی از دوستان با سایت آشنا شدم . و ناراحتم که چرا زودتر شما را نشناختم . به عنوان یک خبرنگار حوزه کتاب خیلی موضوعات جذابی پیدا کردم . موفق و پایدار باشید.
حنیفیان: چطوری میتونم ازتون کتاب امانت بگیرم؟.من یه هزارکیلومتری از تهران دورم.
یک دوست درباره فترت سایت: نه به اون دعوت نامه فرستادن و نه به این تعطیلی طولانی مدت! نمی خواین به روز کنید؟
محمدسرشار درباره مصاحبه با عبدالله شهبازی: سلام. سایت آقای شهبازی توسط قوه قضاییه فیلتر شده است نه وزارت ارشاد یا وزارت اطلاعات.
حامد: سلام حسام عزیز ؛ یه ماهگی “اشا” مون مبارک!
احسان آهنی درباره مطلب «شاید یکیشان ابن سینا باشد»: خیلی برام جالب بود
دوست دارم با این مجموعه همکاری داشته باشم ولی کار بلد نیستم
اما اگر یادم بدین شاید بتونم پا به این عرصه بگذارم
کریم درباره «قدر دانایی»: یک زمانی توی یک فروشگاه کتاب کار میکردم. روزهایی که خیلی کتاب میخوندم. یکی از کتابهایی که خوندم و بهم مزه داد «فلسفه و هدف» زندگی بود از علامه محمدتقی جعفری. نثرش یه کم شبیه منبر شده اما کلا خوبه. عالی نیست. یعنی با خوندنش عالمِ صد در صد به هدف زندگی نمیشیم، اما یه جرقه است برای بیشتر فکر کردن.
مهدی درباره مطلب «سی تی اسکن…»: تنزیهی کار نکردن و میل به اثباتی کارکردن در فرهنگ به معنای عام که اعم از قلم زدن و خیلی چیزهای دیگری می باشد، و تغییر سوی رویمان به همان ایجاب و چند شاه راه دیگر که مهم هایش به نظر من این هاست + داشتن لیدر و رهبر به معنای فصل الخاطب کلمه در هر تشکل که چند سالی ست مغفول واقع شده و جایش را به رهبری و مدیریت داده،جزء دغدغه های معهود و مطلوب حداقل بنده در این دو سه سال است که رجای آن دارم برسیم و برسانیم خود و خودهایمان را به آن!
دندون درد درباره معرفی کتاب «دنیای سوفی»: راستش من با این نوشته دنیای سوفی زیاد موافق نیستم چون جوونها و نوجوونهای ما ( الان ) اصلا این کتابها رو نمی خونن چون واقعا هم متنش سنگینه و یه کم حوصله بر! نمی دونم شاید نویسنده شما کمی فیلسوفه! یا من یه کم … دندونم درد می کنه !
دندون درد درباره مطلب «کتابخوانها! رسانهگی کنیم»: با نظرتون درباره کتاب خونی تو پارک و اینا کاملا موافقم به نظرمن کار شهرداری تو اتوبوسها که کتابهای کوچک گذاشته بود خیلی خوب بود فقط حیف که این کتابها مثل فندک های روزنامه فروشی ها یه نخ بهش وصل نبود که ملت برندارن ببرن بندازن تو جوب!
نیمچه دلیماج درباره سایت: من دیروزشما را لینک کردم و خوشحالم که همسایه شدیم. آمدم یک نکته ی دیگر اضافه کنم و آن اینکه سعی میکنم هر هفته در وبلاگم خلاصه ای از بهترین رمان های دنیا بگذارم. این خلاصه ها را از سایتی میگیرم و خودم ترجمه میکنم تا حالا چهار کتاب “کشتن مرغ مقلد” “گور به گور” “جنگ و صلح” و “دریای پهناور سارگاسو” را خلاصه کرده ام. فکر میکنم اهالی کتاب اینجا زیاد سر بزنند بنابراین خوشحال میشوم اگر فرصت همکاری داشته باشم.
وبلاگنویس درباره سایت: درباره ی کتاب ه و رمان های خارجی بیشتر بنویسید به نظر من بهتر است.
مثلا “کورت ونه گات” که متاسفانه زیاد در ایران با آن آشنا نیستند.
محمود ارجمندی درباره «اشاوه ۳»: سلام…اشاوه خیلی خوب بود.امیدوارم بهتر از این هم بشه…البته با حجم کمتر!





















نتیجهٔ بداههنویسیِ نویسندگانِ
مجموعهٔ «یک اسم و چند قصه» قصههایی
کوتاه و لطیف است 
تبلیغ





