جلال آل احمد برای اولین بار در سال ۱۳۲۴ با داستان «دید و بازدید» به جامعهٔ ادبی ایران معرفی شد. آن موقع ۲۲ سال بیشتر نداشت. به طور کلی جلال در روند فکری خود، فراز و نشیبهای زیادی داشت: زمانی عضو حزب توده شد و زمانی مذهبی تند. گاهی مذهب را زیر سؤال برد و زمانی در مکه «خسی در میقات» را نوشت.
به این فراز و نشیبهای فکری او دو نوع نگاه کردهاند: عدهای میگویند ثبات فکری نداشته است و عدهای دیگر میگویند آن قدر آزاده بوده که در هر روندی با دیدن کاستیهای آن، بهراحتی خود را جدا میکرده است.
آل احمد در داستاننویسی، در ابتدا از هدایت و داستانهایش برداشت میکند اما خیلی زود راه خود را پیدا میکند. نوشتههای او و نویسندگان مانند او، فرهنگ مبارزهٔ دامنهداری علیه زورگویان و ستمگران و پستیها و زوالهای اجتماعی است.
او انسانی بسیار پر جوش و خروش، غیر فردی و بسیار اجتماعی است؛ کسی که در زمان خودش به عنوان یک روشنفکر مطرح شد و هماکنون هم وجههٔ روشنفکری او از نویسندگیاش بیشتر است. با کتاب «در خدمت و خیانت روشنفکران» این مسئله روشنتر شد و این در زمانی بود که آراء فروید مطرح شده بود. او به آراء فروید نظر داشت اما مثل هدایت نبود که جنبهٔ گناهآمیز جنسی را از او بگیرد، بلکه به جنبهٔ روانکاوی آدمها در گذشته و کودکی آنها توجه داشت.
زادگاه و خاستگاه روشنفکری آل احمد روحانیت است و در ضمن این که میکوشید حالات خشکهمقدسی و مذهب افراطی را نفی کند، شدیداً به سنتها پایبند بود. نوشتههای او دقیقاً از اعتقاداتش برمیآید و نظریههای سیاسی او بر جوهر هنریاش غالب است. در نتیجه نثر او شتابزده، تند و سریع، مقطع و پر از اغلاط دستوری است.

مزار سیدجلال آلاحمد - شهرری - مسجد فیروزآبادی
نوشتههای او در حد گزارش است و اصلاً توصیف درونی در آن راه ندارد. او در سطح وقایع گزارش میدهد و گویی نمیتواند به توصیف دست یابد. او چون نمیتواند از طریق اعمال و گفتار آدمهای داستان، مقصودش را بیان کند، در داستان دخالت میکند و خواننده را پیش میبرد.
زندگی او در مرز میان اعتقاد و بیاعتقادی معلق است. در سال ۱۳۳۳ عضو حزب توده میشود و از آنها بسیار طرفداری میکند. در روزنامههایشان مقاله مینویسد و در تبلیغ و اشاعهٔ افکار آنها دخالت دارد. اما سرانجام راهی مشترک با آنها طی نمیکند و تنها میماند. او وسوسههای حزبی زیادی دارد و این در نوشتههایش بسیار پررنگ است؛ بنابراین از واقعیت خیلی دور میشود.
جلال آل احمد اولین کسی است که با ترجمهٔ کتابهایی چون «اگزیستانسیالیست»، «ادبیات چیست»، «دیوار»، «تهوع» و… ژان پل سارتر (اگزیستانسیالیست بزرگ) را به ایران معرفی کرد. او جزء کسانی است که داستانهایی بسیار خوب ترجمه کرده است و ترجمههای او خوب و روان است. ترجمهٔ «بیگانه» اثر آلبر کامو نقش بهسزایی در وجهه ادبی او داشت.





















نتیجهٔ بداههنویسیِ نویسندگانِ
مجموعهٔ «یک اسم و چند قصه» قصههایی
کوتاه و لطیف است 
تبلیغ





