باخبر شدن از یک اتفاقِ خوب در حوزه کتاب، چیزیست که هر آدمِ اهل مطالعهای را سر ذوق میآورد. آن هم در این وانفسایِ کمی مطالعه و بیرمقی کتابها. این، شرحِ یکی از جمله اتفاقات خوب است.
رخنماییِ ماجرا
عازم سفرم که گذرم به ایستگاه راهآهن تهران میافتد. تا قطار برسد و وقتِ سوار شدن بشود، کمی وقت باقی است. دورِ ایستگاه چرخی میزنم و با دستگاهِ مولتیمدیا، ایمیلهایم را چک میکنم. کارم که تمام میشود، نگاهی به ساعت میکنم. هنوز وقت باقی است. سر که میچرخانم، نگاهم به چند میزِ به هم پیوسته میافتد که رویش کتاب چیدهاند. وجهِ کتابخوانم به صرافت میافتد تا از ماجرای کتابها سر در بیاورد.
پیشترها، دیده بودم که در بعضی ایستگاههای راهآهن، کتابفروشیِ فصلی راه انداختهاند. خیال میکنم چیزی که میبینم، مشابهِ همان قبلیها است، اما تابلوی بالاسرِ آقایی که پشت میز نشسته، فکرم را باطل میکند. ماجرا چیست؟
آقای واحدی یکی از مسؤولان «ماجرا» است. دفترچه یادداشت کوچکِ بندداری به گردنش انداخته و گاه چیزهایی تویش یادداشت میکند. مشتاق است. نظرات همه را مینویسد و با خندهای گرم، بدرقهشان میکند.
او میگوید: یک ماهی میشود که این طرح در بعضی ایستگاههای پرتردد اجرا شده است. البته تا اینجا استقبال خوب بوده و هر روز حدود ۳۵ تا ۴۰ مراجعهکننده داریم.
تصور کن مسافری
نگفتیم که «ماجرا» چیست؟ خب، بگذارید کمی تصور کنیم. تصور کنیم که شما مسافر بندرعباس هستید یا اصفهان. وارد ایستگاهِ تهران میشوید و منتظرِ اعلامِ زمانِ سوار شدن به قطار میمانید. زیاد منتظر شدهاید و کمی کلافهاید. از بختِ بد، کتاب و مجلهای همراه نیاوردهاید و این، کلافهگیتان را بیشتر میکند. از جا بلند میشوید و کمی قدم میزنید. همینطور که مثل من دارید توی ایستگاه میگردید، یکدفعه چشمتان به یک میز میافتد که رویش کتاب چیدهاند. نرم نرم میروید سروقت میز و عنوانِ کتابها را از نظر میگذرانید.
- ببخشید آقا! ماجرای این کتابها چیست؟
- خواهش میکنم. اینجا کتاب امانت میدهیم یا اگر مسافر بخواهد، میفروشیم.
- امانت؟ چطور؟
- یک کتاب انتخاب میکنید و وجهاش را میپردازید. میتوانید تا ۲ ساعت در ایستگاه بخوانیدش، یا توی قطار همراه ببریدش تا برسید به ایستگاه مقصد و به یکی از همکارانِ ما تحویلش بدهید. اگر هم نخواستید کتاب را تحویل بدهید، مبارکتان باشد. کتاب مالِ خودتان.
گمانم دیگر «ماجرا» روشن شد. پس، اگر مسافرید و کلافه، «کتاب در سفر» در طولِ سفر همراه شما است. کافیست بروید و در یکی از ایستگاههای مجریِ طرح، بخشِ امانت کتاب را بیابید، کتاب دلخواهتان را انتخاب کنید و بخوانیدش.
پیشنهاد بدهیم؟
پیشنهاد میدهیم به رسانهها، برای بیشتر دیدن این اتفاقاتِ خوب و مؤثر و در مقابل، کمتر دیدنِ اتفاقاتِ تکراریِ بیتأثیرِ دولتی! پیشنهاد میدهیم به شرکت رجا، که کارِ «کتاب در سفر» را بیحمایت نگذارد و ثمرهاش را در بلندمدت ببیند. پیشنهاد میدهیم به دستگاههای فرهنگی کشور تا «خوب فکر کردن» را یاد بگیرند.
کتابها چطورند؟
واحدی درباره کتابهای ارائه شده در طرح میگوید: این کتابها بنا به درخواست و استقبال مردم ارائه میشوند و چنانچه پیشنهادهایی در راستای ارتقای سطح کیفی کتابها ارائه شود، بیشک کارشناسان آنها را بررسی خواهند کرد.
خب، بگذارید پیشنهادی بدهیم. پیش از پیشنهاد، بد نیست مروری بر عناوینِ کتابها کنیم. من، جای شما این کار را کردهام. کتابهایی دربارة ازدواج و جن و روح و چند رمانِ عاشقانة عامهپسند پیشِ چشمم میآید. اگر به من باشد، هیچکدام شایستة انتخاب نیستند، اما ممکن است شما یکیشان را انتخاب کنید. اما، با دیدنِ عناوین و نامِ نویسندهها و ناشرانِ کتابها، فکری میشوم که طرحِ به این خوبی، نقصی بزرگ دارد. نقص در انتخابِ آثارِ ارزشمند.
بسیارند آثارِ خواندنی ایرانی و غیر ایرانی، که میتوانند جایگزینِ خوبی برای کتابهای فعلی موجود در طرح شوند. کتابهایی که هم خوانندة عام میپسنددشان و هم مخاطبانِ حرفهای کتاب دوستشان خواهند داشت.
کدام ایستگاهها؟
فعلا در ایستگاههای تهران، مشهد، اصفهان، تبریز، اهواز، بندرعباس، اراک و یزد.





















نتیجهٔ بداههنویسیِ نویسندگانِ
مجموعهٔ «یک اسم و چند قصه» قصههایی
کوتاه و لطیف است 
تبلیغ





