چهارشنبه، ۶ آبان ۱۳۸۸ | داستان و رمان  
ریحانه مهرزاد

عجب دنیایی داشت جبهه! دوستی‌ها زود پا می‌گرفت، صمیمی و یک رنگ. و چه زود تمام می‌شد. به دنبال‌ش یک دنیا حسرت و غم جای خالی آن‌ها را پر می‌کرد. آن هم وقتی زندگی شهر برایت رنگ باخته بود و همهٔ زندگی را در بین این جوانان خاکی پوش می‌یافتی. آن‌جا فضا رقیق بود و ما آن همه با آن مانوس بودیم که باور پایان این روزها برایمان سخت بود. اما باید باور می کردیم. جنگ خاتمه یافته‌بود. به همین سادگی. امام جام زهر را سرکشیده بود و ما نیز باید چنین می‌کردیم. با همهٔ تلخی و ناگواری‌ش!

احمد دهقان در روزهای آخر روایت‌گر روزهای پایانی جنگ است. از عملیات بیت المقدس هفت می‌گوید و روزهای آماده باش، که در اردوگاه کوزران می‌گذرد. بر گردهٔ کوهی جای گرفته است و تداعی کنندهٔ روزهای پر خاطره است از دوستانی که دیگر نیستند!

بخشی از متن کتاب

بعد از ناهار بلند می‌شوم. روی بالکن می‌نشینم و چای را دم می‌کنم. بچه ها دور هم مشغول صحبت می‌شوند. لیوان‌هایی را که تا چندی قبل شیشه مربا بوده‌اند، روی میز می‌چینیم. با دستمالی کتری روی سماور را برمی‌دارم و می‌آورم طرف لیوان‌ها. می‌خواهم اولین لیوان را پر کنم که رادیو سیاه رنگ خبر از ساعت دو می‌دهد. علی در حالی که به دیوار تکیه داده، می‌گوید:”صدای رادیو رو زیاد کن!”

با دست دیگر پیچ رادیو را می‌چرخانم. صدای مارش اول اخبار، دیگر صداها را می‌پوشاند.مشغول می‌شوم به ریختن چای. سومین لیوان را پر می‌کنم که گوینده اخبار شروع به صحبت می‌کند. گوش هایم را تیز می‌کنم.

-          بنا به گزارش خبرگزاری جمهوری اسلامی، دولت ایران امروز طی نامه‌ای به دبیر کل سازمان ملل رسما قطع‌نامه ۵۹۸ را پذیرفت.

همان‌طور می‌مانم و خشک‌م می زند. شوکه می‌شوم. نگاهم روی حباب‌های توی لیوان قفل می‌شود. یک بار دیگر در ذهن‌م آن چه را که شنیدم، مرور می‌کنم:”…رسما قطع نامه ۵۹۸ را پذیرفت…رسما… پذیرفت… قطع‌نامه…”

کتری را روی لبه بالکن می‌گذارم. دوکوهه دور سرم می‌چرخد. بر می‌گردم. علی همان طور به دیوار تکیه داده و به گوشه‌ای خیره مانده. خدای من! چه شنیدم؟ مگر ممکن است؟ ای وای! ای وای!…

■■■

این بار هم مقصد شلمچه است. منطقهٔ عملیاتی کربلای پنج. دهقان پیش تر شرح این عملیات را در  ستاره‌های شلمچه نوشته است و این بار، هم‌راه با بازمانده‌های آن عملیات، به مقتلی دیگر می رود. قتل‌گاهی که که عطش و گرمای‌ش مجالی برای حیات نمی گذارد.

وصف لحظه‌های تلخ قبول قطع‌نامه ۵۹۸، در برگ‌هایی از این کتاب جای گرفته است؛ اگرچه با روزهایی کوتاه اما شیرین عملیات غدیر پیوند می خورد و در نهایت پایانی ابدی را بر جا می گذارد و  حسرتی را و آغاز یک زندگی جدید هر چند زمینی!

دهقان در این کتاب در تلاش است با به کار‌گیری جملات کوتاه و شخصیت‌پردازی و توصیف‌های مستمر، بستری را فراهم کند تا حوادث نادیده را برای مخاطب خود ملموس و باور پذیر کند. او با اشرافی که نسبت به وقایع داشته است، توانسته رویداد ها را با وفاداری کامل و شرحی مستند ارائه کند.

آن چه که قابل توجه است این که نویسنده در این مجال هم‌چون بعضی دیگر، اسیر دام شعار زدگی نشده است و این می تواند اقبال کتاب را برای استقبال هرچه بیش‌تر، دو چندان کند!

« روزهای آخر » در دومین دورهٔ جشنوارهٔ کتاب سال دفاع‌مقدس، به عنوان کتاب برگزیده تقدیر شده است.

شنــــاس‌نامهٔ کتـاب

عنوان:

روزهای آخر

ناشر:

سوره مهر

نویسنده:

احمد دهقان

گروه مخاطبان:

بزرگ‌سال

شمار‌گان:

۲۲۰۰ نسخه

نوبت چاپ:

هفتم/۸۷

تعداد صفحات:

۱۸۶ صفحه رقعی

قیمت:

۱۸۰۰ تومان

شابک:

۷-۲۰۱-۵۰۶-۹۶۴-۹۷۸

 

برچسب های مطلب:
, ,

 

Share/Bookmark
تازه‌های نشر
القاعده از زبان مشاور سابقش!
مصطفی حامد –مشهور به ابوالولید المصری- از جمله مشاوران و نزدیکانِ سابقِ گروهِ «القاعده» در خاطراتش این گروهِ تروریستی را به مخاطبان شناسانده است.
اسناد مطبوعاتی‌های مجلس رفته در کتابی تازه
این کتاب بر اساس اسناد گواهی می‌دهد که بیش از هزار نفر از اهالی قلم به مجلس رفته‌اند. از این تعداد 240 نفر مدیرمسؤول و سردبیر بوده‌اند.
پیراهن تو پرچم کدام جمهوری است
پیراهن تو پرچمِ کدام جمهوری است نخستین دفترِ شعرِ رسول پیره است که انتشاراتِ دفترِ شعرِ جوان در سال 1390 آن را منتشر کرده است.
رویدادهای فرهنگی
همراه امام با مردم سخن می‌گوید | برگزار شد
صادق طباطبایی همراهِ امام خمینی، سخنگویِ دولتِ مهندس بازرگان، خواهرزادهٔ امام موسی صدر و از اقوامِ مدیرِ شهرِ کتاب است.
رونمایی از تصویر قدیمی‌ترین قرآن در مجلس
این دست‌نوشتهٔ نفیس مربوط به سال 484 هـ.ق است. نامِ عثمان بن حسین وراق غزنوی به عنوان کاتب و تذهیب‌کارِ این قرآن برده شده است
گفتگو درباره تازه‌ترین اثر بلخاری در شهر کتاب
کتاب "فلسفه هنر اسلامی" نوشته دکتر حسن بلخاری سه‌شنبه 27 دی‌ماه در شهر کتاب بررسی می‌شود.
بازنشر نوشته‌های اشا، با هر حجم و به هر نحو، بدون اجازه و اطلاعِ اهالی خانه، مایه‌ کدورت است!