در ادامهٔ مطلب قبلی دربارهٔ قصههای هزار و یک شب، به نویسندگان دیگری اشاره میکنیم که این کتاب بر آثار آنان تأثیر گذار بوده است:
۴- سر ریچارد برتون (۱۸۹۰-۱۸۲۱)Sir Richard Burton
سِر ریچارد برتون از سیاحان معروف انگلیسی در دوران ویکتوریایی است. وی به دلیل داشتن شخصیت غیر متعارف، اکتشافاتش در شرق آفریقا و ترجمهٔ هزار و یک شب به زبان انگلیسی، شهرت زیادی کسب کرد. برتون در سال ۱۸۵۳ در شکل و شمایل یک درویشِ مسلمان به شهرهای مقدس مکه و مدینه سفر کرد. وی ترجمهٔ انگلیسی هزار و یک شب را در ده جلد در سال ۱۸۸۵ منتشر کرده و پس از آن و در سالهای ۱۸۸۸-۱۸۸۶ شش جلدِ دیگر ضمیمهٔ آن کرد. انتشار هزار و یک شب به زبان انگلیسی با استقبال عمومی مواجه شد. ترجمهٔ برتون، تأثیر زیادی بر نوشتههای جیمز جویس داشته است و میتوان گفت که تا امروز، مهمترین متن انگلیسی هزار و یک شب به شمار میرود.
۵- جیووانی بوکاچیو (۱۳۷۵-۱۳۱۳)Giovanni Boccaccio
بوکاچیو رماننویس ایتالیایی و صاحب اثر معروف دکامرون است. دکامرون مجموعه داستانِ فکاهی و سرشار از نکات اخلاقی است. با وجود اینکه اغلب این داستانها از فرهنگ عامیانه و سنن شفاهی برداشت شده است، بوکاچیو آنها را به قالبِ درخشانی از هنر ادبی ارتقاء داده است.
این اثر، در واقع شرح دورهای است که در ایتالیا بلای طاعون همهگیر شد و مردم برای فرار از آن به روستاها و نقاط دورافتاده پناه میبردند. از زبان ده نفر، در ده روز پیاپی (که عنوان دکامرون از آن گرفته شده است)، قصههایی گفته می شود که این داستانها شباهت زیادی به قصههای هزار و یک شب دارند. مانند داستانهای «شاهی که سلطنتش را از دست داد»، «عشاق سیریا» و قصههای دیگر.
۶- شارلوت(۱۸۵۵- ۱۸۱۶) و امیلی برونته(۱۸۴۸-۱۸۱۸)Charlotte & Emily Bronte
این دو خواهر، نویسندگانِ انگلیسی و خالق رمانهای شرححال گونهایاند که در آنها گرایشات واقعگرایانه و رمانتیک درهم آمیخته است. هر دو خواهر در جوانی هزار و یک شب را مطالعه کردهاند.
شارلوت همواره تحت تأثیر فرهنگ شرق باقی ماند و این را مرهون هزار و یک شب و آثار بایرون و لوتی میدانست. در رمان مشهور وی یعنی «جین ایر(۱۸۴۷)» به وضوح نشانههایی از هزار و یک شب دیده میشود. قهرمان اصلی داستان یعنی «جین» در جوانی این کتاب را خوانده است و در این داستان همانند شهرزاد، ادوارد روچستر را با درایت خود رام میکند.
امیلی برونته نیز در اثر جاودان خود با نام «بلندیهای بادگیر» به قهرمان داستان خود «نلی» نقشی همانند شهرزاد داده و در مقابل آن به «لاک وود» چهره شهریار را بخشیده است.
۷- جفری چاوسر (۱۴۰۰-۱۳۴۰) Jeffery Chaucer
چاوسر شاعر انگلیسی و پایهگذار سنت شعر در انگلستان است. او در شاهکار خود به نام «داستان های کانتربری» (Canterbury Tales) حکایت سفر یک گروه زائر به سوی کانتبری را نقل میکند که در طول سفر هر یک از مسافران قصه خود را برای دیگران تعریف میکند.
قصههای این کتاب برگرفته از زندگی مردم در اواخر قرون وسطی و اوایل رنسانس در اروپاست که میتوان تأثیر متفکران و فیلسوفان شرقی چون ابنسینا و ابنرشد را در آنها مشاهده کرد.
در مجموع، چاوسر با فرهنگ شرق آشنا بوده و کتابِ او نتیجهٔ شناخت فرهنگ شرقی و برداشت شخصی از داستانهای هزار و یک شب است. مثلاً در «داستان ارباب» ،پرندهای از اسب برنزی سخن میگوید که یادآور «اسب آبنوسی» هزار و یک شب است. همچنین در دیگر داستانهای کانتربری از قصههای «تاج الملوک و دنیا» و «تاجر و دو ناقلا» بهره برده شده است.
۸- چارلز دیکنز Charles Dickens (1812-1870)
نویسندهٔ انگلیسی که رمانهای اجتماعی او با گرایشات احساسی، طنز ملایم و توصیفات دقیقشان برجسته است. آثار وی رنگ و بوی شرقی دارد و میتوان در آنها، رگههایی از هزار و یک شب را مشاهده کرد.
دیکنز در جوانی هزار و یک شب (نسخه جاناتان اسکات) را خوانده بود و تخیلات خود را بیش از کتابهای ادبی دیگر از هزار و یک شب به دست آورده بود. وی در مکانی که چیزی غیر از روزمرگی وجود ندارد، حوادث شگفتانگیزی در اطراف رودخانه تایمز لندن میآفریند که سرشار از روحِ هزار و یک شباند. او در پی معجزهای در دنیای کسالتآور و خیابانهایِ معمولیِ لندن است که تنها داستانهای مسحور کنندهٔ هزار و یک شب میتواند موجب برانگیختن تخیلات نویسنده و آفرینش چنین شاهکارهایی باشد.
۹- آنتوان گالان Antoine Galland (1646-1715)
گالان محقق فرانسوی است که در شهر رولو به دنیا آمد. در جوانی به ترکیه، فلسطین و مصر سفر کرد. وی به ادبیاتِ خاورمیانه بسیار علاقمند بود و اشعار ترکی و فارسی را به لاتین ترجمه میکرد.
گالان در ابتدا داستان ««سندباد بحری» را به فرانسه ترجمه کرد و پس از آن به تشویق و تحریک یکی از دوستانش، به ترجمهٔ هزار و یک شب پرداخت و اولین جلد از ترجمهٔ هزار و یک شب را در سال ۱۷۰۴ میلادی منتشر کرد که تعداد کل ترجمههای آن در سالهای بعد به ۱۲ جلد رسید.
گالان داستانهایی به این مجموعه افزود، بدون آنکه دربارهٔ اصل و منشاء آنها اطلاعاتی به خوانندگان بدهد. در واقع وی هزار و یک شب را به عنوان هستهٔ اصلی برگزید و قصههای اروپایی و عربی را به انتخاب خود به آن اضافه کرد. از نظر زبانشناسی، گالان صورت اقتباسی از اصل عربی این کتاب را ارائه کرده و در آن از نشانههای فرهنگیِ دربارِ فرانسه استفاده کرده است.
این ترجمه در اروپا با استقبال زیادی مواجه شد و هزار و یک شبِ گالان به تمام زبانهای اروپایی ترجمه شد. تلاش گالان از آن جهت ارزشمند بود که وی یک اثر ادبی را که تا آن زمان برای دنیای غرب و اروپا ناشناخته بود به جهان معرفی کرد و با کشف و ترجمهٔ این اثر، هزار و یک شب به یک اثر ماندگار ادبی تبدیل شد که حتی در قرنهای بعد نیز تأثیر گذار بود.
گالان اشتیاق وصفناپذیری برای هزار و یک شب در اروپا ایجاد کرد که این شیدایی موجب کشف نسخههای دیگری از هزار و یک شب شد که شرقشناسی را در اروپا گسترش داد و تأثیر عمیقی بر نویسندگان اروپایی قرن ۱۸ و ۱۹ گذاشت.
۱۰- گابریل گارسیا مارکز Gabriel Garcia Marquez (1927)
نویسندهٔ کلمبیایی که همیشه دربارهٔ تأثیرات هزار و یک شب بر روی خود سخن گفته است. وی در جوانی ترجمهٔ هزار و یک شب را خوانده است. هزار و یک شب، منبعِ الهام مارکز در نوشتن رمان معروف «صد سال تنهایی» (۱۹۶۷) بوده است. کتابی که در نهایت به سمبل ادبی سبک «رئالیسم جادویی» تبدیل شد. یکی از نشانههای تأثیر هزار و یک شب، در فصل دهم این رمان است؛ جایی که صحبت از کتابی پر از افسانههای عجیب و غریب در اتاق ملکیادس میشود. همچنین تأثیر هزار و یک شب را میتوان در شخصیت «ئورلیانو» و ساختار پیچیده و تودرتوی داستان «صد سال تنهایی» مشاهده کرد.
۱۱- یوهان ولفگانگ فون گوته Johann Wolfgang von Gotha (1749-1832)
نویسندهٔ آلمانی که از نوابغ ادبیات جهان به شمار میآید و صدها قطعه شعر، نثر، درام و تحقیق از خود به یادگار گذاشته است. گوته در دوران زندگی خویش هزار و یک شب را بارها مورد مطالعه قرار داده بوده و در دفترچه خاطرات خود از ترجمه آلمانی این اثر توسط یوهان هانریش وس یاد کرده است.
اولین اثر ادبی گوته با نام«پاریس نو»(۱۸۱۱) از شهرزاد قصهگو تاثیر گرفته است. آثار بعدی وی نظیر «گفتگوی پناهندگان آلمانی» و اتوبیوگرافی وی با نام «شعر و حقیقت» از افسانههای گالان، مانند «یتیم»، «خداد و برادرش»، «احمد و پری بانو» و «علاءالدین» در هزار و یک شب الهام گرفته است که البته رنگ و بوی غربی پیدا کردهاند.
برای گوته، شهرزاد به عنوان قصهگویی مطلوب در سبک ادبیات داستانی مطرح بوده است. وی به ساختار قصه در هزار و یک شب علاقمند بوده و آن را چارچوب ایدهآل برای داستانهای شرقی میدانسته است. گوته مسحور نوعی واقعگرایی در قصههای هزار و یک شب بود که در خلال آن، زندگی روزمره با خیالپردازی داستانسرا عجین میشود.
برداشت او از هزار و یک شب در حوادث خارقالعاده و نکات اخلاقی موجود در آثارش دیده میشود. در بزرگترین اثر وی به نام «فاوست» میتوان مشاهده کرد که ساختار داستان بر حوادث خیالی یا غیرواقعی بنا شده است. گوته این کتاب را پس از مطالعهٔ ترجمهٔ آلمانیِ هزار و یک شب نوشت و نکتهٔ جالب اینکه در داستان فاوست نشانههایی از داستانهای «حسن بصری»، «علاءالدین» و «قمرالزمان» هزار و یک شب هم دیده میشود.
۱۲- خورخه لوئیس بورخس Jorge Luis Borges (۱۸۹۹-۱۹۸۶)
داستانکوتاه نویسِ مشهور آرژانتینی که دارای سبک شاخص و منحصر به فردی است که در آن، عناصر خیالی، افسانه و اسطورهها با دانش گستردهٔ او از ادبیات جهان ترکیب شده است. بورخس در جوانی ترجمهٔ انگلیسی هزار و یک شب را خوانده و آن را تحسین کرده است و چنان شیفتهٔ این اثر شده که تمام آثار بعدی وی مدیون هزار و یک شب است.
وی در توصیف تأثیر شگرف ترجمههای هزار و یک شب (به زبانهای اروپایی) در افکار و آداب و رسوم غرب گفته: «شرق، غرب را شکوهمندانه اشغال کرد.»
موضوعِ داستانهای هزار و یک شب همیشه در داستانهای بورخس حضور دارند. برای مثال در داستان «جنوب»، قهرمان داستان در طول سفر به جنوب یک نسخه از هزار و یک شب را به همراه دارد که پیش از خواندن آن دچار حادثه میشود. برخی از داستانهای بورخس مانند «دو خوابگرد» بازگویی قصههای هزار و یک شب است. وی همچنین دو مقاله دربارهٔ هزار و یک شب نوشت و در مجموعه سخنرانیهایی که تحت عنوان «هفت شب» در سال ۱۹۸۰ برگزار شد، به تفصیل دربارهٔ تأثیر هزار و یک شب بر آثارش سخن گفت.
بورخس در آخرین اثر منتشر شدهٔ خود مینویسد: «هزار و یک شب مرتباً در حال دگرگونی است و برحسب آنکه مترجم آن چه کسی است، شکل عوض میکند و متحول میشود؛ بنابراین میتوان گفت که این کتاب یک گنجینهٔ ادبیِ فراملیّتی است.»
ستایشِ بورخس از هزار و یک شب به بهترین شکل در توصیف او از داستانِ شب شصت و دوم دیده میشود که در آن، شهرزاد قصهٔ خود شاه را برای شهریار تعریف میکند و بنای یک چرخهٔ پایانناپذیرِ تکرار را میگذارد.
ادامه دارد…
آنتوان گالان, جفری چاوسر, جیووانی بوکاچیو, خواهران برونته, خورخه لوئیس بورخس, درباره هزار و یک شب, سِر ریچارد برتون, چارلز دیکنز, گابریل گارسیا مارکز, گوته
جستجوهای ورودی:





















نتیجهٔ بداههنویسیِ نویسندگانِ
مجموعهٔ «یک اسم و چند قصه» قصههایی
کوتاه و لطیف است 
تبلیغ





