میتوان هزار و یک شب را مادر قصههای جهان نامید. هزار و یک شب، مجموعه داستانِ شیرینی است که ویژگیهای روحی، مبانی اخلاقی، باورها، رویاها و تخیلات اقوام مشرق زمین را در برمیگیرد. این کتابِ کهنسال، از بهترین کتبِ کامل، جامع، شیرین و سرگرم کنندهٔ عهد قدیم است که در اختیار بشر امروز قرار دارد.
داستانهای هزار و یک شب از سرچشمههای گوناگونی چون «هزار افسان» و افسانههای بینالنهرین و مصر، به زبان عربی گرد آمده است. از شکلِ نخستینِ این متون آگاهی دقیقی در دست نیست، اما چنین به نظر می رسد که در سدههای ۷ و ۸ هـجری قمری، کتاب به لهجههای شامی و مصری تدوین شده و به صورت کتابهای کوچک و بزرگِ خطی، در سراسر جهان عرب منتشر شده است. این نسخهها به مدت چهارصد سال در دست مردم و بخصوص نسخهپردازان سرگردان بوده و دستخوش تغییر و تحولات زیادی شده است.
با وجود این، کتاب هزار و یک شب پیش از آنکه عربی باشد، ریشه در افسانههای کهن ایرانی دارد که قدمت آنها به قرنِ نهمِ پیش از میلاد میرسد. اگرچه این قصهها در دورههای گوناگونِ تاریخی و به تناسب نیازها و مقتضیات زمانی، تغییرات بسیاری یافتهاند، هنوز هم رنگ و بویِ اسطورههای ملتهای مشرق زمین (به ویژه قوم آریایی ساکن در سرزمین ایران) در بسیاری از آنها وجود دارد.
به طور کلی قصههای کهن، علاوه بر روایت گری حال و هوای دوران باستان و بازتاب اندیشههای اقوام آن روزگار، پیوندی استوار میان مردمان امروز و نیاکانشان برقرار میکنند. داستانها کارکرد زیادی در عهد باستان داشتهاند. با توجه به شفاهی بودن ارتباطات در گذشته و غلبهٔ فرهنگِ شفاهی بر فرهنگِ نوشتاری، به طور کلی میتوان گونههایی از ادبیات مانند قصه، مَثل و اشعارِ عامیانه را -که معمولاً در قالب شفاهی میگنجیدند – «رسانههای دوران باستان» نامید. در این میان داستانهایی مانندِ هزار و یک شب، علاوه بر نقش سرگرمکنندگی، وسیلهٔ قویِ ارتباطی و عاملی برای تعامل هرچه بیشتر مردم و فرهنگهای مختلف به شمار میرفتهاند و در انتقال معانی، مفاهیم، هنجارها و آداب و رسوم نقش مهمی داشتهاند.
میتوان هزار و یک شب را آمیزهٔ زیبایی از گذشتهٔ چندین ملت شرقی مانند ایران، چین، هند، مصر و لبنان دانست؛ که حتی ردپای یونان هم در آن دیده میشود. ترکیب داستانهای هزار و یک شب با ادبیات غرب شاهکاری به وجود آورده است که پایههای داستانسرایی در جهان را بنا نهاده است.
ترجمهٔ این اثر گرانبها به زبانهای مختلف دنیا، به قدری خوشایندِ ذوق، روحیات و احساسات مردم دنیا شد که یونسکو سال ۲۰۰۴ میلادی را به خاطر سیصدمین سالِ ترجمهٔ فرانسویِ این کتاب به دست آنتوان گلان، به عنوان «سال هزار و یک شب» نامید.
این کتاب در میان اعراب به «الف لیلة و لیلة» و در میان غربیان به شبهای عربی (Arabian Nights) مشهور است. در سال ۲۰۰۴ همزمان با نامگذاری این سال به نام هزار و یک شب، همایشهایی در فرانسه و آلمان و همچنین نمایشگاهی در موزهٔ مردمشناسیِ ژاپن در اوزاکا برگزار شد. در همین سال پروفسور اولریش مارزلف مستشرق معروف، با همکاریِ ریچارد فون لون، کتاب «دائرةالمعارفِ هزار و یک شب» را تألیف کرد.
مختصری از تاریخچهٔ کتاب
مجموعه داستانِ هزار و یک شب، در اصل همان «هزار داستان هخامنشی» بوده است که افسانههای اصیل هندی، چینی، مغولی، تاتاری، ترکمنی و قصههای اصیل ایران باستان را در بر میگیرد. همچنین میتوان ردپای اساطیر، فولکلور و فرهنگ دیرپای یونان را (که ناشی از حملهٔ اسکندر مقدونی به ایران است) در آن یافت. متخصصان، قدمت داستانهای هزار و یک شب را به سه هزار سال تخمین میزنند و آن را نمایندهٔ فرهنگ، ذوق، اخلاق، آداب و رسوم، باورها، اسطورهها و خلاصهٔ ادبیاتِ داستانیِ تمام ساکنان مشرق زمین میدانند.
اولین نسخهٔ هزار و یک شب -که امروز در دست نیست- در قرن دوم هجری قمری مقارن با قرن هشتم میلادی با عنوان الف لیلة و لیلة به زبان عربی ترجمه و به دربار هارون الرشید خلیفهٔ عباسی راه پیدا کرد، ولی متأسفانه عدهای ناشی و دور از ادب و ادبیات، اضافات و ملحقاتی بدان افزودند و اصل قصههای تخیلی را با واقعیتهای تاریخیِ زمان درآمیختند. به عنوان مثال، تاریخ وقوعِ برخی قصهها را هزار سال به جلو آوردند تا بتوانند شخصیتهایی چون هارون الرشید، همسرش زبیده خاتون و وزیر شایستهٔ ایرانی او یعنی جعفر برمکی را وارد قصه کنند.
پس از دربارِ خلیفه عباسی، نسخه هزار داستان هخامنشی در دستِ کاتبان مصری افتاد و آنان نیز همانند عباسیان، هنگام ترجمه، در داستانها و روایتهای کتاب دخل و تصرف کردند.
سرانجام پس از سالها، در سال ۱۷۰۴ میلادی، آنتوان گلانِ فرانسوی این کتاب را از روی نسخهٔ مصری به فرانسه ترجمه کرد و بعدها این کتاب به انگلیسی و زبانهای دیگر ترجمه شد. ترجمهٔ این اثر آنچنان در ادبیات داستانی و تخیلی غرب تأثیرگذار بود که سراسر اروپا و تمام قارهٔ امریکا را فرا گرفت. بعدها فیلمهای سینماییِ زیادی از روی داستانهای این کتاب ساخته شد و اثر موسیقیایی معروف «شهرزاد» با الهام از این کتاب آفریده شد.
به طور کلی، هزار و یک شب در کنه ادبیات داستانی غرب و دیگر اقوام و ملل تأثیر شگرفی داشته است که در ادامه به طور مفصل بدان خواهیم پرداخت. در ایران نیز پس از سالها مطالعهٔ کتاب الف لیلة و لیلة به زبان عربی، سرانجام در اواخر دوران قاجار، میرزا عبداللطیف طسوجی تبریزی این اثر را به فارسی ترجمه کرد و این شناسنامهٔ «تا قدری تحریف شدهٔ» مشرق زمین را به زبان یکی از صاحبان اصلی آن برگرداند.
ترجمه میرزا عبداللطیف طسوجی بسیار روان و نغز است. همچنین وی در ترجمه، به تناسب موضوع از اشعار شاعران بزرگی چون حافظ، سعدی و مولوی استفاده کرده است که موجب فهم بیشتر مطلب برای خوانندهٔ فارسی زبان میشود.
معادلهایی که میرزا عبداللطیف برای اشعارِ عربی متن آورده است، بسیار به جا و ستودنی است؛ که البته در بعضی موارد هم عین شعر عربی را آورده است.
اصل و اساس کتاب هزار و یک شب
داستان کتاب در اصل چنین است که پادشاهی هر شب با دختری ازدواج میکرد و صبح روز بعد دستور کشتن وی را صادر میکرد؛ تا آنکه دختری باهوش از تیرهٔ شاهان، به نام «شهرزاد» را برمیگزیند.
هنگامی که شهرزاد نزد پادشاه میرود تدبیری میاندیشد تا خود را از سرنوشت محتوم نجات دهد. به همین منظور شروع به گفتن داستانی میکند و درست در نقطهٔ حساس، داستان قطع میکند و ادامهٔ آن را به شب دیگر موکول میکند. بدین صورت، شاه مجبور میشود برای شنیدن ادامهٔ داستان، تا شب بعد او را پیش خود نگه دارد و دستور کشتنش را صادر نکند.
پادشاه به خاطر کشش و جذابیت قصهها به پیگیریِ آنها علاقهمند میشود و این ماجرا هزار شب ادامه پیدا میکند. در این طی این مدت، شهرزاد برای پادشاه پسری به دنیا میآورد و پادشاه نیز از صرافت کشتن وی میافتد.
حال برای آشنایی بیشتر، عیناً قسمتی از متن کتاب هزار و یک شب، ترجمهٔ میرزا عبداللطیف را در اینجا می آوریم:
«چون شب سیام بر آمد، گفت: ای مَلِک جوانبخت، قاضی به غلامان من گفت که: خواجهٔ شما را به چه گناه کشتهام و این دلاک از بهر چه در میان شما ایستاده و جامه خود چرا دریده است؟
…
در حال از شهر به در شدند و همی رفتند تا به کنار دریا رسیدند. دیدند که کشتی را همی خواهند برانند و ناخدا به کنار کشتی ایستاده میگوید: هر کس توشه فراموش کرده یا چیزی بر جا گذاشته زودتر کار انجام داده بیاید. مردم کشتی گفتند: هیچ کاری نداریم. ناخدا گفت: طنابها باز کردند و بادبان بیفراشتند. در حال نورالدین برسید و گفت: ای ناخدا، به کدام شهر خواهی رفت؟ ناخدا گفت: به دارالسلام بغداد خواهم رفت.
چون قصه بدینجا رسید، بامداد شد و شهرزاد لب از داستان فرو بست.»
هزار و یک شب در میان اقوام دیگر
قصد داریم با برخی از نویسندگانی که از این کتاب کهن الهام گرفتهاند آشنا شویم. لازم به ذکر است نام تمامیِ نویسندگان و شاعرانی که از این کتاب بهره بردهاند در کتاب دائرهٔ المعارف هزار و یک شب[۱] تألیف پروفسور مارزلف و فون لون آمده است که در اینجا به برخی از مهمترین آنها اشاره میکنیم:
- ابن ندیم
محمود ابن ندیم صاحب کتاب مشهور الفهرست در سال ۹۵۵ میلادی در بغداد به شغل کتابفروشی اشتغال داشته و خود، کتابشناسی خبره بوده است. او در کتاب خود به دو نسخهٔ متفاوت از هزار و یک شب اشاره میکند و اضافه میکند که اولین مردمی که افسانهها را جمع کرده و به صورت کتاب در آوردهاند ایرانیها بودهاند. ابن ندیم به کتاب دیگری به نام هزار افسان اشاره میکند که مشابه هزار و یک شب است، و در اصل کمتر از دویست داستان دارد، ولی چون نقلِ داستانها بیش از یک شب به طول میانجامد، از آن به هزار افسان یاد میشود. وی علت پیدایش این کتاب را اسکندر مقدونی میداند و عقیده دارد که اسکندر به خاطر علاقهای که به داستانها داشته، دستور جمعآوری آنها را داده است.
- ابوالفرج اصفهانی(متوفی ۹۶۷ میلادی)
ابوالفرج اصفهانی مورخ، ادیب و شاعر ایرانیِ عرب زبانِ دورهٔ بنی امیه بوده است. اثر معروف وی الاغانی (آوازها) شامل تمام آوازها، اشعار، زندگینامه و شرح حال شعرا، خوانندگان و نوازندگانی است که هم عصر یا قبل از وی بودهاند. این کتاب نه تنها به ذکر موارد فوق میپردازد، بلکه اطلاعات ارزشمندی درباره اوضاع اجتماعی و فرهنگی آن دوران به ما میدهد.
برخی از قطعاتِ فکاهی و اشعارِ هزار و یک شب، برگرفته از کتاب «الاغانی» است. البته ممکن است این قطعات، بعدها و در زمان پادشاهان دیگر به کتاب اضافه شده باشند، ولی آنچه امروز در دست است نشان میدهد که بسیاری از قطعات و اشعار طنز، منسوب به کتاب «الاغانی» است که به عنوان مثال میتوان از قصههای زیر نام برد:
روایت دلاک از اولین برادرش، حاتم طائی، یونس کاتب و خلیفه وبید، ابراهیم موصلی و شیطان و نعمان و عرب طائی
- ابونَواس
ابونواس شاعرِ عرب در دوران عباسی است. او در بصره و کوفه به تحصیل علم پرداخت و پس از سپری کردن مدتی در صحرا و در میان اعرابِ بَدوی، بقیهٔ عمر را در دربار خلفای عباسی هارون الرشید و امین گذراند.
در هزار و یک شب، وی در قطعات فکاهی ظاهر میشود و شخصیتی خوشگذران دارد که با بذلهگوییها و تواناییهای شاعرانهٔ خویش، میتواند ازمخمصههای فراوانی رهایی یابد.
در برخی داستانهای هزار و یک شب ابونواس در مقام همنشینِ هارون الرشید ظاهر میشود. قطعات فکاهی هزار و یک شب که بر مبنای شخصیت «ابونواس» شکل گرفتهاند، غالباً ریشه در ادبیات سنتی عرب داشته و در میان اعراب طرفداران زیادی دارد.
ادامه دارد…
منابع و مآخذ
■ آذرنوش، آذرتاش(۱۳۸۷)، گزارشی درباره ترجمهٔ هزار و یک شب به فارسی. فصلنامهٔ علمی فرهنگی مترجم، سال هجدهم، شماره۴۷
■ تسوجی تبریزی،عبداللطیف(۱۳۸۳)، هزار و یک شب، تهران، انتشارات هرمس، جلد اول
■ دائرة المعارف هزار و یک شب، هزار و یک شب و تأثیر آن بر نویسندگان و هنرمندان جهان، ترجمهٔ فریال سلحشور، فصلنامه فرهنگ مردم، سال سوم، شماره ۱۱و۱۲
■ رجب زاده، هاشم. داستانهای هزار و یک شب در ژاپن، ترجمهٔ آتسوکو تسوباکیهارا، فصلنامهٔ فرهنگ مردم، سال سوم، شماره ۱۱و۱۲
■ عاملی، حمید(۱۳۸۳)، قصههای هزار و یک شب. تهران، ادارهٔ کل تحقیق و توسعه رادیو، نشر طرح آینده، جلد اول
■ مقالات همایش هزار و یک شب در آلمان، هزار و یک شب در فرهنگهای دور و نزدیک، ترجمه تابان خواجه نصیر. فصلنامه فرهنگ مردم، سال سوم، شماره ۱۱و۱۲
[۱] The Arabian Nights Encyclopedia, by: Ulrich Marzolph and Richard van Leeuwen
آنتوان گلان, ابن ندیم, ابوالفرج اصفهانی, ابونواس, الف الیلة و الیلة, درباره هزار و یک شب, شهرزاد, طسوجی تبریزی, هزار داستان هخامنشی, هزار و یک شب
جستجوهای ورودی:
- هزارویک شب
- هزار و یکشب
- هزار ویک شب در نگاه غرب
- تاثیر داستان هزار و ِِیک شب بر ادبِِیات غرب
- هزارویک شب از عبداللطیف تسوجی تبریزی
- هزار و یک شب عبداللطیف تسوجی
- روايت گري هزارو يك شب تحقيق
- دانلود کتاب هزار و یک شب کامل
- دانلود کتاب هزار و يك شب عبدالطيف طسوجي (طسوجي تبريزي)
- عبدالطیف تسوجی هزار و یک شب کتاب دانلود





















نتیجهٔ بداههنویسیِ نویسندگانِ
مجموعهٔ «یک اسم و چند قصه» قصههایی
کوتاه و لطیف است 
تبلیغ





