خانه کتاب اشا| ماکتی زمخت از تراژدی

پنجشنبه، ۲۳ مهر ۱۳۸۸ | نقد
ایمان مطهری منش

رفیقِ شفیق، در تقدیم‌نامچهٔ کتابِ دشت‌بان برایم نوشته: «برای ایمان مطهری منش. با آن‌که می‌دانم دارم کتابی را بهش هدیه می‌دهم که هنوز نخواندمش. برای کسی که وسواس عجیبی دارد در خواندن. خدا کند آخرش ختم به خیر شود. آمین»

دوستانِ کنج‌کاوی که تقدیم‌نامچه را تا ته‌اش خوانده‌اند، اغلب ازم می‌پرسند: «ختمِ به خیر شد؟»

این نوشته، شاید پاسخی باشد به آن دوستانِ کنج‌کاو. و شاید نقدی باشد بر «دشت‌بان» احمد دهقان.

دشت‌بان، تازه‌ترین اثرِ احمد دهقان، داستان‌نویسِ جنگ است. رمانی که زندگیِ چندروزهٔ خانواده‌ای جنگ‌زده را روایت می‌کند. زندگی‌ای که روالِ عادی‌اش، با بر زمین نشستنِ چند بمب در قصر شیرین، به هم می‌خورد.

شروعِ معمولی، ادامهٔ معمولی

دشت‌بان شروعِ خوبی دارد. اما نه آن‌قدر وسوسه‌انگیز و دلنشین: «خبرش را بابا به‌مان داد. صبح بود که از دشت‌بانی برگشت. تفنگش را انداخته بود روی دوش و در حالی که بفهمی نفهمی از خستگی قوز کرده بود، درِ چوبیِ باغ را محکم با پا بست و آمد تو».

اما این شروعِ نه چندان وسوسه‌انگیز، که یک فصل طول دارد، یک‌باره و با بر زمین نشستنِ بمب‌های عراقی، دگرگون می‌شود. از این‌جا به بعد، روایتِ دهقان، دیگر روایتِ انجیر چینی و ماهی‌گیری از رودخانه نیست، بلکه روایتِ بمب و جنگ است. دگرگونی‌ای که هیچ حسی در مخاطب ایجاد نمی‌کند. دهقان، نه آن‌قدر خوب و جان‌دار به زندگیِ راوی و خانواده‌اش می‌پردازد، که «بمب» بتواند مخاطب را اسیرِ دست‌اندازِ تغییرِ فضا کند، و نه آن‌قدر خوب و جان‌دار از «بمبِ» بر سرِ مردم حرف می‌زند.

آغازِ فصلِ دومِ کتاب، آغازِ جنگ است و تولدِ «جنگ‌زده‌گان». اما، منِ مخاطب، هیچ‌جایِ داستان، دردِ عمیقِ جنگ‌زده‌گی را در نمی‌یابم. حتا اگر سنگ‌دل‌ترین آدم باشم، با دلهرهٔ دخترکِ چوپان یا زمین خوردنِ زنی با صورت، غمگین می‌شوم. اما، قلمِ دهقان آ‌ن‌طور که باید، در مخاطب «غم» و «شادی» به جا و کافی ایجاد نمی‌کند. اما چرا؟

اسارتِ نویسنده در دامِ «زبانِ داستان»

دوست‌داشتنی‌ترین چیزِ یک داستان، «داستان» است. نوعِ زبانِ داستان و کلمات، حاشیه‌اند. هرقدر که کلمات غنی و عمیق باشند، نمی‌توانند جورِ قصه را بکشند. این، چیزی‌ست که داستان‌نویسانِ غربی خوب می‌فهمند.

دهقان در رمانِ تازه‌اش، به شدت اسیر زبانِ داستان است. دلش می‌خواهد زبانش را غنی‌تر از سفر به گرای ۲۷۰ درجه و من قاتل پسرتان هستم بکند؛ اما، شاید همین مسئله، مانعِ پرداختِ خوبِ داستانش شده. این مسئله، حتا در قصه‌گویی‌های پدربزرگِ پیر و کم‌سواد هم نمود دارد. پدربزرگی که با توجه به سن و روش زندگی‌اش، نباید این‌چنین ادبی حرف بزند: «لشگر بدخواه به راه افتاد. عجوزه‌ای گفته بود که شیرین، خسرو را دیوانه کرده، با حیله عشقِ خودش را توی دل او نشانده و… لشکر، شب رسید پشتِ قصر…»[۱]

در مقابلِ این لحنِ پدربزرگ در قصه‌گویی، نویسنده در بخش‌هایی از متنِ داستان (و نه حتا در دیالوگ‌ها)، زبانِ محاوره و معیار را خلط کرده و مثلا یک‌جا آورده: «از زور گشنگی»[۲] یا: «برگشتنا همه‌چیز داشتیم؛ بادام و یک‌ عالمه انجیرِ تازه و خشک»[۳]

در همهٔ دشت‌بان، مخاطب خیال می‌کند که نویسنده، برای رسیدن به صفحهٔ آخر، لحظه شماری می‌کند و تخته‌گاز می‌رود. پای جزئیاتِ مزه دهنده، به کتاب باز نشده. این شتاب‌زده‌گیِ نویسنده، دقت را از او گرفته. حسِ وقایع و لحظات، آن‌چنان که باید، به مخاطب منتقل نمی‌شود. این بی‌دقتی، بعضاً در جزئیاتِ ساده بروز یافته. مثلاً در وضعِ حملِ مادر.

مخاطب در ابتدای داستان، می‌فهمد که مادرِ راوی (ناصر) باردار است. اما در پایان داستان، با کودکِ متولد شده مواجه می‌شود. این درحالی‌ست که کل داستانِ آوارگی، یک‌ماه کم‌تر طول می‌کشد! و جسارت است، اما باید پرسید که چطور در عرض چند روز، شکم زنِ باردار برآمده می‌شود و عجیب‌تر، در عرض یک‌ماه کودک متولد می‌شود؟

شتاب‌زده‌گی نویسنده، در فضاسازی‌های کم‌جان هم بروز دارد.

در جایِ دیگرِ داستان، روای و پدربزرگ، تصمیم می‌گیرند به خانه‌شان برگردند و وسایلی برای زندگی در غار همراه بیاورند. اما به نظر شما، رفتنِ دو نفر آدمِ زنده به شهری اشغال شده، آن‌هم در حضورِ نامحسوسِ گشتی‌های عراقی (که مرتباً خودِ نویسنده از زبانِ شخصیت‌های مختلف یادآوری‌اش می‌کند) چه‌قدر ممکن است؟ اصلاً به نظرِ شما، صدای عر عر کردنِ یک الاغ، زیرِ پل (که صدا می‌پیچد) چقدر از گوشِ سرنشینانِ ماشینِ گشتی‌ای که چند متر آن‌طرف‌تراند دور می‌ماند؟

آقای راوی! شما چندسال داری؟

شخصیت‌های مختلفِ دشت‌بان، روای را با لحنی نوجوانانه خطاب می‌کند. انگار بچه‌ مدرسه‌ای است که نهایتاً تا سومِ راه‌نمایی درس خوانده. اگر بنا باشد از لحنِ شخصیت‌های داستان سن روای را حدس بزنیم، چیزی در همین حدود می‌شود. اما اگر بنا باشد از نوعِ روایتش، استعاره‌آوردن‌هایش و توصیفاتش، سن و سالش را بیرون بکشیم، مردی‌ست جوان! حالا کدام درست است؟ الکاتب اعلم!

روای، چنان توصیفاتی از غروب خورشید و چهرهٔ غم‌زدهٔ پدربزرگ و… دارد که انگاری مردی‌ست دنیا دیده.

آقای نویسنده! مخاطب رمان شما چه گروه سِنی است؟

اگر بنا باشد از نوشتهٔ پشت جلدِ کتاب جواب این سؤال را بدهیم، باید گفت: «نوجوانان». اما اگر بنا باشد از لحنِ رواییِ داستان و نوعِ تصویرها بگوییم، یا از ترس‌های نداشتهٔ روای، یا از سبکِ افکارش، باید گفت «دشت‌بان» داستانی‌ست برای مخاطبِ بزرگ‌سال.

طراحی جلدِ نوجوانانه؟ هه!

انتشارات کتاب نیستان خلاقیت عجیبی در تولیدِ طرحِ جلدهای افتضاح دارد. از کتاب‌هایِ صاحبِ نشر گرفته، تا کتابِ باقیِ مؤلفان. نمونهٔ تازه‌اش، همین دشت‌بان. پرتره‌ای از احمد دهقان روی جلد، تایپوگرافی بی‌مزه‌ای از اسم نویسنده و عنوانِ کتاب.

گیرم که طراحی‌اش عالی، اما یک‌نفر در انتشارات نیستان هست تا بگوید طرحِ جلدِ مشکی، با پرترهٔ نویسنده، چه‌قدر نوجوانانه است؟ و اساسا چقدر مربوط است به متنِ کتاب؟

ماکت اولیهٔ یک تراژدی

مایهٔ داستانِ دشت‌بان، می‌توانستِ زایندهٔ یک یا چند تراژدی باشد. از داستانِ اصلی که بگذریم، بخشی که دخترکِ نوجوان، پیش چشمِ مادرش به ته دره سقوط می‌کند، یا داستانِ فرعیِ خسرو و شیرین و ماجرایِ درهٔ عشاق، همه‌گی می‌توانستند مزهٔ تراژیک بگیرند؛ اما شتاب‌زده‌گی داستان و نویسنده، اصلِ داستان را هم شهید کرده، چه رسد به تراژدی.

از این منظر، دشت‌بان تنها ماکتیِ معمولی و بی‌ظرافت از یک تراژدی است. همان‌گونه که ماکتی زمخت از داستانِ یک عشقِ نوجوانانه است. داستانِ عشقِ ناصر به زری، که با سقوطِ دخترک به ته دره تمام می‌شود.

یک رمانِ متوسط

پیش از انتشارِ دشت‌بان، خدمتِ دوست نویسنده‌ای بودم که پیش از چاپ، اثرِ دهقان را خوانده بود. پرسیدم: «چطور است؟» با لبخند گفت: «خوب، خیلی خوب»

چند روزِ پیش در نمایشگاه رسانه‌های دیجیتال، دوستِ دیگری گفت: «کلاً، آثارِ دهقان یکی در میان خوب از آب در می‌آید»

اما اگر از من بپرسند، می‌گویم: نه زنگیِ زنگ، نه رومیِ روم. دشت‌بان یک اثرِ متوسط است. کاملاً بر خلافِ «سفر به گرای ۲۷۰ درجه» و «من قاتل پسرتان هستم» که داستان‌های خوب و زبانِ ساده را توأمان داشتند.


[۱] دشت‌بان، احمد دهقان. صفحهٔ ۷۶

[۲] همان. صفحهٔ ۷۹

[۳] همان. صفحهٔ ۸۱

برچسب های مطلب:
, , , ,
 



لینک مطلب | بازدید: 255 بار |
  • FriendFeed
  • Google Reader
  • Delicious
  • Share/Bookmark
 
 
 
 

لطفا برای ارسال نظراتی که ارتباطی با این یادداشت نداند، از پیک اشا (کنج ستون سمت راست!) استفاده کنید :)

 
 
 
 
کتاب کمیک
تن‌تن در آمریکا
خانهٔ کتاب اشا، از این پس، در بخشِ تازه‌ای، به انتشارِ کتاب‌های کمیک خواهد پرداخت. پس، در آغاز، با تقدیمِ «ماجراهای تن تن» تجدید خاطره می‌کنیم.
گزیده کتاب
تسلیم نمی‌شوم
من هنوز لج می‌کنم، هنوز اعتراض می‌کنم، هنوز فریاد می‌کشم، هنوز می‌لرزم و به لُکنت دچار می‌شوم، هنوز زیر بار نمی‌روم، هنوز باج نمی‌دهم و نمی‌گیرم، هنوز اعتقاد نمی‌خرم و نمی‌فروشم...

 

عکس‌نما
مطالعه در کالج اورستد دانمارک
نمایشگاه کتاب در لندن
کتاب‌فروشی رؤیایی
تازه‌های نشر
عاشق کتاب و بخاری کاغذی
عاشق کتاب و بخاری کاغذی» (گفتارهایی از مهدی آذریزدی) شامل مجموعه‌ای از مقالات زنده‌یاد مهدی آذریزدی است که در سال‌های 1374 و 1375 در ماهنامهٔ «جهان کتاب» با عنوان «خاطرات کتابی» منتشر شده است.
سکاندار بر کرانه خلیج فارس
امروز و باگذشت حدود سه ماه از افتتاح رسمی ناوشکن جماران با حضور فرمانده کل قوا، سایت رهبر انقلاب اسلامی از انتشار کتاب «سکان‌دار بر کرانهٔ خلیج فارس» خبر داد.
۴۲ روز کچل
اولین مجموعه داستانِ «حسن کیقبادی» نویسندهٔ جوانِ سبزواری، امسال در نمایشگاه کتاب عرضه می‌شود.
دستور زبان کردی کرمانشاهی
تاب دستور زبان کردی کرمانشاهی اولین دستور جامع کردی جنوبی و خصوصاً کردی کرمانشاهی است. این اثر، از سوی نشر «طاق بستان» کرمانشاه منتشر شده است.
جلد ۴ خاطرات حجت الاسلام ری‌شهری
ری‌شهری در این جلد از خاطرات خود، به موضوعات مربوط به برکناری آیت الله منتظری از جانشینی حضرت امام خمینی می‌پردازد.
محله‌های زندگی
محله‌های زندگی برشی از زندگی یک زن است، یک زن که از نظر نویسنده متفاوت است
من سرباز هخامنشی بودم
این کتاب شامل 79 داستانک است. این داستانک‌ها به موضوعاتی از جمله خیانت، دعای مادر، دوکوهه، کربلایی‌ها و... می‌پردازد. من سرباز هخامنشی بودم نیز عنوان یکی از داستان‌های این کتاب است
احمدشاه مسعود: روایت صدیقه مسعود
کتاب «احمد شاه مسعود: روایت صدیقه مسعود»، اثری خواندنی دربارهٔ زندگی شیر درهٔ پنج‌شیر است که افسر افشاری کار ترجمه آن به فارسی را انجام داده است.
من از آینده می‌آیم
گزیده‌ای از اشعار آدونیس شاعر عرب‌زبان، با عنوان «من از آینده می‌آیم» با ترجمهٔ «عبدالحسین فرزاد»
سه گلدان
داستان این کتاب درباره سه گلدان لادن، نرگس و شمعدانی و سه خانواده است که با زبانی شاعرانه قصه آن‌ها بیان شده است.
فرهنگشت
نگاهی دیگر به سفر مرگ
فیلم سینمایی "سفر مرگ" ساخته حسن آقاکریمی در یک‌صد و شصت ‌و یکمین نشست باشگاه فیلم تهران به نمایش و نقد گذاشته می‌شود. در خلاصه داستان "سفر مرگ" آمده است: سیف‌الله و دامادش مرتضی به علت حادثه‌ای که برای یکی
جنگ و صلح روی میز نقد
رمان «جنگ و صلح» اثر لئو نیکولایویچ تولستوی، يك‌شنبه، 24 مرداد با حضور «محمد جواد جزینی» در فرهنگ‌سرای پايداری بررسی و نقد می‌شود. تولستوی در اين رمان كه در مدت 5 سال نوشته شده است، ماجرای زندگی دو خانواده اشرافی باکونسکی
زنگ‌هایی که در فر‌هنگ‌سرای پایداری به صدا در‌می‌آیند
رمان "زنگ‌ها برای که به صدا در می‌آیند" نوشته ارنست همینگوی، يك‌شنبه، 3 مرداد 89 در فرهنگ‌سرای پايداری نقد می‌شود. ایبنا خبر داد: محمدجواد جزينی به عنوان منتقد، در نشست نقد و بررسی رمان "زنگ‌ها برای که به صدا در
بازروایی معضلات اجتماعی در طبقه سوم
فیلم سینمایی «طبقه سوم» با حضور عوامل فیلم در فرهنگ‌سرای انقلاب، نقد و بررسی می‌شود. فارس خبر داد: در اين برنامه «بيژن ميرباقری» (كارگردان)، «بهزاد صديقی» (مجري و منتقد) و جمعی از بازی‌گران اين فيلم حضور خواهند داشت. فيلم‌نامه طبقه
باغ تلو روی ترازوی نقد
رمان "باغ تلو" نوشته مجيد قيصری، در فرهنگ‌سرای پايداری با حضور محمد جواد جزینی نقد و بررسی می‌شود. به نقل از ایبنا، "باغ تلو"، با محوریت جنگ تحمیلی عراق عليه ايران، به تاثیر مستقیم آن بر شهروندان و زنان
جنگ در بوسنی، در قاب نگاه رضا برجی
نمایش‌گاه عکسی از آثار رضابرجی به مناسبت سال‌گرد قتل عام مردم بوسنی و هرزگوین برگزار می‌شود. فارس خبر داد، انجمن دوستی ايران و بوسنی و هرزگوين، به منظور نشان دادن بخشی از مظلوميت مسلمانان بی‌دفاع در شهر سربرنيستا بوسنی و هرزگوين
روایت عکاس انقلاب در اتاق سفید
فیلم مستند “اتاق سفید” با نگاهی به زندگی و آثار “حسین پرتوی” عکاس انقلاب، در روز دوشنبه، ۲۱ تیرماه، ساعت ۱۴، درسینماتک موزه‌ٔ هنرهای معاصر به نمایش در می‌آید. به نقل از پایگاه اطلاع رسانی عکاسی،‌در این فیلم سعی شده است
ریشه در اعماق، زیر ذره بین نقد
رمان «ريشه در اعماق»، نوشته ابراهيم حسن‌بيگی، 13تیرماه در فرهنگ‌سرای پايداری نقد می‌شود. ريشه در اعماق، داستان جوانی است با نام «شفی محمد» از اهالی شهر بمپور استان سيستان و بلوچستان كه همزمان با آغاز جنگ تحميلی تصميم می‌گيرد به
فرشچیان به روایت تصویر
مستند زندگی «محمود فرشچیان» به كارگردانی مصطفی رزاق‌كریمی، در روز سه‌شنبه، در خانه هنرمندان ایران نمایش داده می‌شود. سینمافردا خبر داد، دو مستند كوتاه «رنگ‌های امانی» با موضوع سیری در نگارگری ایران و «استاد فرشچیان» پرتره‌ای از محمود فرشچیان از سوی انجمن تهیه
تئاتر شهر منهای دو!
نمایش "منهای دو" با کارگردانی "داوود رشیدی" ازهشتم تیرماه درتالار اصلی مجموعه تئاترشهر اجرا می‌شود. به نقل از پایگاه اطلاع رسانی تئاتر شهر، نمایش "منهای دو" نوشته "ساموئل بنشتریت" است که با ترجمه "شهلا حائری" و کارگردانی داوود رشیدی از
بازنشر نوشته‌های اشا، با هر حجم و به هر نحو، بدون اجازه و اطلاعِ اهالی خانه، مایه‌ی کدورت است!