خانه کتاب اشا http://asha.ir

مائده‌های زمینی و مائده‌های تازه

توسط ایمان مطهری منش در پنجشنبه ۲۳ مهر ۱۳۸۸ @ ۳:۱۰ ب.ظ آش خانه,داستان و رمان,غذا | No Comments

کسی هست که ناتانائیل را از خاطر برده باشد؟ حتا من که شاگرد تنبلِ مدرسه بودم و بارها درس‌ها ادبیاتم را تجدید شدم، هنوز که هنوز است ناتانائیلِ آندره ژید را به خاطر دارم.

حالا دارم چیزی از شوبرت می‌شنوم و مائده‌های زمینی و مائده‌های تازه آقای ژید، کنار دستم است. همین‌جا، کنارِ کامپیوتری که دارم باهاش موسیقی گوش می‌کنم و این‌ها را می‌نویسم.

آهای! دوست خوبم! صدایت را شنیدم که می‌گویی: «دُز روشن‌فکریِ این پسره زده بالا» هووم. بله. حق داری. اصلاً مگر می‌شود آدم –اگر آدم باشد- نوشته‌های آقای ژید را بخواند و به دنیایش، به دنیای دیگران، و به دنیای همهٔ دنیایی‌ها، روشن‌تر نگاه نکند؟

مائده‌ها، اصلاً نوشته‌های دخترانهٔ لوس نیستند. اشتباه نکنید. مائده‌ها، آموزهٔ خوب دیدن‌اند. و شما ای رفیقِ خوب! بگو که «دُز روشن‌فکری…»

مائده‌های زمینی و مائده‌های تازه، هدیهٔ خواهرم بود. یادم نیست به چه مناسبتی، اما هدیه‌اش را دوست دارم. لحظهٔ گرفتنش. لحظاتِ خواندنش و همین حالا، لحظهٔ نوشتن درباره‌اش.

بخشی از متن کتاب:

ناتانائیل! دوست دارم به تو مسرّتی ببخشم که شاید تاکنون کسی دیگر به نبخشیده باشد. در حالی‌که خود مالک این مسرّتم، نمی‌دانم آن را چگونه به تو بدهم. دلم می‌خواهد با صمیمیّتی خطابت کنم که تا کنون کس دیگری نکرده باشد. دلم می‌خواهد شب هنگام، در لحظه‌ای از راه برسم که کتاب‌های بسیاری را پیاپی باز می‌کنی و می‌بندی و در هریک از آن‌ها چیزی بیش از آن‌چه تاکنون بر تو آشکار کرده است می‌جویی. در لحظه‌ای که هنوز در انتظاری. در لحظه‌ای که شور و شوقت اندک‌اندک از این‌که تکیه‌گاهی ندارد به اندوه تبدیل می‌شود. من تنها برای تو می‌نویسم. تنها به خاطر این لحظه‌ها است که برایت می‌نویسم. دلم می‌خواهد کتابی بنویسم که در نظرت عاری از هرگونه اندیشه و هرگونه هیجان فردی باشد، و گمان‌ کنی که در آن تنها بازتاب شور و شوق خویش را می‌بینی. دلم می‌خواهد به تو نزدیک شوم و تو «دوستم بداری».

■■■

مائده‌های زمینی و مائده‌های تازه، هم‌نشینیِ دو کتابِ آندره ژید است با ترجمهٔ خانم مهستی بحرینی.  خانم بحرینی، مقدمهٔ خوبی روی کتاب نوشته. اما، حتا اگر مقدمهٔ مترجم در آغاز کتاب نمی‌بود، دیباچهٔ آقای ژید کفایت می‌کرد تا بفهمیم او می‌گوید: «من این کتاب را هنگامی نوشتم که ادبیات به شدت بوی تصنع می‌داد، بوی نا می‌داد. هنگامی که می‌پنداشتم بایستی هرچه زودتر کاری کرد که ادبیات دوباره به مسائل زمینی بپردازد و صاف و ساده پای برهنه بر خاک نهد.»[۱] [1]

مائده‌ها، شاعرانه است. شاعرانه‌ای که به سفر می‌خواندت. به دیدن. به کشف کردن. داستانی که رنگِ داستان ندارد، پر است از تعلیق، تا آن‌جا که مرزِ داستان بودن را رد می‌کند و تبدیل به نوشته‌ای شاعرانه می‌شود.

هر جوانی، باید مائده‌ها را بخواند. مائده‌ها، به آدم حسِ بلوغ می‌دهد، حسِ عصیان؛ اما نه از جنسِ شهوت و بی‌قیدی. خود آقای ژید در دیباچهٔ چاپ ۱۹۲۷ مائده‌های زمینی، دربارهٔ کتابش می‌گوید: «رساله‌ای در باب گریز و رهایی است…»[۲] [2]

همین‌حالا، اگر دنیا پیش چشمت سیاه رنگ است، حتا اگر بارها «مائده‌ها» را خوانده‌ای، باز، بازش کن. از هرجا که دوست داری. و بخوان.

فَاَخْرَجَ بِه مِنَ الثِّمَراتِ رزقاً لَکُم.[۳] [3]

شناسنامهٔ کتاب

عنوان:

مائده‌های زمینی و مائده‌های تازه

نویسنده:

آندره ژید

مترجم:

مهستی بحرینی

ناشر:

انتشارات نیلوفر

گروه مخاطبان:

جوان

جنس مخاطبان:

فرقی ندارد

تعداد صفحات:

۲۷۶ صفحه / رقعی

نوبت چاپ:

دوم / بهار ۸۳

شمارگان:

۳۳۰۰ نسخه

قیمت:

۲۲۰۰ تومان

شابک:

۴-۱۸۴-۴۴۸-۹۶۴


[۱] [4] مائده‌های زمینی و مائده‌های تازه. آندره ژید. ترجمه مهستی بحرینی. صفحهٔ ۹

[۲] [5] همان.

[۳] [6] سورهٔ مبارکهٔ بقره. آیهٔ ۲۲


برگرفته شده از خانه کتاب اشا: http://asha.ir

آدرس مطلب: http://asha.ir/archives/1424

URLs in this post:

[1] [۱]: #_ftn1

[2] [۲]: #_ftn2

[3] [۳]: #_ftn3

[4] [۱]: #_ftnref1

[5] [۲]: #_ftnref2

[6] [۳]: #_ftnref3

کلیه حقوق برای خانه کتاب اشا محفوظ است.