در معرفیِ کتاب، آدمِ «نویسنده محور»ی نیستم. وگرنه متنم را اینطور شروع میکردم: «میشود کتاب گوسالهٔ سرگردان را خواند و نویسندهاش را دوست نداشت؟» اما، از آنجا که «کتاب محور»م اینطور شروع میکنم:
گوسالهٔ سرگردان، باز یادآوری میکند که مجید قیصری داستانکوتاهنویسِ خوبی است. دستکم در میانِ این همه داستانکوتاهنویسِ ایرانی، قیصری شاخص است و سر و گردنی بالا سرِ خیلیها دارد.
گوسالهٔ سرگردان، مجموعهای است با ۸ داستانِ کوتاه. کتابی لاغر که تعداد صفحاتش به ۱۰۰ هم نمیرسد. داستانهای این کتاب، خوشخواناند و خوشساخت. قیصری همچون باقی کارهایش، در این اثر هم از جنگ میگوید، اما داستانهایش کمتر اسیرِ شعار میشوند و حلقِ واقعیاتاند.
بخشی از متنِ داستانِ کابوسخانه:
ابراهیم را بیصدا بردند. تنش پر از تاولهای ریز قرمز بود. مثل همهٔ ما. نمیدانیم ابراهیم حالا کجاست! ما میترسیم. به خصوص زمانی که خوابیده، ما را روی تختهای روان هل میدهند توی راهروهای سفید و مرمری. صدا جیزجیز موشها یک لحظه قطع نمیشود. موشهایی که پیدا نیستند، ولی صدایشان میآید. بالای سر هر تخت، همیشه یکی از این کلاه کجهای سرخ ایستاده. دور و برمان پر از دوربین و تلویزیون است. این چندخط را دارم توی دستشویی مینویسم. جایی که هیچ دوربینی نیست علی الظاهر. یعنی امیدوارم نباشد. شما که خوانندهٔ این نامهای، خواهش کوچک دیگری هم دارم. سری به محلههای پامنار بزنید، کوچهٔ اقاقیا، بنبست شمسالدین، در سوم، منزل ابراهیم کیاسری. جوری که ناراحت نشوند، به آنها بگوئید دیگر منتظر پسرشان نباشند. خدای ما هم بزرگ است.
■■■
زبانِ قیصری، زبان شسته رفته و سادهای است و این، داستانهایش را دلنشین میکند. نه توصیفاتِ ماورائی و عجیب و غریب میآورد، نه کلماتش قلنبه سلنبه است؛ اما خوب بلد است حس را به مخاطبش منتقل کند. کاری که خیلیها بلد نیستند و میخواهند به ضرب و زورِ کلمات از پساش بر بیایند.
از میانِ این ۸ داستان، میدانم که «نور کافی» را پیشتر در روزنامهٔ درگذشتهٔ شرق خواندهام. و شنیدهام که چند داستانِ دیگرش هم در نشریات چاپ شده و بعدها به صورت کتاب در آمده.
اگر میخواهید دربارهٔ جنگ بخوانید، گوسالهٔ سرگردان از جمله پیشنهادهای خوبیست که از پذیرفتنش پیشمان نمیشوید. با حوصله باشی، در یک نشست، و بیحوصله باشی در چند نشست تمامش میکنی. کوتاه و خواندنی.
|
شناسنامهٔ کتاب |
|
|
عنوان: |
گوسالهٔ سرگردان |
|
نویسنده: |
مجید قیصری |
|
گروه مخاطبان: |
جوان و بزرگسال |
|
جنسِ مخاطبان: |
فرقی ندارد |
|
ناشر: |
افق |
|
تعداد صفحات: |
۹۴ صفحه / رقعی |
|
شمارگان: |
۲۰۰۰ نسخه |
|
نوبت چاپ: |
اول / ۱۳۸۶ |
|
قیمت: |
۱۴۰۰ تومان |
|
شابک: |
۰-۲۶۲-۳۶۹-۹۶۴ |
داستان جنگ, داستان دفاع مقدس, مجید قیصری, نشر افق, کاسنی









آشخانه
همخانه





