بار اولی که حکایت نامه را دیدم، نوجوانِ پر شورِ اهلِ سفری بودم که کلی راه طی کرده بود تا برسد به زاهدان. رفته بودم تا دوباره یکی از دوستانِ دورانِ مدرسه را ببینم. سرِ راه خانهشان، چشمم خورد به کتابفروشیِ کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان. به هوای خریدِ چند هدیه، راه کج کردم سمت کتابفروشی و چند کتاب برداشتم. دروغ چرا؟ راستش بین آنها، حکایتنامه، طرحِ جلد و قطعِ چشمنوازی داشت و مهمترین دلیلم برای خریدش، جذابیتِ بصریاش بود.
حکایت نامه را سالها بعد، در کتابفروشیِ کانون، در خیابانِ خالد اسلامبولی تهران دیدم. تا چشمم بهش افتاد، یادش کردم. کتابی که مدتها پیاش میگشتم، اما نمییافتمش. بیمعطلی از خانمِ فروشندهٔ اخمو کتاب را خریدم و زیرِ بارانِ اولِ بهار، برگشتم خانه.
توی خانه، مادر منتظرم بود. کتابها را یکگوشه گذاشتم. سرم گرمِ کار و بارِ روزانه بود که یکباره دیدم مادر، حسابی رفته به بحرِ حکایتنامه و دارد با اشتیاق میخواندش. انگار، جدایِ جذابیتِ طرح و جنسِ کاغذ، متنِ جذابی داشت. وسوسهام برای خواندن حکایتنامه بیشتر شد.
توی یک روز، من و مادر، حکایتنامه را با هم خواندیم و بعد دربارهٔ حکایتهای مختلفش گفتیم و گفتیم تا اینطوری، مزهاش برای همیشه زیر دندانمان بماند.
حکایتنامه، بازنویسیِ سادهای از حکایتهای کهن است، که از بین ۱۹ کتابِ مختلف انتخاب شده. از اسرار التوحیدِ ابوسعید ابوالخیر گرفته تا قابوسنامه و تاریخ بیهقی و مثنویِ مولوی و یادداشتهای علامه قزوینی. جنس و رنگِ کاغذِ کتاب، آدم را یادِ کتابهای خطیِ کهن میاندازد. طراحیِ سنتیِ داخل کتاب هم، این شباهت را بیشتر کرده. شباهتی که راستش را بخواهید، برای من یکی حسابی دوستداشتنی است.
یکی از حکایات:
طبیبی را دیدند که هرگاه به گورستان میرسید، رِدایش را در سر میکشید. دلیلش را سؤال کردند. گفت: «منصور خلیفه، عربی شامی را گفت: چرا شکرِ حق به جا نمیآری که تا من بر شما حاکم شدهام، طاعون از میان شما دفع شده است؟ عرب گفت: حق سبحانه، از آن عادلتر است که دو بلا بر ما گمارد!»
■■■
برای بهتر فهمیدنِ کلماتِ دشوار، گردآورندهٔ کتاب، معنی بعضی از کلمات را پای هر حکایت نوشته و اینطوری، کار خواننده را ساده کرده. البته اشکالاتِ ویرایشی هم در بازنویسیِ آقایِ حسین معلم دیده میشود که محصولِ بیدقتیِ ناشر است!
قبل از انتشارات کتاب نیستان، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، حکایتنامه را چاپ کرده، اما حالا، کانون و کتاب نیستان، با هم این کتاب را منتشر میکنند. یکجور همسفره شدنِ مسالمت آمیز!
تصاویرِ حکایتنامه کارِ آقای بهرام خائف است و طراحی گرافیک کتاب را کوروش پارسانژاد انجام داده.
مزهٔ حکایتنامه، مزهٔ به یادماندنی است. خدا را چه دیدید، شاید وسوسهتان کرد تا بروید سروقت متونِ کهن و خودتان بیواسطه، یک به یک بخوانیدشان.
موفق باشید
|
شناسنامهٔ کتاب |
|
|
عنوان: |
حکایتنامه |
|
گردآورنده: |
حسین معلم |
|
تصویرساز: |
بهرام خائف |
|
ناشر: |
کتاب نیستان – کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان |
|
گروه مخاطبان: |
نوجوان |
|
جنسِ مخاطبان: |
فرقی ندارد! |
|
تعداد صفحات: |
۱۰۸ صفحه / وزیری |
|
نوبت چاپ: |
سوم / ۱۳۸۴ |
|
شمارگان: |
۶۰۰۰ نسخه |
|
قیمت: |
۲۳۵۰ تومان |
|
شابک: |
۹-۳۵۰-۳۳۷-۹۶۴ |
بهرام خائف, حسین معلم, حکایات اخلاقی, حکایات عرفانی, حکایتهای جالب, قورمه سبزی, کتاب نیستان, کتاب کهن, کوروش پارسانژاد









آشخانه
همخانه





