سه شنبه، ۷ مهر ۱۳۸۸ | گفت‌گو  
ریحانه مهرزاد

اشا: پیش‌رویِ شما، بخش سوم و پایانیِ گفتگو با محمد قاسمی، مدیر انتشارات روایت فتح است. در این بخش، بیش‌تر به موضوع توزیع و تبلیغات کتاب‌های روایت فتح پرداخته‌ایم. بخش‌های اول، و دوم نیز، پیش‌تر بوده‌اند. و به زودی، چند سطری دربارهٔ گفته‌های قاسمی، بر روی سایت قرار خواهد گرفت.

برای ارتباط مستقیم با مخاطبان آثارتان و حفظ این ارتباط، چه تمهیداتی را در نظر گرفته‌اید؟

در نمایش‌گاه که خیلی انرژی می‌گذاریم. سال گذشته دوستان سعی کردند تمام وقت باشند، چون ارتباط رو در رو کمی نگران‌کننده است، ولی بالا برویم و پایین بیاییم، بزرگ‌ترین فعالیت کتابیِ کشورمان در نمایشگاه سالیانهٔ کتاب است.

بخشی هم به صورت ایمیل یا تلفن است. مسائلی مثل قیمت، محتوا و نگارش، بعضا به طرق مختلف از جانب خوانندها منعکس شده است. اضولاً چون بیش‌تر خوانندگان‌مان محصل یا دانشجو هستند و بچه‌هایمان چه به صورت تدریس یا تحصیل در چندین دانشگاه حضور دارند، بازخوردهای دانشگاه خیلی به دردمان می‌خورد. بچه‌ها انعکاس می‌دهند!

ما کتاب «کاپو چینو در رام الله» را جزء کتاب‌های روایت چاپ کردیم. واقعاً یک روایت متفاوت است از فلسطین اشغالی. یعنی وقتی کسی کاپوچینو در رام الله را می‌خواند، خیلی بیش‌تر گیرش می‌آید تا آن تصویر خبری که می‌گوید امروز چند نفر کشته شدند. این خاطرات آدمی‌است که دارد آن جا زندگی می‌کند. تازه بعضی جاهایش را ما حذف کرده‌ایم، ولی همان اندازه هم که کار شد ارائهٔ یک تصویر واقعی بود.

باید فرصت همذات پنداری بدهیم به نسلی که نمی‌داند. نسلی که ندیده است. نسلی که فرصت سفر به فلسطین اشغالی را ندارد. فرصت تماشای همهٔ گزارش‌های خبری نیست(!) ولی ادبیات می‌تواند بگوید که چه می‌گذرد در آن‌جا. وقتی می‌خواهد روز قدس برود و اسرائیل را محکوم کند، دقیقاً بداند برای چه دارد محکوم می‌کند. مفهوم نژاد پرست بودن یک رژیم را فقط در شعار و سخنرانی که درد سر ساز می‌شود برایمان می‌توانیم بگوییم. ولی ادبیات این قدرت را به نویسنده اروپایی می‌دهد که بشناساند که وضعیت آن‌جا چقدر بد است.

برای اطلاع‌رسانی به مخاطب از تازه‌های کتاب از چه کانالی استفاده می‌کنید؟

اگر مخاطب خودش اهل اینترنت باشد و دنبال تازه‌های کتاب باشد، سایت خانه کتاب را نگاه کند ولی در شبه کارهای روابط عمومی در سال ۸۸ می‌خواهیم در سایتی، چاپ اولی‌ها را اعلام کنیم و برای دو تا خبرگزاری بفرستیم.

نظرتان دربارهٔ طرح اشتراک کتاب چیست؟ سورهٔ مهر دارد اجرایش می‌کند!

با این طرح موافقم. سورهٔ مهر بخش بازرگانی و فروشش بالغ بر پنجاه نفر پرسنل دارد. یعنی اصولاً فرایند تالیف و تحقیق کتاب در جای دیگری انجام می‌شود. سورهٔ مهر دفتر ادبیات داستانی دارد دفتر ادبیات مقاومت دارد دفتر ادبیات انقلاب دارد که در آن جا کار تحقیق و تالیف و آماده سازی انجام می‌شود. سورهٔ مهر فقط چاپ کننده است. چاپ می‌کند و می‌فروشد. سال پیش در شهریور ماه ۳۵ نفر از بازرگانی آن جا استعفا دادند و آمدند بیرون، اما آب از آب تکان نخورد. آن ها کار خودشان را کردند. اما کل سیستم توزیع و فروش و بازرگانی ما دو نفر و نصفی هستند. نصف هم که می‌گویم برای این است که طرف پاره وقت است.

لذا روزی که انباردارمان بخواهد برود مرخصی، مسئول فروش‌مان هم زنگ بزنند بگویند دایی‌ات مرده باید بروی تشییع جنازهٔ دایی‌ات، (دقیقا روز چهار شنبه پیش بوده است) من مدیر مجبورم دوتا کارشناس ترجمه‌ام را بردارم برویم درِ انبار. چون به مشتری قول داده بودیم که ۲۰۰۰ جلد کتاب را آن روز می‌رسانیم  و ماشین فرستاده دنبالش. بعد هم ۲۰۰۰ تا را بار بزنیم برود. بعد بیاییم به اعضای جلسه بگوییم ببخشید ما آمدیم. شما چایی بخورید، چهل دقیقه بنشینید ما نیم ساعته این‌ها را می‌دهیم و برمی‌گردیم.

در کل مجموعهٔ نشر، چند نفر مشغول هستند؟

سر جمع همهٔ نیروهای استخدامی‌مان با حساب راننده و… ۱۲ نفر! یک تعدادی هم همکار پاره وقت و محقق و مؤلف و … که قراردادی هستند. البته این را هم تقویتش کرده‌ایم. اولِ سال هفت نفر بودیم.

در بخش فروش چند درصد توانسته‌اید رضایت مندی و سود آوری را هم راه با هم داشته باشید؟

فروش برای‌مان در مرحلهٔ سوم قرار داشته است. ولی اگر ده سال جدی کرده باشیم، از سال دوم، هزینه‌هایش را در آورده‌ایم. ولی واقعاً دنبال سود نبوده‌ایم! بعضاً کارهایی کرده‌ایم که اصلاً دنبال فروش و سود نبوده‌ایم. خواستیم نیازها را پاسخ دهیم.

ناشران معمولاً یک سایتی هم برای ارائهٔ کارهایشان دارند. ولی شما نه. دلیلش چه بوده است؟

در این باره، پاره‌ای نابسامانی‌های مدیریتی بوده است. تا الان ۱۰ بار تصویب و طراحی شده و قرار بوده اخبار را پوشش دهد. الان در شرف بازنگری و راه اندازی است.

با فروشگاه‌های الکترونیکی کتاب چگونه ارتباطی دارید؟

اوایل خیلی تقاضای هم کاری می‌فرستادند که بی‌پاسخ می‌ماند. در یک سال اخیر که شرایط مناسب شده با آن‌ها هم کاری کرده‌ایم. الان روی میزم قرارداد یکی از همین فروشگاه‌هاست. اسم سایتش «کتابخانهٔ مجازیِ آرین» است.

پر فروش‌ترین عناوین روایت فتح کدام‌اند؟

جلد یک و دو نیمه پنهان ماه –شهید همت و چمران- و مجموعهٔ اینک شوکران جلد یک. منوچهر مدق.

تیراژ و دوره؟

مدق رفته برای چاپ دهم. چمران چهاردهم و همت چاپ سیزدهم.

تیراژ را هم لطف کنید!

آمار دقیقش را الآن ندارم(!) تخمینی می‌توانم بگویم. چمران ۹۴-۹۶ هزار. همت ۸۲-۸۳ تا قبل از نمایشگاه. بعد از آن یک چاپ خورده.

کم‌فروش‌ترین کتاب‌های روایت کدام‌اند؟

کم فروش‌های روایت همان بین‌الملل اسلام است که راجع به جنگ خودمان نیست. مثلا کتاب امریکا در لابیرنت عدد فروشش در نمایشگاه پایین بود. دربارهٔ روند صلح در خاورمیانه است.

ساعت کار فروش گاه‌تان چه ساعتی است؟

۸تا ۵ قطعا باز است. گاهی تا ۷ هم باز است.

بعد از ۵ را که ما هیچ وقت ندیده ایم!

در یک ماه اخیر نیامده‌اید. بعد از نمایشگاه بسته بود. اول مرداد بازگشایی کردیم.

قرار است برای همیشه تا ۷ باز باشد؟

بله! حالا شاید استثنا بردارد(!) به هر حال موضوع انسانی است. این ۱۲ نفری که گفتم یکی از ۱۲ تای‌مان آن جاست. ولی مثلا چهارشنبهٔ پیش به خاطر مشکل خانوادگی‌اش ۴:۳۰ بود که گفت من برم!

از جایزه‌هایی که تا الان به خود اختصاص داده‌اید بگویید!

یکی از دلایل حرفه‌ای نبودن ناشران این است که معمولاً افتخاراتشان را بُلد می‌کنند و انتهای کتاب‌هایشان چاپ میکنند(!) ولی اصلا در دیدگاه‌ ما چنین چیزهایی نبوده است. یعنی گفته ایم این ها فرع است. فریب است. این‌ها خدعه است. مخاطب را آزاد بگذاریم کتابی که خریده است را بخواند اگر دوست داشت بعدی را هم می‌خواند.

ولی کتاب اینک شوکران مدق سال ۱۳۸۶شهریور برگزیدهٔ دفاع مقدس بوده است. کتاب «بیسیم عملیات کرکوک» از مجموعهٔ «روایت نزدیک‌« سال ۸۵ برگزیده شده است. سال ۸۲ به عنوان ناشر برگزیده به عنوان طراح  و گرافیک خوب کتاب‌ها بوده‌ایم. کتاب «بر ستیغ جبال فتح» هم که روایت چاپ کرده معرفی آثار سینمایی شهید آوینی است این هم ۸۶ برگزیدهٔ کتاب سال دفاع مقدس شد.

تعامل‌تان با ارشاد چه طور است؟

گفتم که جلسه می‌گذارند ما را خبر نمی‌کنند. نمایشگاه می‌زنند …

پس شاکی هستید!

نه… ما شاکی نیستیم. دوری و دوستی! این جوری بهتر است. تعامل خاصی نداریم. شناخت ندارم روی شما. و این خروجی را هم نمی‌دانم می‌خواهید چه کار کنید! اگر به این اعتماد برسم که خروجی‌تان را می‌آورید این‌جا که ببینیم چیست و بعد رسانه ای‌اش کنید، ما ابایی نداریم از این که بگوییم در حوزهٔ فرهنگیِ ارشاد، باندی حاکم بوده است که این باند در  چهار سال گذشته تمام داوری‌ها و تمام جشنواره‌ها را از همان طیف دوستانی که داشتند انتخاب کردند. اعتراضی هم نداشته‌ایم. این حقیقت تمام تاریخ است! یعنی هشت سال قبل هم هرکس آمده است باند خودش را گذاشته است.

بهشان گفته‌ایم که پنج نفر آدم را گذاشته‌ای داور کتاب سال. این پنج نفر، ۲۰ سال گذشته، جبهه با هم رفته‌اند، کتاب با هم نوشته‌اند ، کتاب‌هایشان را یک ناشر چاپ کرده است، وقتی هم افطاری دعوت می‌شوند همه‌شان می‌روند سر یک میز می‌نشینند. اگر هم بگویند غذا چه می‌خورید همهٔ‌شان جوجه سفارش می‌دهند. یعنی این قدر عین هم هستند. پس بین آقای پرویز و آقای دهقان(!!!) و آقای داودآبادی هیچ فرقی نیست.

ممکن است انتقادمان به دولت اصلاحات خیلی بیش‌تر از دولت بعدش باشد، ولی آن‌ها در عمل خیلی بهتر با ما تا کردند. شاید به خیلی از بچه مسلمان‌ها بگوییم ما منتظر مجوز نشر هستیم بخندند. می‌گویند مگر شما هم باید مجوز بگیرید؟! کتاب داریم راجع به اسارت. چهار اردیبهشت رفته… آن موقع دیدمان این بود که برای نمایشگاه برسانیم، چون یک کتابی مجوز داشته باشد، هفت روز، هشت روز زمان می‌خواهد، حالا ۲۰۰۰ تا هم نتوانیم از چاپخانه بیاوریم دیگر ۲۰۰ تا می‌توانیم برسانیم برای نمایشگاه. ما آن موقع دیدمان این بود که برای نمایشگاه می‌آوریم. به نام موصل. خاطرات هفت آزاده است از اردوگاه موصل. این کتاب چهار اردیبهشت که رفته تا امروز که مرداد تمام شد هنوز مجوز نشر ندارد. وقتی برای نمایشگاه نرسید گفتیم برای ۲۶ مرداد سالروز بازگشت آزادگان درش می‌آوریم. اما وقتی نیامد ما هم ریسک نکردیم. یعنی الان کاملا تابع قوانین هستیم. حتی کتاب دفاع مقدس را هم بدون مجوز چاپ نمی‌کنند. منتظر مجوز شدیم. مجوز نیامد! الان این را به کسی می‌گوییم اصلا باورش نمی‌شود که ما برای مجوز ممکن است معطل شویم. کتاب انفطار صورت شهید آوینی، آخرین کاری بود که ساقی چاپ کرد. اردیبهشت ۸۷ رفت…

چه دلیلی برای این همه تعلل دارند؟

همان که به همه می‌گویند. در دست بررسی است! دست کارشناس نیامده است.

کتاب انفطار شهید آوینی فروردین ۸۷ رفت دقیقا ۲۴ مهر ۷۸ مجوز دادند. که حتی همسر ایشان هم شاکی شده بود. نشان دادم. گفتم ببینید ورود کی است، برگهٔ مجوز کی آمده است.

چه چشم اندازی برای روایت ترسیم کرده اید؟

ما تلاش کرده‌ایم ساز و کارهای حرفه‌ای کار را -که شما هم در سؤالاتتان داشتید- که بدون دلیل خاصی به سراغش نمی‌رفتیم رعایت کنیم. در پخش‌مان بتوانیم ساز و کاری داشته باشیم. پاسخ گو باشیم و بتوانیم کارهای تمام شده‌مان را به سرعت برسانیم تا مشتری معطل نماند.

اندازه‌ای از تبلیغات و اطلاع رسانی را از این حالت بسته اش و رها شده به حالت سینه به سینه در بیاوریم. تا جایی که حق خواننده است اطلاع رسانی بکنیم. این‌ها در دورنمای خودمان است. ان شاءالله محقق شود.

تا کی؟

مهر ماه!

 

برچسب های مطلب:
, ,

 

Share/Bookmark
تازه‌های نشر
القاعده از زبان مشاور سابقش!
مصطفی حامد –مشهور به ابوالولید المصری- از جمله مشاوران و نزدیکانِ سابقِ گروهِ «القاعده» در خاطراتش این گروهِ تروریستی را به مخاطبان شناسانده است.
اسناد مطبوعاتی‌های مجلس رفته در کتابی تازه
این کتاب بر اساس اسناد گواهی می‌دهد که بیش از هزار نفر از اهالی قلم به مجلس رفته‌اند. از این تعداد 240 نفر مدیرمسؤول و سردبیر بوده‌اند.
پیراهن تو پرچم کدام جمهوری است
پیراهن تو پرچمِ کدام جمهوری است نخستین دفترِ شعرِ رسول پیره است که انتشاراتِ دفترِ شعرِ جوان در سال 1390 آن را منتشر کرده است.
رویدادهای فرهنگی
همراه امام با مردم سخن می‌گوید | برگزار شد
صادق طباطبایی همراهِ امام خمینی، سخنگویِ دولتِ مهندس بازرگان، خواهرزادهٔ امام موسی صدر و از اقوامِ مدیرِ شهرِ کتاب است.
رونمایی از تصویر قدیمی‌ترین قرآن در مجلس
این دست‌نوشتهٔ نفیس مربوط به سال 484 هـ.ق است. نامِ عثمان بن حسین وراق غزنوی به عنوان کاتب و تذهیب‌کارِ این قرآن برده شده است
گفتگو درباره تازه‌ترین اثر بلخاری در شهر کتاب
کتاب "فلسفه هنر اسلامی" نوشته دکتر حسن بلخاری سه‌شنبه 27 دی‌ماه در شهر کتاب بررسی می‌شود.
بازنشر نوشته‌های اشا، با هر حجم و به هر نحو، بدون اجازه و اطلاعِ اهالی خانه، مایه‌ کدورت است!