جمعه، ۳ مهر ۱۳۸۸ | نقد  
بهرام بابایی

نشسته‌ای توی ایستگاه و منتظری تا اتوبوس برسد. دیر کرده. کلافه‌ای و مدام ساعت مچی‌ات را نگاه می‌کنی. سوز سرما با گذر عابران از جلوی ایستگاه، می‌شود سیلی و می‌خورد توی صورت‌ات. انگار همه عجله دارند، همه دیرشان شده و مدام به ساعت‌های مچی‌شان نگاه می‌اندازند؛ قدم تند می‌کنند و مثل سایه از پیش چشم‌ات می‌گذرند.

بین این همه عابرِ عجول، سایه سنگین یک‌نفر را می‌بینی که نزدیک‌ و نزدیک‌تر می‌شود. آرام و سلانه سلانه. با هر قدم، بدن‌اش به شکل محسوسی به طرف تو میل پیدا می‌کند. دقیق می‌شوی. کاپشن قهوه‌ای سوخته پوشیده و یک شلوار ساده که پائین یکی از پاچه‌هایش صافی غیرطبیعی‌ای دارد؛ و زیرش: یک پای مصنوعی.

حوادث تلخ جنگ ۸ ساله عراق علیه ایران، آن‌چنان عظیم و وسیع بوده که نه تنها تبعات آن پس از سال‌ها همچنان نمود عینی دارد، بلکه تألمات روحی و اثرات ناشی از آن نیز تا زمان زمان است و ثانیه‌ها در گردش‌اند، محو نخواهد شد. تألماتی که گرفتاران حقیقی آن، مردم عادی و بی‌دفاعی بودند که همواره بار تلخ و شیرین انقلاب اسلامی را به دوش کشیده‌اند.

جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، اگرچه از همان آغاز، عملی خلاف قانون و اصول انسانی بود، اما به دلیل حمایت قانون‌گذار و مجری، همواره خلاف متجاوز لاپوشانی شد و پس آن نیز به همان دلیل، بر جنایات جاری در سال‌های جنگ سرپوش گذاشته شد. اگرچه قوانین صریح و وسیعی در باب مسائل جنگ و اصول مخاصمه در جهان وضع شده و مراجعی مانند شورای امنیت سازمان ملل، صلیب‌سرخ جهانی و… ناظر بر اجرای صحیح آن‌ها محسوب می‌شوند، اما بی‌شک قانون‌گذاران قدرت‌مند، تا آن‌جایی به قوانین خودوضع‌کرده پایبند خواهند بود که منافع‌شان تحصیل شود. بنابراین هیچ یک از دولت‌ها و مراجع بین‌المللیِ واضع قوانین مرتبط با جنگ، دلیلی برای تقبیح جنایات جنگی عراق علیه مردم مظلوم ایران نداشتند و به همین دلیل سال‌های سال سکوت اختیار کردند.

بررسی و مرور رفتارهای غیرانسانی رژیم صدام علیه مردم و نظامیان جمهوری اسلامی ایران در طول دفاع مقدس، با در نظر گرفتن قوانین و اصول بین‌المللی مرتبط با جنگ، از آن جهت مورد اهمیت است که می‌تواند، دلایل قابل ارائه به مجامع بین‌المللی و افکار عمومی جهان را تبیین کند. ما با استمداد از این قوانین، در حقیقت می‌توانیم جنایات رژیم عراق و حامیان آن را بر اساس قوانین به ظاهر پذیرفته شدهٔ جهانی در دیدگان افکار عمومی جهان تصویر کنیم.

کتاب «حقوق بشر دوستانه در جنگ ایران و عراق» که در حقیقت نسخهٔ تکمیل شدهٔ پایان‌نامه کارشناسی ارشد یکی از شاهدان عینی جنگ محسوب می‌شود، تلاش می‌کند از منظر قوانین بشردوستانة بین‌المللی، به مرور رفتار عراق در سال‌های دفاع مقدس بپردازد. نعمت‌الله پورمحمدی که خود از آزادگان ایرانی نیز هست، در این کتاب، با استفاده از آموخته‌های رشته دانشگاهی‌اش –حقوق بین‌الملل- مواد خام دیده‌ها، شنیده‌ها، اسناد مکتوب و تصاویر مرتبط با رفتار رژیم صدام را، در قالب قوانین بشردوستانه ریخته و حاصل آن را منتشر کرده است.

اگر بنا بر روایت جنایات صدام باشد، بی‌شک مردم ایران حرف‌های گفتنی بسیاری دارند که تا کنون جز در درون مرزها و مکتوبات و مشهورات داخلی، کم‌تر فرصت بروز بین‌المللی یافته‌ است. بنابراین، نقد رفتار عراق در زمان جنگ، با توجه به قوانین بین‌المللی روشی است که از دو حیث مهم به نظر می‌رسد. نخست این‌که مجالی است برای تنویر افکار عمومی جهان با استفاده از قوانینی که به نوعی در پوستهٔ آن گرفتارند، و دوم آن‌که، آغاز شیوه‌ای از گفتگو نیز هست، چرا که در گفتمان بین‌المللی ما نمی‌توانیم با کلمات و عباراتی چون خون و حماسه و شهید و چفیه به میدان برویم، بلکه باید با زبان مخاطب، سعی در توجیه وی و انتقال حقیقت کنیم تا سرانجام مفاهیم مورد نظر خود را در اذهان دیگر ملت‌ها نیز جای دهیم.

از این حیث، «حقوق بشر دوستانه در جنگ ایران و عراق» بی‌شک اثر ارزنده‌ای است که شاید ارزش ترجمه به زبان‌های دیگر را نیز داشته باشد؛ البته با تقویت چند نقطه‌ ضعف کلی و اساسی.

بخشی از متن کتاب

چند تن از اسیرانی که در سال ۱۳۶۳ به ایران بازگشتند، مشاهدات خود را چنین بیان کردند: «زمانی که می‌خواستند آزادمان کنند، ما را به منطقه‌ای به نام وزیریه در بغداد آوردند. در آنجا دیوار بلندی بود که ظاهراً در پشت آن عده زیادی نگه‌داری می‌شدند. در نخستین دقیقه‌های ورود ما به محل، چند سنگ ریزه از آن‌سوی دیوار پرتاب شد و یک‌نفر با صدای بلند ما را مورد خطاب قرار داد و گفت: برادران اگر آزاد شدید و به ایران رفتید، بگویید حدود ۱۵۰ نفر را از اوایل جنگ به این محل آورده‌اند و تا کنون نمایندگان کمیته بین‌المللی صلیب سرخ از ما بازدید نکرده‌اند و خانواده ما از محل ما و حال ما خبر ندارند.»

نقل از صفحه ۱۳۷ کتاب

خلط منبع هنری با سند

در «حقوق بشر دوستانه در جنگ ایران و عراق» منابع بسیاری مورد استفاده قرار گرفته است. اما نکته‌ای که در مورد این منابع باید متذکر شد، ارزش سندی و اعتبار آن‌ها است. در متن کتاب، نقل قول‌هایی از رزمندگان و آزادگان ایرانی و نیز اسرا و دولت‌مردان رژیم سابق عراق ذکر شده است که طی آن‌ها، پرده بخشی از جنایات رژیم سابق عراق کنار زده شده است. علاوه بر این‌ها، اظهارات و گزارش‌های هیئات اعزامی دبیرکل وقت سازمان ملل متحد به ایران و عراق و نیز گروه‌های مختلف صلیب‌سرخ جهانی ذکر شده،  اما این قول‌ها و ذکرها، از کدام منابع استخراج شده‌اند؟

در نگاهی به فهرست منابع فصول کتاب، بارها و بارها، به نام حوزه هنری برمی‌خوریم که اساس کار خود را بر انتشار آثار هنری و خاطرات مکتوب جنگ گذاشته‌ بوده است. گرچه صحت این منابع برای مخاطبان ایرانی غیرقابل انکار است، اما آیا می‌توان از مخاطب به اصطلاح بی‌طرف نیز انتشار داشت که یک کتاب خاطره‌گونه را به عنوان سند معتبر و مدرک مستدل بپذیرد؟

علاوه بر این، استنادهای پرشمار به روزنامه‌ها و مجلات داخلی نیز این سوال را ایجاد می‌کند که قصد نویسنده کتاب، ارائه یک پژوهش مستدل است یا یک اثر احساسی؟ شاید بتوان این نکته را در پاسخ آورد که خب، کتاب برای مخاطبان ایرانی نوشته شده است. اما آیا مخاطبان ایرانی‌ای که خود سال‌ها اثرات و لطمات جبران‌ناپذیر جنگ را به دوش کشیده و پیش چشم دیده و می‌بینند، نیازی به این همه ذکر پروتکل و قانون بین‌المللی دارند تا باور کنند که صدام چه ظلم‌هایی در حق‌شان روا داشته است؟

شاید چهارچوب‌های غیرقابل انعطاف پایان‌نامه‌نویسی است که این‌چنین نگارنده را ملزم به ذکر منابع کرده است، و شاید هم عدم مخاطب‌سنجی نگارنده. وگرنه از هر لحاظ که نگاه کنیم:

۱: اثر ادبی هیچ‌گاه صلاحیت استناد تاریخی ندارد.

۲: مطالب روزنامه‌ها و مجلات داخلی نیز بیش‌تر از آن‌که جنبهٔ سندی داشته باشند، جایگاه جانبداری یک‌سویه دارند. بنابراین بهتر است که به عنوان سند، مدرک و منبع معرفی نشوند.

از جمله دیگر اسناد آمده در کتاب، تصاویری است که از شهرها و مناطق مختلف کشور در زمان جنگ گرفته شده است. این تصاویر که مطلقاً در صحت‌شان شکی نیست، اما به دو دلیل جنبهٔ سندِ مورد وثوق ندارند:

۱: فاقد شناسنامه‌اند (تاریخ دقیق، منطقه و مورد تصویر شده، نام عکاس و… )

۲: تا حدودی برای خالی نبودن عریضه و رفع تشنه‌کامی مخاطب در صفحات جای داده شده‌اند. در برخی موارد، عکس مرتبط با موضوع صفحات را می‌توان دید و در بیشتر مواقع نه. بنابراین جنبهٔ تزئینی آن بیش از هر چیز به چشم می‌آید.

با این اوصاف، ترجمه «حقوق بشر دوستانه در جنگ ایران و عراق» چندان توجیهی ندارد. اما می‌توان با تغییر دید و تجدید نظر در منابع، شیوه‌ جدیدی از ارائه حقیقت را تجربه کرد. فرصتی که می‌تواند حقانیت و مظلومیت ما در جنگ را فریاد بزند، نه در گوش خودمان که در گوش آن‌هایی که در تور «قوانین بشر دوستان» گرفتارند و جز شبکه‌های آن چیزی در پیش چشم نمی‌بینند.

مصادیق بسیار، اما خالی از حس

از جمله نکات قوت کتاب، ذکر مصادیق رفتارهای غیرانسانی رژیم صدام در زمان جنگ است. البته اگر بنا بود که به تمامی این مصادیق اشاره شود، حجم کتاب از حد متصور خارج می‌شد. در واقع ذکر مصادیق معدود درباره هریک از بخش‌های کتاب، روشی است برای التفات مخاطب به موضوع. اما یک نکته در این مصادیق به نظر می‌رسد که شاید چندان به قواعد پژوهش مکتوب وفادار نباشد. نکته این‌جا است که تصور می‌کنم مخاطب با مطالعهٔ مصادیق، حس همدردی نمی‌کند، تحریک حسی نمی‌شود. منظور من مطلقاً این نیست که کتاب باید به بیان عاطفی مسائل مورد بحث‌اش بپردازد، بلکه برعکس، معتقدم اثر می‌بایست آن‌چنان قدرتی می‌داشت که در عین ظاهر و باطن پژوهشی و تحقیقی خود، قدرت برانگیختن حس نفرت، همدردی، غم، انزجار و صدالبته «تفکر» در مخاطب را داشته باشد؛ که متاسفانه این‌طور نیست.

فتح باب

با همه‌ آن‌چه به عنوان نقص «حقوق بشر دوستانه در جنگ ایران و عراق» ذکر شد، این مهم را باید در نظر داشت که شیوهٔ پژوهش این اثر، شیوه‌ای ستودنی و قابل تأمل است که با اندک ملاحظات علمی می‌توان از آن بهره‌های بیشتری برد.

نویسنده کتاب «حقوق بشر دوستانه در جنگ ایران و عراق» اگرچه در یافتن مخاطب خود سردرگم است و نمی‌داند برای چه کسی و با چه زبانی سخن می‌گوید، اما به هر حال توانسته اثر آغازین یک روش مؤثر در بررسی جنگ را به پژوهشگران و مخاطبان ارائه کند. حال باید امیدوار بود تا آن‌ها که باید، مجال و فرصت پیش آمده را دریابند.

 

برچسب های مطلب:
, ,

 

Share/Bookmark
تازه‌های نشر
القاعده از زبان مشاور سابقش!
مصطفی حامد –مشهور به ابوالولید المصری- از جمله مشاوران و نزدیکانِ سابقِ گروهِ «القاعده» در خاطراتش این گروهِ تروریستی را به مخاطبان شناسانده است.
اسناد مطبوعاتی‌های مجلس رفته در کتابی تازه
این کتاب بر اساس اسناد گواهی می‌دهد که بیش از هزار نفر از اهالی قلم به مجلس رفته‌اند. از این تعداد 240 نفر مدیرمسؤول و سردبیر بوده‌اند.
پیراهن تو پرچم کدام جمهوری است
پیراهن تو پرچمِ کدام جمهوری است نخستین دفترِ شعرِ رسول پیره است که انتشاراتِ دفترِ شعرِ جوان در سال 1390 آن را منتشر کرده است.
رویدادهای فرهنگی
همراه امام با مردم سخن می‌گوید | برگزار شد
صادق طباطبایی همراهِ امام خمینی، سخنگویِ دولتِ مهندس بازرگان، خواهرزادهٔ امام موسی صدر و از اقوامِ مدیرِ شهرِ کتاب است.
رونمایی از تصویر قدیمی‌ترین قرآن در مجلس
این دست‌نوشتهٔ نفیس مربوط به سال 484 هـ.ق است. نامِ عثمان بن حسین وراق غزنوی به عنوان کاتب و تذهیب‌کارِ این قرآن برده شده است
گفتگو درباره تازه‌ترین اثر بلخاری در شهر کتاب
کتاب "فلسفه هنر اسلامی" نوشته دکتر حسن بلخاری سه‌شنبه 27 دی‌ماه در شهر کتاب بررسی می‌شود.
بازنشر نوشته‌های اشا، با هر حجم و به هر نحو، بدون اجازه و اطلاعِ اهالی خانه، مایه‌ کدورت است!