شنبه، ۱۴ شهریور ۱۳۸۸ | یادداشت  
فهیمه شانه

جستجویی مختصر در میان متون کهن فارسی، گنجینه‌ای عظیم از فرهنگ و ادب را در پیش روی ما می‌نهد. اما اشیای موجود در این گنجینه آنچنان کهنه، غبار آلود و پیچیده شده در تار عنکبوت‌های متعدد است که برای امروز مفید و کارآمد نیست. پس چرا به آنها می‌گوییم: «گنجینه»؟

در حقیقت ما از سمت دیگر بوم بر زمین پرتاب شده‌ایم؛ این متون و کتاب‌های ارزشمند از بس مهم بوده‌اند، همیشه یا جرأت نکرده‌ایم به آنها نزدیک شویم یا اگر هم نزدیک شده‌ایم، سعی کرده‌ایم دسترنج نویسندهٔ آن را از نوع اندیشه و نوشتار همان‌گونه که بوده، حفظ کنیم. در نتیجه به جای آنکه اندیشه، فرهنگ و آثار ارزشمند پدرانمان را رو در رو و سرلوحهٔ کار و زندگی‌مان قرار دهیم، آن را در پس پشت ویترین‌هایی از موزه‌هایی گزارده‌ایم که فقط گروه خاصی حق ورود و بازدید از آن را دارند.

این گروه خاص، محققان، مصححان نسخ، پژوهشگران و دانشجویانی هستند که به هر حال سر و کار اصلی آنها با متون کهن است. در این میان مخاطبان اصلی ادبیات جایگاهی ندارند، کتاب‌های ارزشمند مفاخر فرهنگی و ادبی ما برای وارثان راستین آن ناشناخته مانده است و آبشخورهای متنوع که از میان قرون و اعصار کهن باید در اختیار آنها قرار گیرد، رها شده‌اند. این نکته جای دریغ و افسوس فراوان دارد.

این آثار را باید پیش رو آورد،‌ غبارهای آن را زدود، پرده از رخ آنها برگرفت و آن را برای همهٔ علاقه‌مندان در هر سن و با هر سطح سواد دست‌یافتنی کرد. در این راه هیچ تلاشی نباید فرو گذاشته شود؛‌ از تلخیص گرفته تا بازآفرینی، بازگردانی، تصویر سازی و… همه کار باید انجام داد تا این آثار به مخاطبان اصلی و وارثان راستین آنها عرضه شود.

در حقیقت این آثار را باید بر این دسته از مخاطبان نازل کرد. و برای این هدف مهم، شایسته است که از نظر و قلم نویسندگان متخصص بهره گرفته شود.

۲) بررسی تاریخ بیهقی در حوزهٔ ادبیات داستانی

در بررسی‌های نگارنده برای تعریف دقیقی از داستان‌، رمان، داستان کوتاه و… در منابع مختلف، شکل‌گیری این انواع ادبی را در اروپا دانسته بودند.[۱] آیا در میان آثار و کتب متعدد کهن از فرهنگ ما این انواع یافت نمی‌شوند؟ آیا تمام یا بخش‌هایی ازکتابی وزین چون تاریخ بیهقی در ردیف هیچ‌یک از این انواع به شمار نمی‌آید؟

از جهتی متن تاریخ بیهقی در حیطه ادبیات داستانی بررسی نمی‌شود؛ زیرا روایت تاریخ در آن بر ابداع و تخیل غلبه دارد.[۲] اما در عرف نقد امروز به آثار روایتی منثور، ادبیات داستانی می‌گویند؛[۳] اولاً متن تاریخ بیهقی بخشی از ادبیات است، ثانیاً روایت منثورِ یک دورهٔ تاریخی است، ثالثاً اگر عنصر تاریخ و وقایع تاریخی آن را در نظر نیاوریم، در تصویر کردن ماجراهای آن، تخیل سهمی عمده دارد و همین نکته آن را در حیطهٔ ادبیات تخیلی وارد می‌کند. دیگر این که متن تاریخ بیهقی حقیقتاً روایت خلاقانه‌ای است که با دنیای واقعی ارتباط معنی‌داری دارد.[۴]

۳) بررسی در حوزهٔ داستان

نوع نوشتار بیهقی ساختار داستانی دارد. آنچه در این کتاب از همه نمودارتر است، شرح و روایت حوادث و وقایع است. اگر از کل متن کتاب، برش‌هایی را به عنوان داستان مستقل جدا کنیم، در جای جای این داستان‌ها تلاش و کشمکش پدیدار است و همهٔ حوادث و وقایع، ابتدا توالی تاریخی و سپس توالی ساختگی دارند![۵]

«توالی ساختگی» از این جهت بیان می‌شود که خوانندهٔ امروزی با خوانش امروزین خود،‌ داستان را ابتدا از حیث توالی روایات می‌خواند و آن را با نیروی تخیل خویش در پیش چشمانش به تصویر می‌آورد. او دریافت تاریخی را در مرحله‌ای فراتر و در واقع جداگانه از متن روایات در نظر می‌گیرد؛ چرا که بسیاری از مواردی که در داستان بیان شده است با مبانی اجتماع، فرهنگ و گاهی نوع اندیشهٔ معاصر متفاوت است و همهٔ این‌ها برای خواننده در مرحلهٔ نخستین چیزی جز تخیل نیست. اما پس از این که دریافت تاریخی را بر آن منطبق می‌کند، تازه به صرافت می‌افتد که این حوادث در زمانی حقیقی و در گوشه‌ای از دنیای واقعی به راستی رخ داده است. در واقع آنچه به نگاشتهٔ بیهقی ساختار داستانی می‌دهد، نوع و پیاپی بودن روایت است.

فورستر می‌گوید: «داستان نقل وقایع است به ترتیب توالی زمان». با توجه به تعریف فورستر، هر دو عنصر واقعه و توالی زمان و در نهایت ترکیب آنها در سراسر  کتاب بیهقی و حتی در برش‌های داستانی وجود دارد.[۶]

اما آیا روایت تاریخی به عنوان داستان بر ذائقهٔ خواننده منطبق می‌شود؟ در حقیقت این روایات، ساختار داستانی دارند اما برای رسیدن به مقصود مطلوب ما، جنبه‌های دیگری نیز باید در نظر گرفته شوند.

خوانندگان، یا برای سرگرمی و لذت بردن از خیال‌پردازی داستان می‌خوانند یا به منظور کنجکاوی و دریافت اطلاعات.[۷] در این میان آنچه شاهکارهای ادبی را آفریده، خصوصیت دوم است؛ یعنی دریافت اطلاعات از طریق کنجکاوی و میل و آرزوی بشر برای آگاهی و درک واقعیت است تا از این طریق بتواند خود را بیشتر بسازد و بهتر متعالی کند و از زندگی بیشتر بهره بگیرد. از این نظر خوانندهٔ اندیشمند امروزی از داستان بیشتر اطلاعات می‌خواهد تا سرگرمی. گرچه عده‌ای هستند که هنوز هم به عنوان سرگرمی و مشغولیت به داستان روی می‌آورند و از این نظر داستان را می‌خوانند.[۸]

وقتی که از ادبیات حرف می‌زنیم فقط با آزادی سر وکار داریم. مخاطب ادبیات یک خوانندهٔ آزاد است که با رغبت و شوق به سراغ کلام مکتوب می‌آید تا با آن جفت شود -بی هیچ واسطه‌ای-  و متن، برای او تجلی‌گاه آرا و عقاید انتزاعی و آموختنی‌ها نیست. او در درجهٔ اول، می‌خواهد از خواندن متن لذت ببرد.[۹]

خوانندهٔ داستان‌های تاریخ بیهقی با خواندن و دریافت این داستان‌ها در حقیقت به هر دو هدف مهم دست یافته است: اولاً با تخیل فضای خاص داستان‌ها سرگرم شده و لذت برده و ثانیاً اطلاعاتی درست و دقیق را از دل تاریخ بیرون کشیده و به دست آورده است. حتی اگر جنبهٔ سرگرمی را برای مطالعهٔ برگزیده باشد، به هر حال زمانی دیگر در اوج فراغت، صحنه‌ها یا اندیشه‌هایی از داستان در ذهن و ضمیر او جان می‌گیرند و عامل دوم هم خودبخود و بدون هیچ زحمتی جریان یافته است.

ادبیات به طور عام و داستان به طور خاص نوعی تبلیغ است، چون تأثیری که داستانی خوب بر اذهان می‌گذارد، هیچ وعظ و خطابه یا مقالهٔ استادانه‌ای نمی‌گذارد… بی‌جهت نیست که وظیفهٔ دادن اطلاعات از واقعیت‌های زندگی را بر عهدهٔ هر داستان خوبی گذاشته‌اند و معتقدند که داستان باید به خواننده «چیزی» یاد بدهد، آگاهی او را گسترش دهد و حالی در او به وجود آورد و تنها او را سر گرم نکند، داستان‌هایی که جنبهٔ آموزندگی و اطلاعات دهندگی ندارند، داستان‌های ماندگاری نیستند.[۱۰]

یکی از والاترین وظیفه‌های داستان نیز ترویج فضیلت‌های اخلاقی و معنوی و مبارزه با پلیدی‌ها و ناروایی‌ها و بی‌عدالتی‌ها است. داستان‌نویس متعهد گرچه می‌داند داستان باید خواننده را سرگرم کند، در نهایت کارش تعلیم دادن است و آگاه کردن.[۱۱]

بیهقی در کار خویش هرگز قصد داستان‌پردازی نداشته و روایات واقعی تاریخ را تصویر کرده است. او به این که از کتابش استفادهٔ داستانی شود، بی‌رغبت بوده و حتی شاید با چنین قصدی مخالف بوده باشد؛ چرا که تاریخ را از داستان مهم‌تر می‌پندارد. اما در جایگاه نویسندگی‌ خاص خودش، بسیار متعهدانه ویژگی‌های مطلوب انسان کامل را در نظر داشته و در جای جای کتابش برای خوانندگان، معنویت، اخلاق و به خصوص سیرهٔ رفتار انسان متعالی را به جلوه‌گری نهاده است. از این حیث بی‌شک او در شمار و حتی به جرأت می‌توان گفت که در صدر نویسندگان اصیل جای دارد که همواره با دغدغه‌های زندگی انسانی دست به گریبان بوده‌اند.

بخش دوم این مقاله را بخوانید

تاریخ بیهقی در بخش آش‌خانه


[۱] عناصر داستان، جمال میرصادقی- انواع ادبی، سیروس شمیسا

[۲] عناصر داستان، صفحه ۲۱

[۳] همان

[۴] همان

[۵] عناصر داستان، صفحه ۳۳: تعریف جوزف شیپلی از داستان به روایت فرهنگ اصطلاحات ادبی جهان

[۶] همان، صفحه ۳۴

[۷] همان، صفحه ۳۹

[۸] همان، صفحه ۴۴

[۹] ویرایش تاریخ بیهقی از جعفر مدرس صادقی، صفحه۱۳ مقدمه

[۱۰] عناصر داستان، صفحه ۴۴

[۱۱] همان

 

 

Share/Bookmark
تازه‌های نشر
القاعده از زبان مشاور سابقش!
مصطفی حامد –مشهور به ابوالولید المصری- از جمله مشاوران و نزدیکانِ سابقِ گروهِ «القاعده» در خاطراتش این گروهِ تروریستی را به مخاطبان شناسانده است.
اسناد مطبوعاتی‌های مجلس رفته در کتابی تازه
این کتاب بر اساس اسناد گواهی می‌دهد که بیش از هزار نفر از اهالی قلم به مجلس رفته‌اند. از این تعداد 240 نفر مدیرمسؤول و سردبیر بوده‌اند.
پیراهن تو پرچم کدام جمهوری است
پیراهن تو پرچمِ کدام جمهوری است نخستین دفترِ شعرِ رسول پیره است که انتشاراتِ دفترِ شعرِ جوان در سال 1390 آن را منتشر کرده است.
رویدادهای فرهنگی
همراه امام با مردم سخن می‌گوید | برگزار شد
صادق طباطبایی همراهِ امام خمینی، سخنگویِ دولتِ مهندس بازرگان، خواهرزادهٔ امام موسی صدر و از اقوامِ مدیرِ شهرِ کتاب است.
رونمایی از تصویر قدیمی‌ترین قرآن در مجلس
این دست‌نوشتهٔ نفیس مربوط به سال 484 هـ.ق است. نامِ عثمان بن حسین وراق غزنوی به عنوان کاتب و تذهیب‌کارِ این قرآن برده شده است
گفتگو درباره تازه‌ترین اثر بلخاری در شهر کتاب
کتاب "فلسفه هنر اسلامی" نوشته دکتر حسن بلخاری سه‌شنبه 27 دی‌ماه در شهر کتاب بررسی می‌شود.
بازنشر نوشته‌های اشا، با هر حجم و به هر نحو، بدون اجازه و اطلاعِ اهالی خانه، مایه‌ کدورت است!