قرار بود بالای سرم باشی؛ برای همیشه. قرار بود جای خالی پدر و مادر نداشتهام را پر کنی برایم. خودت گفتی من به جز تو و بچهها کسی را ندارم. پس چه شد؟! تو که مدام ماموریت بودی! اصلاً تمام عمرت در ماموریت گذشت. ماموریت آمدن به خواستگاری من. ماموریت عاشق کردن من. ماموریت ضربالاجل رفتن و ماموریت رها کردن من؛ سنگ پشتی که هنوز بچههایش را روی شانههایش این طرف و آن طرف میکشد.
هر هواپیمایی که از دوشان تپه بلند میشد، توی مغزم سمباده میکشید جواد، یک چیز از ته معدهام می جوشید، میآمد بالا. صدای هواپیما آشوبم میکرد. میگفتم : «جواد یک شماره بگذار برو. من میمیرم از دلواپسی.»
میگفتی: «جنگ شماره ندارد!»
بخشی از کتاب
انقلاب که شد انگار که دستی داشت از آن اغمای شیرین، من را میآورد بیرون. زمانی به پایان هفده سال نمانده بود. شمارش معکوس آغاز شده بود. چرا روزها برای رفتن این قدر عجله داشتند، جواد؟! تو هلشان میدادی یا خودشان دو به دو از ما دور میشدند؟ درست مثل آسمان آن شب که همهٔ هلیکوپترهایش را به رخم کشید!
پنجشنبه بر میگشتی تهران. زودتر آمدی. سهشنبه. زنده نه. شهید شده بودی. هواپیمایت سقوط کرده بود.
«آسمان۲» روایتی است از زندگی شهید جواد فکوری؛ از زبان همسرش ژیلا ذره خاک. آغاز روایت در زمان حال است، اگرچه نویسنده مدام به گذشته نقب میزند و در میان خاطرات ژیلا پرسه میزند اما اینگونه توانسته است با پرشهای ناگهانی که در حین روایت رخ میدهد، مخاطب خود را درگیر مسئلهٔ زمان کند و آن را به همان میزان در نظر او کوتاه جلوه دهد، که در نظر راوی است.
استفاده از تکنیک بازگشت به گذشته سبب شده است مخاطب خاطرات راوی را باتوجه به شرایط فعلی او از نظر بگذارند و این در همذات پنداری او با راوی، تاثیری دو چندان داشته است.
|
شنــــاسنامهٔ کتـاب |
|
| عنوان: | آسمان۲ / فکوری، به روایت همسر شهید |
| ناشر: | روایت فتح |
| نویسنده: | زهرا مشتاق |
| گروه مخاطبان: | بزرگسال |
| شمارگان: | ۳۳۰۰ نسخه |
| نوبت چاپ: | سوم / ۸۶ |
| تعداد صفحات: | ۷۱صفحه / پالتویی |
| قیمت: | ۷۵۰ تومان |
| شابک: | ۹۷۸-۹۶۴-۷۵۲۹-۰۴-۴ |





















نتیجهٔ بداههنویسیِ نویسندگانِ
مجموعهٔ «یک اسم و چند قصه» قصههایی
کوتاه و لطیف است 
تبلیغ





